چگونه خط میانی کانال را ترسیم کنیم

ساخت وبلاگ

Neuroscience Online یک منبع الکترونیکی با دسترسی آزاد برای دانشجویان ، دانشکده ها و علاقه مندان به علوم اعصاب است. این پروژه در سال 1999 آغاز شد و بخش اول ، عصب شناسی سلولی و مولکولی ، در سال 2007 منتشر شد.

توسعه با ویژگی های جدید ، مانند قابلیت های دوستانه موبایل ، فیلم های سخنرانی در دوره ، فیلم های سخنرانی همبستگی بالینی ادامه می یابد و در سال 2015 ، ما نوروآناتومی آنلاین را راه اندازی کردیم ، یک آزمایشگاه الکترونیکی با دسترسی آزاد برای تکمیل علوم اعصاب به صورت آنلاین به عنوان منبعی برای مطالعه نوروآناتومی.

علوم اعصاب آنلاین و عصبی آنلاین به پشتیبانی شما نیاز دارند. کمکهای مالی به سایت ما از توسعه بیشتر محتوای جدید ، انیمیشن ها ، فیلم ها و سؤالات معاینه خودآزمایی پشتیبانی می کند. ما می خواهیم به ارائه این منبع ارزشمند ، عاری از تبلیغات ، هزینه ها و بدون محدودیت ادامه دهیم.

پیوند را دنبال کنید تا یک کمک مالی انجام دهید: علوم اعصاب آنلاین دادن

سیستم عصبی انسان به سیستم عصبی مرکزی (CNS) و سیستم عصبی محیطی (PNS) تقسیم می شود. CNS ، به نوبه خود ، به ترتیب به مغز و نخاع تقسیم می شود که به ترتیب در حفره جمجمه جمجمه و کانال مهره قرار دارند. CNS و PNS ، با هماهنگی بازی می کنند ، اطلاعات حسی را ادغام می کنند و عملکردهای حرکتی و شناختی را کنترل می کنند.

1. 1 سیستم عصبی مرکزی (CNS)

شکل 1. 1 نمای جانبی جنین انسان در آغاز هفته 3 (A) و 5 (B) هفته حاملگی.

مغز بالغ انسان بین 1200 تا 1500 گرم وزن دارد و حاوی حدود یک تریلیون سلول است. این حجم حدود 1400 سی سی را اشغال می کند - تقریباً 2 ٪ از کل وزن بدن ، و 20 ٪ خون ، اکسیژن و کالری های موجود در بدن را دریافت می کند. نخاع بالغ تقریباً 40 تا 50 سانتی متر طول دارد و حدود 150 سی سی را اشغال می کند. مغز و نخاع در رشد اولیه از لوله عصبی بوجود می آیند ، که در قسمت جلوی جنین گسترش می یابد تا سه بخش اصلی مغز را تشکیل دهد: Prosencephalon (پیشانی) ، Mesencephalon (Midbrain) و Rhombencephalon (Bindbrain) (شکل 1. 1آ). این سه وزیکول بیشتر به پنج زیربخش متمایز می شوند: Telencephalon ، Diencephalon ، Mesencephalon ، Metencephalon و Myelencephalon (شکل 1. 1B). Mesencephalon ، Metencephalon و Myelencephalon شامل ساقه مغز هستند.

تلسانسفالون شامل قشر مغز (قشر لایه بیرونی مغز است) ، که بالاترین سطح سازمان و عملکرد عصبی را نشان می دهد (شکل 1. 2A و 1. 2B). قشر مغزی از انواع مختلف قشر (مانند لامپ های بویایی ، شکل 1. 2b) و همچنین ساختارهای زیر قشر نزدیک مانند هسته کوودات ، پوتامن ، گلوبوس ، آمیگدال و تشکیل هیپوکامپ تشکیل شده است (شکل 1. 2C).

شکل 1. 2 نمای جانبی (A) و شکمی (B) از قشر مغز. نمای تاج (ج) ساختارهای زیر قشر.

Diencephalon از مجموعه پیچیده ای از هسته ها که به صورت متقارن در هر دو طرف خط میانی قرار دارند ، تشکیل شده است. Diencephalon شامل Thalamus ، Hypothalamus ، Epithalamus و Subthalamus است (شکل 1. 3).

شکل 1. 3 هسته اصلی Diencephalon.

مزانسسفالون (یا مغز میانی) از چندین ساختار اطراف قنات مغزی مانند خاکستری پریاکودکتال (یا خاکستری مرکزی) ، تشکیل شبکیه مزانسفالیک ، ماده نیگرا ، هسته قرمز (شکل 1. 4) ، کولیکول های برتر و تحتانی ، محرک تشکیل شده است. peduncles ، برخی از هسته های عصبی جمجمه و پیش بینی مسیرهای حسی و حرکتی.

شکل 1. 4 ساختارهای diencephalic و mesencephalic زیر قشر.

شکل 1. 5 نمای جانبی از Metencephalon و یک بخش نخاع با الیاف ریشه شکمی و پشتی و گانگلیون ریشه پشتی.

Metencephalon شامل پونز و مخچه است. Myelencephalon (مانند نخاع) شامل مدولا باز و بسته ، هسته های حسی و حرکتی ، پیش بینی مسیرهای حسی و حرکتی و برخی از هسته های عصبی جمجمه است.

انتهای مبهم میلنسفالون به نخاع تبدیل می شود. نخاع یک ساختار استوانه ای دراز است که در داخل کانال مهره قرار دارد که شامل کانال مرکزی و ماده خاکستری اطراف آن است. ماده خاکستری از سلولهای عصبی و سلولهای پشتیبان آنها تشکیل شده و توسط ماده سفیدی که از یک لایه متراکم از الیاف عصبی صعودی و نزولی تشکیل شده است ، محصور شده است. نخاع یک ارتباط اساسی بین سیستم عصبی محیطی و مغز است. این اطلاعات حسی را که از سایت های مختلف خارجی و داخلی از طریق 31 جفت اعصاب ستون فقرات ناشی می شود ، منتقل می کند (شکل 1. 5). این اعصاب ارتباطات سیناپسی را در نخاع یا در مدولا oblongata ایجاد می کنند و به هسته های زیر قشر صعود می کنند.

شکل 1. 6 سیستم عصبی مرکزی ، که شامل نخاع و مغز است ، محافظت شده ترین اندام در بدن انسان است. این سه مانع از محیط بیرونی محافظت می شود: جمجمه ، مننژها و مایع نخاعی مغزی (CSF).

مننژها توسط سه بافت همبند فیبری تشکیل شده اند (شکل 1. 6). بیرونی ترین یک پاکت بافت همبند کلاژن متراکم است که به عنوان ماده دورا (لاتین برای "مادر سخت" شناخته می شود). دوم ، یا غشای واسطه ، یک غشای ظریف غیر عروقی از لایه کلاژن ریز از الیاف شبکیه است که یک غشای مانند وب را تشکیل می دهند ، معروف به آراکنوئید (یونانی برای "عنکبوت"). این ماده از لایه داخلی PIA توسط فضای زیر آراکنوئید ، که پر از مایع مغزی نخاعی است ، جدا می شود. ظریف ترین غشای بافت همبند داخلی کلاژن ، PIA Mater ، یک غشای نازک الاستیک شفاف است که به سطح مغز و نخاع چسبیده است. رگ های خونی واقع در سطح مغز و نخاع در بالای ماده PIA یافت می شود. مننژها در معرض عفونت ویروسی و باکتریایی هستند که به مننژیت معروف هستند ، یک بیماری تهدید کننده زندگی که نیاز به درمان فوری پزشکی دارد.

فضای بین جمجمه و دورا به فضای اپیدورال معروف است. فضای بین دورا و آراچنوئید به عنوان فضای فرعی شناخته می شود. فضای بین آراکنوئید و PIA به عنوان فضای زیرخونوئید شناخته می شود. در این فضا ، یک مایع واضح وجود دارد که به عنوان CSF شناخته می شود. CSF برای پشتیبانی از CNS ، و کوسن و همچنین محافظت از آن در برابر شوک جسمی و تروما است. CSF توسط پلكس كوروئید ، كه از یك لایه تخصصی ترشحی اپندیمال واقع در سیستم بطن تشکیل شده است ، تولید می شود.

سیستم بطن مشتق کانال عصبی جنینی بدوی است. این سیستم یک سری از فضاهای بهم پیوسته در مغز است که شامل CSF است (شکل 1. 7).

شکل 1. 7 سیستم بطن در چهار زاویه مختلف.

به طور کلی ، CN ها را می توان به سه مؤلفه اصلی عملکردی تقسیم کرد: سیستم حسی ، سیستم حرکتی و عملکردهای هموستاتیک و مغز بالاتر. سیستم حسی متشکل از سیستم های حسی ، ویسکروسوری ، شنوایی ، وستیبولار ، بویایی ، شستشو و بصری است. سیستم حرکتی شامل واحدهای حرکتی و سیستم سوماتیک (عضله اسکلتی) ، رفلکس های ستون فقرات ، سیستم احشایی (خودمختار) ، مخچه ، چندین سایت زیر قشر و قشر مغز و همچنین سیستم کنترل حرکتی چشمی است. سیستم عملکردی هوموستاتیک و بالاتر شامل هیپوتالاموس ، مناطق قشر مغز است که در انگیزه ، بینش ، شخصیت ، زبان ، حافظه ، تخیل ، خلاقیت ، خلاقیت ، تفکر ، قضاوت ، پردازش ذهنی و مناطق زیر قشر درگیر در یادگیری ، اندیشه ، آگاهی ، حافظه ، توجه ، توجه ، توجه ، توجه ، توجه ، توجه ،حالت عاطفی ، چرخه خواب و برانگیختگی.

1. 2 نیمکره مغزی

بزرگترین و بارزترین قسمت های مغز انسان نیمکره های مغزی است. مغز دارای یک لایه بیرونی است - قشر ، که از نورون ها و سلولهای پشتیبان آنها تشکیل شده است و در مغز زنده ، رنگ خاکستری دارد که به این ترتیب ماده خاکستری نامیده می شود. در زیر ماده خاکستری ماده سفید است که از الیاف عصبی صعودی و نزولی میل شده تشکیل شده است و در مغز زنده رنگ سفید دارد. تعبیه شده در اعماق ماده سفید ، سنگدانه های نورونهایی هستند که رنگ خاکستری دارند و به هسته های زیر قشر شناخته می شوند. نیمکره های مغزی تا حدی از هم جدا در امتداد خط میانی توسط شکاف interhemispheric (شیار عمیق) مغزی Falx (شکل 1. 8a) است. از نظر خلفی ، یک شکاف عرضی وجود دارد که نیمکره مغزی را از مخچه جدا می کند و حاوی مخچه Tentorium است. نیمکره ها توسط یک بسته بزرگ فیبر C شکل ، Corpus callosum متصل می شوند که اطلاعات بین این دو نیمکره را حمل می کند.

شکل 1. 8 شش لوب قشر: نمای پشتی (A) ، نمای جانبی (B) ، بخش میانی ساژیتال که لوب لیمبیک (به رنگ سبز) (C) را نشان می دهد ، و بخش افقی که قشر عایق (D) را نشان می دهد.

برای اهداف توصیفی ، هر نیمکره مغزی را می توان به شش لوب تقسیم کرد. چهار مورد از این لوب ها با توجه به استخوان های پوشاننده جمجمه به شرح زیر نامگذاری شده اند: فرونتال ، پاریتال ، اکسیپیتال و موقتی (شکل 1. 8a و 1. 8b) ، پنجم در داخل در داخل سولکوس جانبی قرار دارد - لوب های عایق بندی شده (شکل 1. 8B و 1. 8D) ، و لوب ششم لوب لیمبیک (شکل 1. 8C) است که حاوی هسته های سیستم لیمبیک است. نه لوب عایق و نه لوب لیمبیک یک لوب واقعی نیست. اگرچه مرزهای لوبهای مختلف تا حدودی خودسرانه است ، اما نواحی قشر مغز در هر لوب از نظر بافت شناسی متمایز هستند.< pan> برای اهداف توصیفی ، هر نیمکره مغزی را می توان به شش لوب تقسیم کرد. چهار مورد از این لوب ها با توجه به استخوان های پوشاننده جمجمه به شرح زیر نامگذاری شده اند: فرونتال ، پاریتال ، اکسیپیتال و موقتی (شکل 1. 8a و 1. 8b) ، پنجم در داخل در داخل سولکوس جانبی قرار دارد - لوب های عایق بندی شده (شکل 1. 8B و 1. 8D) ، و لوب ششم لوب لیمبیک (شکل 1. 8C) است که حاوی هسته های سیستم لیمبیک است. نه لوب عایق و نه لوب لیمبیک یک لوب واقعی نیست. اگرچه مرزهای لوب های مختلف تا حدودی دلخواه است ، اما نواحی قشر مغز از نظر بافت شناسی متمایز هستند. برای اهداف توصیفی هر نیمکره مغزی را می توان به شش لوب تقسیم کرد. چهار مورد از این لوب ها با توجه به استخوان های پوشاننده جمجمه به شرح زیر نامگذاری شده اند: فرونتال ، پاریتال ، اکسیپیتال و موقتی (شکل 1. 8a و 1. 8b) ، پنجم در داخل در داخل سولکوس جانبی قرار دارد - لوب های عایق بندی شده (شکل 1. 8B و 1. 8D) ، و لوب ششم لوب لیمبیک (شکل 1. 8C) است که حاوی هسته های سیستم لیمبیک است. نه لوب عایق و نه لوب لیمبیک یک لوب واقعی نیست. اگرچه مرزهای لوبهای مختلف تا حدودی خودسرانه است ، اما نواحی قشر مغز در هر لوب از نظر بافت شناسی متمایز هستند.

سطح قشر مغز با چین ها (GYRI) بسیار پیچیده است ، که توسط شیارهای دراز (سولسی) از یکدیگر جدا می شوند. این پیچیدگی ها امکان گسترش سطح قشر مغز را بدون افزایش اندازه مغز فراهم می کند. در سطح جانبی نیمکره مغزی ، دو شیار اصلی عمیق-سولسی (یا شکاف) وجود دارد ، شکاف جانبی (از سیلویان) و سولسی مرکزی (رولاندو) ، این سولسی ها نشانه هایی برای جهت گیری توپوگرافی (شکل 1. 9a) دارند. سولکوس مرکزی لوب فرونتال را از لوب پاریتال جدا می کند و از حاشیه برتر نیمکره در نزدیکی میانی خود به طور مورب به سمت پایین و رو به جلو حرکت می کند تا اینکه تقریباً شکاف جانبی را برآورده کند (شکل 1. 8a و 1. 8b). شکاف جانبی ، جدا کردن لوب های جبهه و پاریتال از لوب تمپورال ، به طور پایین در سطح پایه مغز شروع می شود و به صورت خلفی و به سمت بالا گسترش می یابد و لوب های جبهه و پاریتال را از لوب تمپورال جدا می کند (شکل 1. 9a). لوب فرونتال بخشی است که به سولکوس مرکزی و بالاتر از شکاف جانبی است و یک سوم نیمکره را اشغال می کند (شکل 1. 8 و 1. 9). مرزهای لوب پاریتال دقیق نیست ، به جز مرز شبانه روزی - سولکوس مرکزی. لوب اکسیپیتال بخشی است که به لوب پاریتال مبهم است (شکل 1. 8 و 1. 9). در امتداد سطح جانبی نیمکره ، یک خط خیالی که نوک سولکوس پارتال-اکسیپیتال و شکاف پیش بینی (شکل 1. 9a) را به هم وصل می کند ، لوب پاریتال را از لوب اکسیپیتال جدا می کند. بر روی سطح داخلی نیمکره (شکل 1. 9b) ، سولکوس پاریتو-اکسیپیتال مرز شبانه لوب پاریتالی را تشکیل می دهد. لوب تمپورال شکمی به سولکوس جانبی است ، و بر روی سطح جانبی آن ، سه پیچش مورب گرا را نشان می دهد-گوری برتر ، میانه و تحتانی (شکل 1. 9a). انسولین در اعماق سولکوس جانبی قرار دارد. این منطقه دارای یک ناحیه قشر مثلثی با Gyri و Sulci (شکل 1. 8b و 1. 8d و شکل 1. 9a) است. لوب لیمبیک از چندین منطقه قشر مغز و زیر قشر تشکیل شده است (شکل 1. 9b).

آ.

ب.

شکل 1. 9 ترسیم قشر مختلف ، Sulci و Gyri (A) و نقاشی اواسط ساژیتال بر لوب لیمبیک (به رنگ سبز) (B) تأکید می کند.

قشر مغزی یک ارگان از لحاظ عملکردی است. یک سیستم سازماندهی عملکردی مجموعه ای از نورونهاست که برای انتقال یک نوع (های) خاص از اطلاعات برای انجام یک کار خاص به هم متصل شده اند. می توان در مناطق حسی اولیه قشر مغز ، مناطق حسی ثانویه ، ناحیه حرکتی اولیه ، منطقه پیشرو ، منطقه حرکتی تکمیلی و مناطق ارتباط ، که به ادغام اطلاعات حرکتی و حسی ، فعالیت فکری ، تفکر و درک اختصاص داده شده است ، شناسایی کرد. اجرای زبان ، ذخیره سازی حافظه و فراخوان.

لوب فرونتال بزرگترین لوب های مغزی است و از چهار گوری ، غدهای پیشانی تشکیل شده است که موازی سولکوس مرکزی است ، و سه گوری افقی: گوری برتر ، میانه و تحتانی. ژیروس فرونتال تحتانی از سه قسمت تشکیل شده است: مداری ، مثلثی و عمل جراحی. اصطلاح عملگر به "لب شکاف جانبی" اشاره دارد. سرانجام ، ژیروس مستقیم (رکتوس Gyrus) و مداری گوری پایه لوب فرونتال را تشکیل می دهند (شکل 1. 9b). چهار حوزه عملکردی عمومی در لوب فرونتال قرار دارند. آنها قشر حرکتی اصلی هستند ، جایی که تمام قسمت های بدن نشان داده می شوند ، مناطق پیشرو و حرکتی تکمیلی. منطقه ای که مربوط به مکانیسم های حرکتی فرمولاسیون گفتار است که از قسمتهای عملیاتی و مثلثی از ژیروس فرونتال تحتانی به عنوان منطقه گفتار بروکا شناخته می شود و باقیمانده قشر جلوی مغز در فعالیت ذهنی ، بینش شخصیت ، دوراندیشی و پاداش نقش دارد. بخش مداری قشر جلوی مغز در تعویض مناسب بین مجموعه های ذهنی و تنظیم احساسات مهم است.

لوب پاریتال از سه گوری تشکیل شده است: ژیروس پس از مرکز ، گوری برتر و فرومایه (شکل 1. 9a). غده پس از مرکز بلافاصله در پشت سولکوس مرکزی قرار دارد که مرز قدامی آن را تشکیل می دهد. ژیروس پس از مرکز شامل قشر حسی اولیه است که مربوط به پذیرش حسی ، ادغام و پردازش اطلاعات حسی از سطح بدن و از احشای است و برای تدوین ادراک مهم است. غده بعد از مرکز غده پس از مرکز ، ژیروس پارتیال فرومایه است. سولکوس داخل رحمی ، ژیروس پاریتال خلفی را از غده پارتال تحتانی جدا می کند. ژیروس پارتیال تحتانی نشان دهنده منطقه انجمن قشر مغز است که اطلاعات حسی را از چندین روش مانند اطلاعات شنوایی و بصری ادغام و پردازش می کند. ژیروس پارتیال تحتانی ، که به عنوان منطقه ورنیک شناخته می شود ، برای مهارت های زبان و خواندن نیز مهم است ، در حالی که ژیروس پارتیال برتر به تصویر بدن و جهت گیری های مکانی مربوط می شود.

لوب تمپورال توسط سه Gyri به صورت مورب تشکیل شده است: Gyri برتر ، میانه و تحتانی (شکل 1. 9a). استنباط شده به غده زمانی تحتانی ، گوری های بی نظیر و پاراهیپوکامپ است که توسط سولکوس وثیقه از هم جدا می شوند. سطح فوقانی ژیروس زمانی برتر ، که به شکاف جانبی گسترش می یابد ، ژیروس موقتی عرضی (از HESCHL) نامیده می شود و قشر شنوایی اصلی است. قسمت دلپذیر از گوروس موقتی برتر ، که تا قشر پاریتال امتداد دارد ، بخشی از منطقه ورنیک را تشکیل می دهد. حوزه ورنیک تا حدودی مربوط به پردازش اطلاعات شنوایی است و در درک زبان مهم است. قسمت تحتانی لوب تمپورال (به عنوان مثال ، gyri occipitotemporal) در پردازش بصری و شناختی نقش دارد. از نظر پزشکی بیشتر گوروس Parahippocampal است که در یادگیری و حافظه نقش دارد. بخش هایی از لوب های فرونتال ، پاریتال و تمپورال ، که در مجاورت سولکوس جانبی قرار دارند و قشر عایق را روی هم قرار می دهند ، به عنوان عملگر شناخته می شوند. سطح استنباطی لوب تمپورال از UNCUS و غده های پاراحیپوکامپ از نظر پزشکی تشکیل شده است. سطح تحتانی لوب تمپورال بر روی مخچه Tentorium قرار دارد.

لوب اکسیپیتال دمی ترین قسمت مغز است که روی مخچه تنتوریوم قرار دارد (شکل 1. 9A) و از چند شکنج جانبی نامنظم تشکیل شده است. در سطح داخلی آن، یک شکاف برجسته وجود دارد - شکاف کلکارین و شیار پاریتو-اکسیپیتال. شکاف آهکی (شیار) و شیار جداری-اکسیپیتال نیز یک ناحیه قشری معروف به کونیوس را تعریف می کنند. شیار کونیوس لوب اکسیپیتال را به دو قسمت پشتی و شکمی به شکنج زبانی تقسیم می کند. لوب اکسیپیتال شامل قشر بینایی اولیه و درجه بالاتر است.

شکل 1. 10 جسم پینه ای و قسمت های مختلف آن.

لوب اینسولا در عمق شکاف جانبی قرار دارد و تنها زمانی که لوب تمپورال و فرونتال از هم جدا شده باشند قابل مشاهده است (شکل 1. 8B و 1. 8D). اینسولا با چندین شکاف و شکاف بلند، gyri breves و gyri longi مشخص می شود. شواهدی وجود دارد که نواحی قشر منزوی درگیر درد و تنظیم عملکرد اتونوم هستند.

لوب لیمبیک یک لوب واقعی نیست و از چندین ناحیه قشری مانند شکم سینگوله و پاراهیپوکامپ، برخی از نواحی زیر قشری مانند هیپوکامپ، آمیگدال، سپتوم و سایر نواحی با اتصالات صعودی و نزولی مربوطه تشکیل شده است (شکل های 1. 8C و 1. 9). ب). لوب لیمبیک در حافظه و یادگیری، رفتارهای مرتبط با محرک و عملکرد عاطفی نقش دارد.

مناطق زیر قشری مانند گانگلیون قاعده ای و مجموعه هسته آمیگدال در تلانسفالن وجود دارد. جسم پینه ای مجموعه ای از رشته های عصبی است که دو نیمکره را به هم متصل می کند. جسم پینه ای به منبر (سر)، بدن تقسیم می شود، منقاری ترین قسمت ژنو (زانو) با اتصال منبر و بدن، و طحال در انتهای دمی (شکل 1. 10) است. جسم پینه ای نقش مهمی در انتقال اطلاعات از یک نیمکره به نیمکره دیگر دارد.

1. 3 Diencephalon

دومین مشتق اصلی Prosencephalon Diencephalon است. Diencephalon ترین ساختار ساقه مغز است. در جنبه فرومایه مغز تعبیه شده است. کمیاب خلفی نقطه عطف اتصالی بین دیبالون و مزانسفالون است. به طرز فجیعی ، Diencephalon با Tegmentum of Midbrain مداوم است. در طول توسعه ، Diencephalon به چهار منطقه متمایز می شود: تالاموس ، هیپوتالاموس ، Subthalamus و Epithalamus (شکل 1. 11) اپیتالاموس شامل Trigone Habenular Stria Medullaris ، غده پینهال و کمیته خلفی است.

شکل 1. 11 نقاشی میانی ساژیتال که ساختارهای اصلی Diencephalon و Rhombencephalon را نشان می دهد.

1. 4 ساقه مغز

ساقه مغز از Mesencephalon (مغز میانی) ، Metencephalon و Myelencephalon تشکیل شده است. Metencephalon و Myelencephalon در کنار هم ، Rhombencephalon (Bindbrain) را تشکیل می دهند ، که به Pons تقسیم می شود ، و Medulla Oblongata (شکل 1. 11 و 1. 12).

Mesencephalon (مغز میانی) با Diencephalon Rosttrally و با Pons به طرز فجیعی مداوم است. مغز میانی کوچکترین قسمت ساقه مغز است که طول آن حدود 2 سانتی متر است. این ماده از یک خلفی تکتوم ، یک tegmentum به صورت پایین و یک پایه قدامی تشکیل شده است. تکتوم سقف قناتهای مغزی را تشکیل می دهد ، که بطن سوم را با بطن چهارم و کف آن به کف آن متصل می کند. پایه مغز میانی شامل پدونل مغزی است که حاوی الیاف عصبی است که از قشر مغزی فرود می آیند. هسته های 3 (oculomotor) ، 4 (trochlear) و بخشی از 5 (Trigeminal) در Tegmentum میانی قرار دارند. هسته قرمز و ماده Nigra ، دو هسته برجسته نیز در Tegmentum میانی وجود دارد. تکتوم میانی مغز توسط دو جفت ساختار گرد تشکیل می شود: کلیکول های برتر و تحتانی. کلیکول های برتر و تحتانی (شکل 1. 12) به ترتیب در عملکردهای بصری و شنوایی نقش دارند.

شکل 1. 12 طراحی اواسط ساقه ساقه مغز.

پونز با مغز میانی مداوم است و از دو قسمت تشکیل شده است ، پونتین tegmentum (واقع در داخل) و پون های بازیلر. در سطح پون ها ، قنات مغزی گسترش یافته است تا بطن چهارم را تشکیل دهد (شکل 1. 12). مخچه واقع در خلفی به پون ها است و بخشی از سقف (تکتوم) بطن چهارم را تشکیل می دهد. Pons حاوی هسته هایی است که از مناطق مختلف قشر مغز آکسون دریافت می کنند. پیش بینی های آکسون این نورونهای پونتین ، بسته های فیبر عرضی بزرگی را تشکیل می دهند که پون ها را طی می کنند و از طریق پایه های مخچه میانی به مخچه مقابل می روند. همچنین ، در پایه Pons و Tegmentum الیاف طولی صعودی و نزولی قرار دارند. هسته های 5 (Trigeminal) ، 6th (Abducens) ، 7th (صورت) و 8 (Vestibulocochlear) در Pons Tegmentum قرار دارند.

Medulla oblongata (Myelencephalon همچنین به عنوان مدولا شناخته می شود). مدولا بین پونز به صورت شبانه روزی و نخاع قرار دارد. با نخاع درست در بالا به Foramen Magnum و اولین عصب نخاعی ادامه دارد. سطح خلفی مدولا نیمی از لجن کف بطن چهارم و مخچه ، سقف آن را تشکیل می دهد (شکل 1. 12). پایه مدولا توسط الیاف هرمی هرمی از قشر مغز تشکیل می شود. Medulla tegmentum حاوی الیاف صعودی و نزولی و هسته ها از اعصاب نهم (Glossopharyngeal) ، 10 (واگ) ، یازدهم (لوازم جانبی) و دوازدهم (هیپوگلازا) است. الیاف قشر مغز (هرم) در کنار شکاف متوسط قدامی قرار دارند و از آن جدا می شوند (از خط میانی عبور می کنند) تا طرف مقابل در راه رسیدن به نخاع باشند. سایر ساختارهای برجسته در مدولا زیتون فرومایه و پدونل مخچه تحتانی است. مدولا حاوی هسته هایی است که تنفس ، بلع ، تعریق ، ترشح معده ، قلب و وازوموتور را تنظیم می کند.

خونریزی شریانی به مغز از دو سیستم شریانی حاصل می شود: سیستم کاروتید و سیستم مهره ها. مجموعه ای از کانال های آناستوموتیک که در پایه مغز قرار دارند ، معروف به دایره ویلیس ، امکان برقراری ارتباط بین این دو سیستم را فراهم می کند (شکل 1. 13).

شکل 1. 13 اصلی اصلی خون شریانی به مغز است.

خونریزی شریانی به نخاع از دو شاخه شریان مهره ، قدامی و دو شریان نخاعی خلفی که طول نخاع را اجرا می کند و یک پلکسوس نامنظم در اطراف آن تشکیل می شود ، مشتق شده است (شکل 1. 14).

شکل 1. 14 تامین خون شریانی طناب نخاعی.

1. 5 سیستم عصبی محیطی (PNS)

شکل 1. 15 سیستم عصبی محیطی.

PNS شامل 31 جفت اعصاب نخاعی، 12 جفت اعصاب جمجمه، سیستم عصبی خودمختار و گانگلیون ها (گروه هایی از سلول های عصبی خارج از CNS) مرتبط با آنها است. اندام های گیرنده حسی نیز در PNS گنجانده شده اند. اندام های گیرنده در تمام قسمت های بدن پراکنده می شوند، تغییرات را از اندام های خارجی و داخلی حس و درک می کنند، سپس این اطلاعات را به سیگنال های الکتریکی تبدیل می کنند که از طریق یک شبکه عصبی گسترده به CNS منتقل می شوند (شکل 1. 15). اعصاب جمجمه ای و نخاعی حاوی رشته های عصبی هستند که اطلاعات را به آوران-(به لاتین به معنای حمل به سمت) و از-وابران (به لاتین به معنای حمل دور) CNS هدایت می کنند. فیبرهای آوران اطلاعات حسی را از گیرنده های حسی در پوست، غشاهای مخاطی و اندام های داخلی و از چشم، گوش، بینی و دهان به CNS منتقل می کنند. فیبرهای وابران سیگنال هایی را از مراکز قشر و زیر قشری به نخاع و از آنجا به عضله یا عقده های خودمختار که اندام های احشایی را عصب می کنند، می رسانند. فیبرهای آوران (حسی) از طریق ریشه پشتی (خلفی) وارد نخاع می شوند و فیبرهای وابران (حرکتی) از طریق ریشه شکمی (قدامی) از نخاع خارج می شوند. عصب نخاعی از به هم پیوستن ریشه های پشتی و شکمی تشکیل می شود. اعصاب جمجمه از جمجمه و اعصاب طناب نخاعی از طریق سوراخ هایی در استخوان به نام فورامینا (لاتین به معنی باز شدن) مهره ها را ترک می کنند.

PNS به دو سیستم تقسیم می شود: سیستم احشایی و سیستم بدنی. سیستم احشایی به عنوان سیستم خودمختار نیز شناخته می شود. سیستم عصبی خودمختار (ANS) اغلب یک نهاد جداگانه در نظر گرفته می شود. اگرچه تا حدی در PNS و تا حدی در CNS تشکیل شده است، اما بین PNS و CNS رابط می شود. عملکرد اولیه ANS تنظیم و کنترل عملکردهای بیهوشی از جمله احشایی، ماهیچه صاف، عضله قلبی، عروق و عملکرد غدد است (شکل 1. 16). ANS را می توان به سه زیربخش تقسیم کرد:

  1. زیربخش سمپاتیک (یا قفسه سینه) مرتبط با نورون های واقع در خاکستری ستون فقرات بین سطوح سینه ای و کمری فوقانی.
  2. زیربخش پاراسمپاتیک (یا کرانیوساکرال) با اعصاب 3، 7، 9 و 10 جمجمه و همچنین با اعصاب خاجی 2، 3 و 4 مرتبط است.
  3. زیربخش روده یک شبکه عصبی پیچیده در دیواره های سیستم دستگاه گوارش است و حاوی نورون های بیشتری نسبت به نخاع است. سیستم احشایی (خودمختار) اندامهای داخلی را در خارج از قلمرو کنترل آگاهانه تنظیم می کند. مؤلفه PNS سیستم سوماتیک شامل گیرنده های حسی و نورونهای موجود در آنها و الیاف عصبی آنها که وارد نخاع می شوند. سیستم عصبی احشایی و جسمی در درجه اول به کارکردهای خودشان مربوط می شود ، اما همچنین با سایر جنبه های سیستم عصبی هماهنگ هستند.

شکل 1. 16 سیستم عصبی اتونوم.

1. 6 جهت گیری به سیستم عصبی مرکزی

در این بخش بخش های نماینده از طریق CNS به منظور آشنایی خواننده با ساختارهای برجسته و کمک به شناخت سطح و جهت گیری بخش نشان داده شده است. همچنین نقاط دیدنی برای یافتن هسته ها و تراکت های درگیر در عملکردهای حسی و حرکتی را فراهم می کند. اصطلاحات جهت دار در توصیف مکان ساختارها در CNS استفاده می شود.

شکل 1. 17 جهت گیری سیستم عصبی مرکزی نخاع و بخش های مختلف مغز.

به خاطر داشته باشید که اصطلاحات خاصی برای توصیف سیستم عصبی چهار برابر ساخته شده است و ممکن است هنگام استفاده از دوقطبی ، معنای کمی متفاوت داشته باشد. به عنوان مثال ، سطح شکمی نخاع چهار ضلعی با سطح قدامی دوقطبی قابل مقایسه است (شکل 1. 18). در توضیحات زیر ، اصطلاحات برای یک انسان ایستاده اعمال می شود. اصطلاحات شبانه و قدامی به جهت به سمت صورت/بینی اشاره دارد. اصطلاحات caudal و خلفی به جهت به سمت باسن/دم اشاره دارند. اصطلاحات پایین و برتر به طور کلی به روابط مکانی در یک جهت عمودی اشاره دارد (شکل 1. 18). یک بخش تاج موازی با صفحه عمودی است و یک بخش میانی می تواند سر را به نیمه های قدامی و خلفی تقسیم کند (شکل 1. 19). بخش ساژیتال نیز به موازات هواپیمای عمودی است ، اما یک بخش میانی سر را به نیمه های راست و چپ تقسیم می کند. بخش افقی (محوری) به موازات هواپیمای افقی است و یک بخش میانه افقی ، سر را به نیمه های برتر و تحتانی تقسیم می کند. مقاطع عرضی یا مقطع نخاع انسان در یک صفحه عمود بر عمودی (یعنی در صفحه افقی سر) گرفته می شود. بیشتر تکنیک های تصویربرداری الکترومغناطیسی تصاویری از مغز را در هواپیماهای تاج ، افقی (محوری) و ساژیتال تولید می کنند. بخش های نماینده بخش های عرضی از طریق نخاع و ساقه مغز و بخش های تاج از طریق تلسفالون و دیسفالون هستند (شکل 1. 17).

شکل 1. 18 شماتیک نشان دهنده جهت گیری مغز در جمجمه / کرانیوم.

شکل 1. 19 سه صفحه بخش مغز.

بخش عرضی از طریق نخاع. شکل 1. 17a بخشی را که در سطح نخاع قفسه سینه گرفته شده است نشان می دهد. نورون نخاع (ماده خاکستری) یک هسته مرکزی را تشکیل می دهد که پیکربندی پروانه ای را که توسط الیاف عصبی (ماده سفید) احاطه شده است ، تشکیل می دهد. در نیمه های چپ و راست نخاع ، ماده خاکستری در یک شاخ پشتی و شاخ شکمی با خاکستری میانی واقع در بین آنها سازماندهی می شود. در نخاع قفسه سینه ، که در این شکل نشان داده شده است ، شاخ جانبی به صورت جانبی از خاکستری میانی (شکل 1. 17a) امتداد می یابد. ماده سفید نخاع به ستون سفید خلفی ، ستون سفید قدامی و ستون سفید جانبی تقسیم می شود. کمیته سفید قدامی به دو نیمه نخاع می پیوندد و شکمی به رنگ خاکستری میانی است. الیاف ریشه پشتی در سولکوس پشتی وارد نخاع می شوند و الیاف الیاف ریشه شکمی از نخاع در بسته های ریز و درشت های بی شماری از طریق فانیکول شکمی خارج می شوند (شکل 1. 5 را ببینید).

بخش عرضی از طریق مدولا. شکل 1. 17b بخشی است که در سطح مدولا فوقانی گرفته شده است. ساختارهای برجسته شامل بطن چهارم ، هسته هیپوگلوزال ، پدونل مخچه تحتانی ، مجتمع الیواری تحتانی و اهرام است. همانطور که در بخش نخاع ، دستگاه های فیبر ، پدونل مخچه تحتانی و اهرام ، در این بخش سبک به نظر می رسند در حالی که هسته های موجود در مجموعه الیواری تحتانی تاریک به نظر می رسند.

بخش عرضی از طریق پونز. شکل 1. 17c بخشی است که در سطح پونز میانی گرفته شده است. سازه های برجسته شامل بطن چهارم ، Pons tegmentum است که شامل هسته های Abducens است. پایه پونز ، که شامل الیاف قشر مغز و هسته های پونتین است. و پله های مخچه میانی.

بخش تاج از طریق تلسفالون شبانه. شکل 1. 17D بخشی است که در سطح تخلیه قسمت قدامی گرفته شده است. سازه های برجسته شامل سر هسته Caudate ، اندام قدامی کپسول داخلی ، Globus pallidus و Putamen (برای کنترل عملکردهای حرکتی مهم است). کمیاب قدامی ، یک بسته نرم افزاری که به لوب های جلویی راست و چپ وصل می شود ، می توان از آن استفاده کرد (عبور از خط میانی). Corpus callosum باند ضخیم از الیاف عصبی decussating واقع در بالای بطن های جانبی را تشکیل می دهد. در زیر فیبرهای عصبی توبیلنفالون از هر چشم از بین بردن چشم در قسمت نوری و به الیاف غیرمجاز برای تشکیل دستگاه نوری پیوست.

بخش تاج از طریق محل اتصال میانی بری-دیسفالون. شکل 1. 17E بخشی است که در سطح محل اتصال مغز میانی با Diencephalon گرفته شده است. توجه کنید که صفحه بخش با بخش های قبلی متفاوت است. در این سطح ، یک ساختار برجسته از Diencephalon تالاموس است که بطن سوم را احاطه کرده است. اندام خلفی کپسول داخلی تالاموس را از ساختارهای تلسفالی اطراف (یعنی گلوبوس پالیدوس و پوتامن) جدا می کند. جانبی به پوتامن انسولین است در حالی که از نظر پشتی بیشتر Corpus callosum حفره های بطن های جانبی را پوشانده است. در زیر بطن سوم هسته قرمز ، ماده اصلی Nigra و Crus Cerebri از مغز میانی قرار دارد که ادامه کپسول داخلی است.

بخش از طریق مغز میانی. شکل 1. 17F بخشی است که هسته اصلی مغز میانی را نشان می دهد که شامل تکتوم (کلیکولی برتر) خاکستری پریاکودکتال ، هسته های قرمز ، مچوی نیگرا و پدونل های مغزی است.

کمکهای مالی به علوم اعصاب آنلاین به تأمین اعتبار ویژگی ها و محتوای جدید کمک می کند.

پلتفرم های تجاری...
ما را در سایت پلتفرم های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مریم کاویانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 13:18