
اجرای یک ریسک مطلوب برای پاداش به تنهایی معاملات من را در سال 2010 تبدیل کرد.
این باعث شد که من متوجه شوم که داشتن نرخ پیروزی بالا از همه مهم نیست. در واقع ، این بی معنی است.
با این حال ، بیشتر معامله گران فارکس چنان مشغول یافتن یک استراتژی سودآور هستند که اهمیت یک خطر مطلوب را برای پاداش فراموش می کنند.
در نتیجه ، آنها نسبت به بازده نامتقارن اهمیت بیشتری را بر نرخ پیروزی بالا قرار می دهند. و من آن را دریافت می کنم. من یکی از آن بازرگانان بودم.
اما این اشتباه است. دستیابی به سود سود مطلوب به ضرر بسیار ساده تر از آن است که 80 ٪ یا 90 ٪ از زمان را بدست آورید.
مهمتر از همه ، تلاش برای به دست آوردن نرخ پیروزی شما که زیاد نیست غیر ضروری است.
همانطور که جورج سوروس یک بار گفت ، این درست نیست که شما مهم باشید یا اشتباه ، این است که وقتی درست می کنید و چه مقدار از دست می دهید ، چه مقدار از دست می دهید.
این جوهر یک خطر مطلوب برای پاداش است. شما می خواهید اطمینان حاصل کنید که هر راه اندازی تجاری که انجام می دهید ارزش خطر دارد.
یک راه عالی برای انجام این کار با R-Multiples است. با این حال ، به جای اینکه فقط از طریق نسبت ها ، R-Multiples و پاداش های نامتقارن صحبت کنید ، می خواهم چهار روش برای حفظ نتایج احتمالی ضمن استفاده از این تکنیک ها به اشتراک بگذارم.
در ادامه بخوانید تا دریابید که چگونه من از یک خطر مطلوب برای پاداش در بازار فارکس استفاده می کنم تا شانس را به نفع خود جمع کنم.
با وجود نام ارعاب کننده ، مفهوم R-Multiples بسیار ساده و در عین حال بسیار مؤثر است.
اول از همه ، "R" مخفف خطر است. شماره ای که در مقابل آن قرار می دهیم چند مورد ماست.
در ابتدایی ترین شکل خود ، R-Multiple چیزی بیش از نسبت سود به ضرر نیست که به عنوان یک شماره واحد ارائه می شود.
نکته دوم برای درک این است که خطر شما همیشه 1R است. فرقی نمی کند که شما 1 ٪ از مانده حساب خود را در هر تجارت یا 5 ٪ ریسک کنید ، همیشه به صورت 1R نوشته شده است.
به یاد داشته باشید که چگونه من ذکر کردم که شماره ای که در مقابل R قرار می دهیم چند برابر است؟
اگر من به شما گفتم که من قصد دارم 3R را در EURUSD انجام دهم ، این بدان معنی است که پاداش بالقوه من سه برابر خطر من است. به خاطر داشته باشید که خطر من ، هرچه ممکن است باشد ، به عنوان 1R نشان داده می شود.
به همین ترتیب ، یک مجموعه تجارت 5R یکی از مواردی است که بازپرداخت پنج برابر مبلغ در معرض خطر است.
بیایید نگاهی به چند مثال بیندازیم.
شما ایده را دریافت می کنیدتمام کاری که ما انجام می دهیم تقسیم فاصله به هدف با میزان پیپ هایی که ما در معرض خطر هستیم.
برای به وجود آوردن چیزهای کامل ، اجازه دهید نگاهی به چند مثال که شامل پول است ، نگاهی بیندازیم.
همانطور که مشاهده می کنید ، مفهوم R-Multiple بسیار ساده است. این یک روش عالی برای تعریف ریسک است زیرا ضرر بالقوه را با بازپرداخت جفت می کند.
با انجام این کار ، می توانید اطمینان حاصل کنید که راه اندازی که می خواهید انجام دهید ، ارزش این خطر را دارد.

یک تصور غلط رایج در بین معامله گران فارکس وجود دارد که ریسک معاملات یک بعدی است. به عبارت دیگر ، این به عنوان 1 ٪ یا 2 ٪ از مانده حساب شما تعریف شده است و این همان است.
اما کسانی که به این روش فکر می کنند ، تصویر بزرگ را از دست نمی دهند.
خطر هرگز یک بعدی نیست. این جنبه دیگری دارد که غالباً نادیده گرفته می شود ، و این جایی است که مفهوم عدم تقارن واقعاً می درخشد.
بعد گمشده چیست؟
پاداش بالقوه یک مجموعه خاص.
ریسک فارکس نسبی است ، هم به اندازه حساب معاملات شما و هم به سود شما که می خواهید با هر موقعیت مشخصی کسب کنید.
خطر 1 ٪ بدون دانستن اندازه حساب شما بی معنی است. همچنین هیچ چیزی در مورد سود شما برای ایجاد خطر 1 ٪ از حساب خود به من نمی گوید.
اصطلاح عدم تقارن یا نامتقارن به نابرابری بین دو طرف اشاره دارد. برای معامله گران ، این دو طرف ریسک و بازده دارند.
تجارت نامتقارن کاری است که در آن پرداخت به طور قابل توجهی بزرگتر از ضرر بالقوه است. من در مورد شما نمی دانم ، اما این قطعاً برای من معنی دارد.
آیا ترجیح می دهید 10 دلار در جیب خود را برای 30 دلار یا 5 دلار به خطر بیاندازید؟
من فکر می کنم همه ما می توانیم قبول کنیم که خطر 10 دلار برای ساخت 30 دلار گزینه معقول است. این همچنین همان کسی است که طی این سالها بهترین کار را برای من انجام داده است.
به عنوان یک R-Multiple نوشته شده است ، این 3R خواهد بود.
با گذشت سالها ، من ده ها استراتژی معاملاتی را امتحان کردم. برخی از آنها برای بازگشت از خطر نامتقارن استفاده می کردند ، اما بیشتر آنها برعکس بودند. آنها شامل ضرر بالقوه ای بودند که از سود فراتر رفت.
این اغلب به عنوان عدم تقارن منفی یا خطر منفی نسبت به پاداش گفته می شود.
من مطمئن هستم که شما وضعیت مشابهی را تجربه کرده اید ، به خصوص اگر از یک استراتژی مقیاس گذاری استفاده کرده اید.
با این حال ، از سال 2010 ، من عدم تقارن را به عنوان الزامی تبدیل کردم.
در ابتدا از حداقل 2R استفاده کردم. بنابراین اگر من 100 پیپ را ریسک می کردم ، هدف باید حداقل 200 پیپ از ورود من فاصله بگیرد.
از چند سال پیش ، من حداقل از 2r به 3r خود را افزایش دادم. بنابراین در هنگام خطر 100 پیپ ، هدف باید حداقل 300 پیپ از ورودی فاصله داشته باشد.
انجام این کار البته تعداد معاملاتی را که هر ماه انجام می دهم کاهش می دهد. از این گذشته ، فقط فرصت های زیادی وجود دارد که 3R یا بیشتر است ، حتی در هنگام تجارت چندین ده جفت ارز.
در حالی که ممکن است فراوانی معاملات کاهش یابد ، یک مورد که مطمئناً افزایش می یابد ، متوسط سود در هر تجارت است.
افزایش حداقل R-Multiple من نیز به من کمک کرده است که بیمار تر بمانم ، که در نهایت به فرصت های بهتر منجر شده است.

هر وقت من به ایده استفاده از نسبت سود نامتقارن به ضرر مانند 2: 1 یا 3: 1 اشاره می کنم ، به ناچار از برخی از معامله گران بازپرداخت می کنم.
برخی معتقدند که این عملی نیست. استدلال آنها این است که اگرچه خطر پاداش شما به صورت مثبت کمرنگ می شود ، اما شانس کاهش سود است.
یک حقیقت برای آن وجود دارد. یک مثال شدید می تواند یک تنظیم 10R باشد که در آن ریسک 100 پیپ و پاداش 1000 پیپ است.
آن را با یک تنظیم مقایسه کنید که در آن هدف سود فقط 100 پیپ از ورودی شما باشد.
به نظر شما کدام یک شانس بهتر برای موفقیت است؟
من فکر می کنم همه ما می توانیم قبول کنیم که این نسبت 1: 1 برای پاداش پاداش است.
با این حال ، به نظر من ، معامله گران که به این روش فکر می کنند فقط نیمی از معادله را مشاهده می کنند.
به یاد داشته باشید ، تجارت به معنای داشتن نرخ پیروزی بالا نیست. اگر واقعاً می خواهید در این تجارت پیش بروید ، باید عدم تقارن را با تنظیمات احتمال زیاد ترکیب کنید.
کسانی که روبات های بازرگانی فارکس را می فروشند ، شما معتقدند که برای پیشروی 90 ٪ از نرخ پیروزی لازم است.
آنچه آنها به شما نمی گویند این است که ربات تجاری آنها 150 پیپ را برای ساخت 10 پیپ یا کمتر به خطر می اندازد. این شرط بدی است که به آن نگاه می کنید.
بنابراین چگونه می توانید در حالی که از یک خطر نامتقارن برای پاداش استفاده می کنید ، یک نتیجه واقع گرایانه از یک نتیجه مثبت داشته باشید؟
در اینجا چند روش برای انجام این کار وجود دارد:
برای دستیابی به بازده نامتقارن ، ابتدا باید سطح پشتیبانی و مقاومت کلیدی را شناسایی کنید.
بدون این مناطق ، شما نمی توانید تعیین ضرر یا هدف سود خود را تعیین کنید.
نمودار زیر را به عنوان نمونه بگیرید.

نمودار خالی ما را خیلی خوب نمی کند. نه تنها ما قادر به شناسایی فرصت های سودآور نیستیم بلکه نمی توانیم تعیین کنیم که آیا پاداش ارزش این خطر را دارد یا خیر.
هنگامی که ما سطح افقی کلیدی خود را ترسیم می کنیم ، همه چیز روشن می شود. اگر فاصله بین هر محدوده را بدانیم ، می توانیم خطر پاداش برای هر نوع تنظیماتی را که در آن صورت می گیرد محاسبه کنیم.

این مناطق کلیدی مانند پایه و اساس یک خانه است. آنها یک نقطه شروع پایدار را از نظر مکانی که باید توجه شما را متمرکز کنید ، و همچنین در کجا می توانید سفارشات خود را ارائه دهید.
شما شروع به ساختن خانه بدون پایه نمی کنید ، درست است؟
جدا از یادگیری برای کنترل احساسات خود ، دانستن چگونگی پشتیبانی و مقاومت به درستی شاید مطلوب ترین ویژگی هر معامله گر باشد. در حقیقت ، هنگامی که شما می دانید چگونه می توانید این مناطق را ترسیم کنید ، همه چیز دیگر بی دردسر می شود.
به این روش فکر کنید: اگر یک نوار پین صعودی با پشتیبانی بحرانی شکل می گیرد ، تنها راه برای دانستن اینکه آیا نسبت سود مطلوب به ضرر امکان پذیر است ، دانستن محل سطح مقاومت بعدی است.
اگر نوار پین نیاز به از دست دادن 50 PIP داشته باشد و سطح مقاومت بعدی 100 پیپ فاصله داشته باشد ، ممکن است چیزی ارزشمند داشته باشید.
از طرف دیگر ، اگر در سطح بعدی 50 پیپ یا کمتر بین الگوی شمعدان وجود داشته باشد ، باید دو بار در مورد خطر سرمایه خود فکر کنید.
ببینید منظورم چیست؟هنگامی که پشتیبانی و مقاومت در نظر گرفته شد ، این مسئله فقط این است که از خود بپرسیم که آیا بازگشت نامتقارن امکان پذیر است یا خیر.
آیا می خواهید بدانید که بانک ها و وجوه بزرگ در کدام طرف بازار هستند؟
مطمئناً انجام می دهیدخوشبختانه ، تعیین مکان این نهادها در هر نقطه از زمان بسیار ساده است.
تمام کاری که شما باید انجام دهید ارزیابی حرکت است. اگر این روند بالاتر باشد ، به این معنی است که بیشتر بازیکنان بزرگ در حال خرید بازار هستند.
برعکس ، اگر این روند پایین تر شود ، این بدان معنی است که بانک ها و بودجه احتمالاً بازار را می فروشند.
من می دانم که شما چه فکر می کنید. اگر این کار آسان بود ، همه ما در سمت "راست" بازار خواهیم بود.
اما من هرگز نگفتم که آسان است. گفتم ساده استاین دو چیز بسیار متفاوت است.
با این حال ، تجزیه و تحلیل روند نیازی به دشوار نیست. این فقط مسئله این است که بفهمیم بازار در حال ایجاد اوج و پایین تر یا پایین تر یا پایین تر است.

تمام کاری که من در نمودار بالا انجام دادم این بود که پایین و اوج نوسان را ترسیم کردم. به محض اینکه این را دیدم ، آشکار می شود که در کدام طرف بازار باید در آن قرار داشته باشم.
ما حتی می توانیم آن را یک قدم جلوتر برداریم و یک کانال صعودی ترسیم کنیم.

آیا می خواهید بدانید چه موقع باید خرید EURUSD را متوقف کنید؟
در زیر آن پشتیبانی از کانال مکان مناسبی برای شروع است. اگر این زوج این مسئله را بشکنند ، احتمال خوبی وجود دارد که بازار پایین تر شود.
این همه چیز در آن است.
هنگامی که می دانید پسران بزرگ در کجا قرار دارند ، می توانید فرصت ها را در همان جهت تماشا کنید. با تجارت همراه با حرکت ، شانس شما در دستیابی به سود نامتقارن مانند 2R یا 3R به صورت نمایی افزایش می یابد.
این مورد علاقه من از این سه است. اهداف اندازه گیری شده شاید یکی از کمترین تاکتیک های مورد استفاده در دنیای تجارت باشد.
بیشتر معامله گران از آنها شنیده اند ، اما تعداد کمی از آنها در واقع از آنها به نفع کامل خود استفاده می کنند.
به عبارت ساده ، اهداف اندازه گیری شده راهی برای تعیین هدف نهایی بازار پس از تأیید یک الگوی خاص است.
من می دانم که ممکن است گیج کننده به نظر برسد اما واقعاً بسیار ساده است.
به عنوان مثال ، تنها یک راه برای تعیین هدف اندازه گیری شده برای الگوی سر و شانه ها وجود دارد. شما از گردن تا بالاترین نقطه سر اندازه گیری می کنید.
در اینجا به نظر می رسد:

توجه کنید که چگونه ابتدا فاصله از گردن تا سر را اندازه گرفتیم. هنگامی که آن اندازه گیری را انجام دادیم ، ما به سادگی همان فاصله را از خط گردن تا نقطه پایین تر از بازار اندازه گیری می کنیم.
ما می توانیم یک هدف مشابه را در الگویی مانند گوه گسترش پیدا کنیم.

توجه کنید که در این حالت ، ما ارتفاع گوه گسترده را اندازه گیری می کنیم و سپس از همان فاصله برای شناسایی یک هدف نهایی استفاده می کنیم.
من به جزئیات بیش از حد نمی پردازم ، زیرا قبلاً درس در مورد اهداف اندازه گیری شده نوشتم. پیوندهای بالا را مشاهده کنید.
با این حال ، می بینید که چگونه اهداف مانند اینها می توانند در هنگام تعیین هدف نهایی به فوق العاده کمک کنند.
به عنوان مثال ، الگوی سر و شانه ها در EURCAD در نمودار فوق دارای هدف PIP 620 بود.
حتی گوه گسترده در نمودار 1 ساعته NZDUSD در بالا دارای یک هدف 93 PIP بود. نوسان جزئی که قبل از خرابی شکل گرفت ، حدود 20 پیپ با هم فاصله داشت.
اگر 20 را به 93 تقسیم کنیم ، 4. 65 می گیریم. این یک سود 4. 65r در طی چند روز است.
ببینید که چگونه می توانید از این اهداف اندازه گیری شده برای دستیابی به یک خطر مطلوب فارکس برای پاداش استفاده کنید؟
شما اغلب الگوهای قیمت مانند آن را پیدا نخواهید کرد. این اشکالی ندارد زیرا وقتی می دانید چگونه به بازده نامتقارن دست یابید ، برای کسب درآمد قابل توجهی فقط به یک ماه نیاز دارید.
این یکی غیر قابل مذاکره است. در حالی که ممکن است شما بتوانید با استفاده از یک هدف اندازه گیری شده از بین نرود ، نمی توانید اهمیت تعیین نقاط خروج را از قبل نادیده بگیرید.
شما نمی توانید خطر را به طور دقیق محاسبه کنید بدون اینکه دقیقاً بدانید که قصد خروج از بازار را دارید. این به دلیل ضرر توقف و هدف سود شما است.
بدون دانستن این سطوح، چگونه می توانید R-multiple خود را تعیین کنید؟
شما نمی توانید. با این حال، این همان کاری است که بسیاری از معامله گران فارکس انجام می دهند، و یکی از دلایل اصلی تصمیم گیری احساسی است.
برای محاسبه R-multiple خود، ابتدا باید ریسک خود را تعریف کنید. بدون آن، شما هیچ ایده ای نخواهید داشت که 1R نشان دهنده چیست.
بنابراین قبل از انجام معامله بعدی، مطمئن شوید که دو نقطه خروج را تعریف کرده اید یکی برای جایی که با ضرر از آن خارج می شوید و دیگری هدف سود شما است.
با قرار دادن استاپ ضرر شروع کنید و سپس از روش هایی که قبلاً در مورد آن بحث کردیم استفاده کنید تا تعیین کنید آیا ریسک نامتقارن برای پاداش ممکن است یا خیر.
اگر چنین است، بررسی بیشتر ضروری است. در غیر این صورت، بهتر است در کنار زمین بمانید.
یکی از دلایل مخالفت بسیاری از معامله گران با ایده استفاده از نسبت ریسک به پاداش نامتقارن این است که تعیین اینکه آیا بازار به هدف خود می رسد یا خیر دشوار است.
با این حال، شما هرگز نمی دانید در هر بازاری چه اتفاقی خواهد افتاد. متغیرهای بسیار زیادی وجود دارد که نمی توان فکر کرد که می توانید با اطمینان کامل اتفاقات بعدی را پیش بینی کنید.
این کار شما نیستدر عوض، کار یک معامله گر این است که تعیین کند چه چیزی محتمل است. این همه است.
با استفاده از روش هایی که به تازگی در مورد آن صحبت کردیم، می توان از نسبت سود به زیان مطلوب استفاده کرد و همچنان انتظاری واقع بینانه از نتیجه مثبت داشت.
فقط به یاد داشته باشید که سطوح کلیدی خود را ترسیم کنید، حرکت را ارزیابی کنید و در صورت امکان از اهداف اندازه گیری شده استفاده کنید.
نکته آخر اینکه همیشه قبل از ورود به بازار نقاط خروجی خود را مشخص کنید. این به شما امکان می دهد تعیین کنید که آیا تنظیم نامتقارن است یا خیر و همچنین به کاهش تصمیم گیری احساسی کمک می کند.
شما چی فکر میکنید؟آیا هنگام اسکن برای راه اندازی فارکس شروع به استفاده از حداقل نسبت ریسک به پاداش خواهید کرد؟
نظر خود را بنویسید یا سوال خود را در زیر بپرسید و به زودی با شما تماس خواهم گرفت.
پلتفرم های تجاری...
برچسب :
نویسنده : مریم کاویانی
بازدید : <-PostHit->