
"من دوست دارم اگر این پول مهربان داشته باشم ، این کار را انجام دهم."همه ما آن را گفته ایم. مهم نیست که چقدر از متخصص انرژی انرژی شما هستید ، شکایت کرده اید که کمبود پول شما را عقب نگه می دارد.
و به همان اندازه که به صورت آنلاین می شنویم که این یک چیز برای جذب انرژی نیست ، به روشی عملی حس زیادی می کند. اگر نمی توانید کاری را انجام دهید یا کاری انجام دهید ، نمی توانید این کار را انجام دهید. درست؟
وقتی افرادی مانند جن سینرو (شما در کسب درآمد بد هستید) به شما می گویند با تمایل به پول خوب شوید (که این چیزی کثیف یا شر نیست) ، می توانید پشت سر بگذارید. زیرا این خواسته در آنجا در آنجا بوده است.
اما پس از آن شما به این ضربه ناگوار ضربه بزنید: وقتی پول در آنجا نیست. حتی اگر واقعاً آن را می خواهید. شما به راحتی اعتراف می کنید که پول می تواند کارها را انجام دهد. هنگامی که در تبلیغات ، مربیان ، دوره ها ، اعضای تیم سرمایه گذاری می کنید ، تجارت شما را رشد می دهد. پول واقعاً کاتالیزور است تا بسیاری از مواردی را که می خواهید در تجارت و زندگی می خواهید بدست آورید. بنابراین شما آشکارا اعتراف می کنید که می خواهید پول.
شما فقط نمی دانید چگونه آن را بدست آورید.
ایده جذب پول هنگام شروع کار خود برای من جدید بود (و هنوز هم اینطور است اما من در یادگیری آن سرمایه گذاری زیادی کرده ام). روایت زندگی من این بود ، ساعت های بیشتری کار می کند ، پول بیشتری می گیرم. یک کار "بهتر" کار کنید ، پول بیشتری کسب کنید. ایده جذب پول یک مفهوم دشوار است و من اغلب خودم را مقصر کمبود پول برای مشکلاتم می دانم.
اما مشکلات ما نمی تواند تقصیر پول باشد ، اکنون می توانند؟"پول" یکی از آن مفاهیم نامشهود است که ما یک تمبر ملموس را بر روی آن قرار داده ایم. به نوعی تکه های کاغذ چاپ شده در جایی در واشنگتن (من نمی دانم پول در کجا چاپ می شود) به مرکز اقتصاد جهان تبدیل شد.
(من دروغ نمی گویم ، هنوز هم به ذهنم خطور می کند که من در یک حساب بانکی پول دارم بدون اینکه * در واقع * پول کاغذی در یک حساب بانکی داشته باشم.)
اما ، در مطالعات من در مورد جذب پول ، من از طریق (نسخه تفکر من) مفاهیم فلسفی بیشتر در پشت انرژی جذب پول نوشتم. من به تازگی چندین مشتری را پشت سر هم امضا کردم و معتقدم این روند نقش مهمی در آن بازی کرده است.
پول خدا نیست ، جهان یا هر قدرت بالاتر دیگر. این یک شیء ملموس است که ما برای خرید چیزهایی که می خواهیم استفاده می کنیم. بنابراین اگر می خواهیم هر چیزی یا هر کسی را به دلیل کمبود پول سرزنش کنیم ، غیرممکن است که پول آن باشد. پول چیزهایی به ما نمی دهد. ما خودمان آنها را می گیریم. یا خدا یا جهان بسته به نحوه نگاه به آن ، آنها را به ما می دهد.(من آن را در یک دقیقه پوشش خواهم داد.)
شما نمی توانید یک آهنربا را به دلیل عدم اتصال به مقوا مقصر بدانید.
هنگامی که ما تصدیق کردیم که پول موجودی با اراده نیست ، پس باید به آن نگاه کنیم که صرفاً مهم است که آهن ربا به مواد جذب کننده آن می پردازند. اگر سعی کنیم یک آهنربا را به یک تکه مقوا وصل کنیم ، به دلیل امتناع از چسبیدن به آهنربا عصبانی نمی شویم - ما فقط می رویم و یخچال یا چیز دیگری را پیدا می کنیم که می تواند به آن بچسبد.
شما هستید. شما مسئول دریافت پول خود هستید. برای جذب این پول روی شانه های شما می افتد ، بنابراین راه شما می آید.
ما همچنین می شنویم که کارشناسان پولی که در مورد سؤال از جهان/خدا صحبت می کنند ، به شما پول می دهند. و شما در طرف دیگر آن را دریافت می کنید. قدم بعدی این است که سردرگمی این است که برای دریافت پول چقدر باید انجام دهم و چقدر نیاز دارم که بنشینم و اجازه دهم قانون جاذبه کار خود را انجام دهد؟زنانه در مقابل مردانه و همه اینها.
در اینجا چگونه من معتقدم که از نظر لجستیکی کار می کند.
از یک طرف پول وجود دارد. از طرف دیگر ، ما هستیم. ما می خواهیم این پول از آن عبور کند و به سمت ما بیاید تا بتوانیم آن را داشته باشیم.
بین پول و ما نیروی پرانرژی/جهان/خدا است که آن را برای ما به ارمغان می آورد. اما دقیقاً مانند یک آهنربا باید نوع خاصی از مواد را برای چسبیدن به آن داشته باشد ، ما باید نوع خاصی از مواد را برای نیروی پرانرژی تهیه کنیم.

آن ماده خاص چیست؟اگر ما فقط همه تئوری های پیچیده را نادیده بگیریم و به سادگی به آن نگاه کنیم ...
بدست آوردن آنچه می خواهیم صرفاً مسئله این است که بتوانیم آن را بدست آوریم.
اما ... در واقع اعتقاد به این نیست که گفتن ما اعتقاد داریم. این در حال کپی کردن برخی از تأییدات پول ، نوشتن آنها و خواندن روزانه آنها نیست.(زیرا می توانید تمام وقت چیزهایی را بگویید که واقعاً باور نمی کنید). بنابراین کار واقعی به تغییر اعتقادات روانشناختی از پیش شرط شما می رسد که نمی توانید پول بدست آورید.
شرط بندی مجدد باورهای روانی ما هیچ گونه کیک نیست ، اما من آن را به دو ماده اصلی می جوشم:
بدون عمل ، انرژی فقط می نشیند و راکد می شود. و بدون انرژی ، عمل مانند چرخش در هیچ جایی برای رفتن نیست.
من در این مورد با سارا نگوس (یک مربی معنوی) همکاری کرده ام ، و این روندی است که من برای مقابله با بخشی از انرژی معادله طی کردم:
دانستن آنچه شما به طور ناخودآگاه اعتقاد دارید اولین قدم برای تغییر این عقاید است. من این را از طریق روزنامه نگاری پیدا کردم. یکی از بهترین تمریناتی که می توانید انجام دهید این است که تمام چیزهایی را که در مورد پول شنیده اید هنگام بزرگ شدن ، بنویسید.
سپس لیستی از حدود 8 اعتقاد برجسته را که ناخودآگاه آموخته ام تهیه کردم.
این یک روند 5 دقیقه ای نبود. من باید اطمینان حاصل کنم که من فقط چیزهایی را که خوانده ام نمی نویسم بلکه واقعاً باور نمی کنم. بنابراین باید اطمینان حاصل کنم که هر زمان که به خودم می گویم ، این چیزی است که من واقعاً می توانم باور کنم.
اعتقاد پول من شماره 7 این بود: "من باید برای مدت طولانی کار کنم تا چیزهایی را که می خواهم بدست آورم."بعد از کمی روزنامه نگاری ، من با این تغییر نامم: "اگر از کاری که می کنم لذت می برم ، من آنچه را که می خواهم دارم."
اکنون ، حتی وقتی که به اعتقادات قدیمی متوسل می شوم ، لیستی از 8 تأیید شخصی دارم که واقعاً معتقدم درست است ، که می تواند انرژی من را به جای مناسب برگرداند.
در تجربه من ، انرژی من بر اساس آنچه من در مورد وقایع پولی انجام می دهم تغییر می کند. اگر آخر هفته را در کوهستان در کوهستان گذراندم ، می توانم احساس آرامش بیشتری داشته باشم ، احساس آرامش می کنم ، کمتر به نتیجه هفته کاری خود در پیش می رود.
اگر صبح ، روزنامه نگاری ، مراقبه و ورزش را سپری کنم ، تمایل دارم با اشتیاق بیشتر به وظایف خود نزدیک شوم. این روزهایی است که می توانم در کار خود گم شوم زیرا من در آن هستم. من نگاه می کنم و روز تقریباً بدون توجه به پایان می رسد.
هنگامی که انرژی خود را جاز کردید ، آیا این به معنای انجام فعالیت های روزانه در زمینه درآمدزایی متفاوت است؟
آیا این به معنای تغییر استراتژی کسب و کار/دسترسی/پول برای ذخیره سازی است؟
یا آیا انجام کارهای مشابه با انرژی مختلف است؟
و چگونه می توانید بدانید که وقتی کار درستی انجام می دهید؟
بعد از کشف اعتقادات پول کودکی خودم ، خیلی زود فهمیدم که تلاش برای پول درآوردن را متوقف کرده ام ، زیرا من به دلیل عدم دریافت آن چیزی که می خواستم ، مقصر نبودم.
مطمئناً ، من هنوز به طور مداوم در حال بازاریابی بودم ، اما با آن راکد شده ام. هر روز "همان ol". بنابراین من از بازاریابی استراحت کردم. من بیش از یک هفته یک پست اینستاگرام ننوشته ام. در عوض ، من تصمیم گرفتم به افرادی که در گذشته علاقه مند به کار من بوده اند ، دسترسی پیدا کنم. من مستقیماً از آنها پرسیدم ، "آیا می خواهید با من کار کنید؟"
و Whaddya می داند؟من تقریباً بلافاصله یک مشتری را امضا کردم. روز بعد دیگر را امضا کردم. و دو تماس فروش را برای هفته بعد تنظیم کرد.
من لزوماً از طریق روزنامه نگاری به این تصمیم نرسیدم. اما یک بار که من شروع به انجام عمل کردم ، احساس درستی داشت. هنگامی که وقت خود را برای نگاه کردن به عقب انداختم ، فهمیدم که این ارتباط مستقیم با کشف این عقاید است. قرار دادن آنها در فضای باز. تغییر آنهاپاکسازی ذهنی من.
و سپس عمل به طور طبیعی انجام شد. به دنبال نتایج
از طریق اعتقادات پولی خود در داخل کار کنید. درهم و برهمی را پاک کنید. سازمان زیر شیروانی را سازماندهی کنید. از شر گه های قدیمی خلاص شوید.
سپس یک قدم عقب بردارید و انرژی بین شما و پول را خنک کنید. منتظر الهام باشید. وقتی این الهام را بدست می آورید ، بیرون بروید و اقدام کنید. و بعد پول می گیرید!
Energetics + عمل در اینجا پیش کار است که شما باید قبل از راه اندازی خود انجام دهید. این می تواند به شما در ساخت استراتژی پرتاب خود کمک کند. همچنین می تواند به شما درک کند که چه کسی می خواهید به آنها کمک کنید و چگونه به آنها کمک می کنید - اطلاعات اصلی مورد نیاز شما در پیام رسانی فروش خود.
اگر قصد دارید به زودی راه اندازی کنید ، در این 19 مجله پرتاب مجله برای یک راه اندازی تراز شده دست خود را بدست آورید. سپس Cure Cure Buout - لیست چک راه اندازی رایگان من را بگیرید تا مطمئن شوید که تمام کارهای کپی ، طراحی و تعامل رسانه های اجتماعی خود را به صورت پشت سر هم دریافت کرده اید.(اینگونه است که شما بدون استرس ، بچه ها را راه اندازی می کنید.)
به اشتراک گذاشتن
در اینجا داستان یک پهن و عجیب و غریب ، مودار ، که یک نویسنده کپی شده بود ، است. بعد از دو سال کوله پشتی در اروپا ، فهمیدم که اگر می خواستم این کار را حفظ کنم ، راهی برای کسب درآمد آنلاین پیدا می کنم. و به عنوان یک نویسنده ، زبان شناس و مربی ، کپی نوشتن نام من را صدا کرد. من اکنون در زمینه نوشتن کپی فروش برای کارآفرینان معنوی ، تأثیر محور که در اینجا هستند برای ایجاد تغییر در این جهان تخصص دارم. اما به جای اینکه همه این کارها را برای شما انجام دهم ، من با آموزش تکنیک های نوشتن و بازاریابی که در طول سالها آموخته ام ، به ماهیگیری می آموزم.
پلتفرم های تجاری...
برچسب :
نویسنده : مریم کاویانی
بازدید : <-PostHit->