در اصطلاحات معاملاتی ، "نسبت طلای نقره" نشان می دهد که برای خرید یک اونس طلا در هر زمان معین ، تعداد اونس نقره لازم است. به عبارت دیگر ، این اندازه گیری قدرت قیمت طلا نسبت به نقره در بازارهای مالی است.
به عنوان دو تا از ارزشمندترین فلزات گرانبها روی کره زمین ، این کالاها دارای یک تاریخ طولانی و نزدیک مرتبط با قرن ها هستند ، و بسیاری از معامله گران مدرن فارکس و کالا هنوز به عنوان نشانگر قدرت و آینده بازار به سطح نسبی عرضه و تقاضا خود متکی هستند. جهت.
بیایید رابطه بین دو فلز را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم:
به منظور فهمیدن نسبت طلای نقره در هر لحظه ، به سادگی قیمت طلا (در هر اونس) را با قیمت نقره تقسیم کنید تا نسبت زمان واقعی خود را بدست آورید-در زمان نوشتن ، به نظر می رسد:
این بدان معنی است که نسبت طلای نقره در حال حاضر در حدود 71. 7: 1 است-به این معنی که می توانید بیش از 71 اونس نقره را با همان قیمت یک اونس طلا خریداری کنید.
حکمت متعارف اظهار می دارد که وقتی نسبت رقم قابل توجهی بالا را بازگرداند (مانند بالا) ، این بدان معنی است که معامله گران باید سرمایه گذاری خود را بر روی نقره متمرکز کنند. به عنوان مثال ، هنگامی که نقره (نسبتاً) ارزان می رود ، احتمالاً در آینده نزدیک می توانید آن را با قیمت بالاتر بارگیری کنید.
از طرف دیگر ، نسبت کمتری نشان می دهد که طلا در حال افزایش است - زیرا می توانید کمتر از آن برای مقدار معادل نقره خریداری کنید - و ممکن است زمان خوبی برای دلالان باشد که قبل از آن بر روی باند طلای پرش کنندقیمت بیشتر قدردانی می کند.
در واقع ، بسیاری از سرمایه گذاران فصلی اغلب به دنبال تجارت نقره خود برای طلا هستند. اساساً ، اگر در نقره ای که نسبت به طلا ارزان است سرمایه گذاری کنید و سپس آن را برای خرید طلای بعداً بفروشید - در چنین زمانی که نقره نسبت به طلا بیش از حد ارزشمند می شود - شما اغلب معاملات موفق تری انجام می دهید تا اگر به سادگی با هر دو فلز تجارت می کردیدبه طور جداگانه بدون استفاده از این نسبت به عنوان فشارسنج غیررسمی از ارزش.
نسبت طلای نقره ای برای بیشتر قرن گذشته در حالت ثابت جریان داشته است ، به این دلیل که خود این دو فلز به طور مرتب با توجه به تقاضای سرمایه گذار و وقایع ژئوپلیتیکی ، تغییر ارزش را تجربه می کنند. با این حال ، قبل از دهه 1900 ، بسیاری از دولت های جهانی در واقع بخشی از این نسبت را به عنوان بخشی از سیاست های پولی گسترده تر خود در تلاش برای ارتقاء امنیت مالی تعیین می کردند ، که این نسبت را نسبت به تأثیر نیروهای بازار مستعد کمتری می کرد.
به عنوان مثال ، دولت آمریكا قبل از تکیه بر اختلاف بین ارزش دو فلز به عنوان مبنای سیستم ارز دو فلزی خود در طول دهه 1800 ، نسبت استاتیک 15: 1 را به عنوان بخشی از قانون سكه 1792 به ارمغان آورد. با بازگشت بیشتر ، حتی امپراتوری روم مستند است که نسبت به نقره طلای ثابت را اجرا کرده است ، که طبق گزارش ها در ساعت 12: 1 تنظیم شده است.
نکته قابل توجه ، تحقیقات توسط بررسی زمین شناسی ایالات متحده نشان می دهد که حدود 17. 5 برابر بیشتر نقره در پوسته زمین از طلا وجود دارد ، که به نوعی می تواند ارزیابی کند که چرا این نسبت همیشه به طور طبیعی تمایل به حرکت بین 12: 1 و 18: 1 در طول ثابت دارددوران نسبت
پس از مدت طولانی برجستگی ، مکانیسم نسبت ثابت در طی صد سال گذشته به پایان رسید ، زیرا بسیاری از کشورها به تدریج از سیستم دو فلزی دور شدند (و با پیشرفت فناوری ، به دور از استاندارد طلا به طور کلی به سمت مالی الکترونیکی تر. سازه های).
سرانجام ، قیمت هر دو طلا و نقره از محدودیت های مداخله دولت تسکین می یابد و اکنون به عنوان کالاهای کاملاً جداگانه در بازار آزاد فروخته می شود و قیمت آنها مانند هر محصول یا دارایی دیگر با عرضه و تقاضا دیکته می شود.
نکته اصلی برای درک در مورد نسبت طلای نقره این است که عمدتاً توسط معامله گران که در دارایی های سخت ، به ویژه طلا تخصص دارند ، مورد استفاده قرار می گیرد. در نتیجه ، نام بازی این است که تا حد ممکن طلا را در دراز مدت بدست آورید بدون اینکه توجه زیادی به تغییرات در ارزش پولی خود در بازار داشته باشید (همانطور که بسیاری از افراد طلای طلای طلا را یک فروشگاه قابل اعتماد و ضد رکود اقتصادی می دانندارزش و بنابراین یک سرمایه گذاری همیشه سبز).
به عنوان مثال ، یک راه ساده برای اهرم نسبت به این نسبت به این شکل است:
· اگر یک معامله گر طلا می دید که این نسبت به سطح غیرمعمول بالا 1: 100 (همانطور که در سال 1991 مشهور بود) گسترده شده است ، او می توانست یک اونس طلا را برای صد اونس نقره بفروشد.
· اکنون در اختیار داشتن صد اونس از فلز کمتر با ارزش ، معامله گر پس از آن منتظر می ماند تا این نسبت دوباره به طور قابل ملاحظه ای باریک شود ، بگذارید به 1:50 بگوییم.
· در این مورد برعکس ، معامله گر سپس 100 اونس نقره خود را برای دو اونس طلا به فروش می رساند - در این کار ، او اکنون بدون هزینه هیچ سرمایه اضافی ، مقدار طلا را در اختیار خود قرار داده است.
موارد فوق نمونه ای ساده از نحوه استفاده از نسبت برای جمع آوری دارایی ها است - اما مهمترین راه حل این است که چگونه معامله گران اساساً با تغییر سرمایه خود از یک فلز به دیگری از این نسبت استفاده می کنند زیرا دیفرانسیل ارزش به تدریج بین افراط و تفریط تغییر می کند.
و یک بار دیگر ، برای تأکید-توجه کنید که چگونه ارزش پولی در دنیای واقعی محصولات هرگز برای ورود به معادله لازم نبود!
در حالی که اصل نسبت طلای نقره می تواند یک راهنمای مفید برای معامله گران باشد که به دنبال تخصص در فلزات هستند ، به خاطر داشته باشید که این یک علم دقیق نیست. آنچه که به عنوان یک گسترش/باریک شدن قابل توجه یا شدید مقادیر واجد شرایط است ، یک تماس ذهنی است و هیچ راهی مطمئن برای گفتن با این نسبت به تنهایی وجود ندارد که بازارها در مرحله بعدی قرار بگیرند.
به عنوان مثال ، حتی اگر این نسبت به علامت 1: 100 برسد ، یک معامله گر هیچ راهی برای دانستن اینکه آیا مقادیر در چنین مسافتی طولانی مدت باقی می مانند ، یا حتی بیشتر به 1: 125 یا 1: 250 گسترش می یابد. در مواجهه با یک الگوی بازار جدید.
اگر این اتفاق بیفتد و بی تاب شده و طلای خود را برای نقره فروخته اید ، با یک کار تقریباً غیرممکن روبرو خواهید شد که بدون ایجاد ضرر به سبد فلزات خود به طلا تبدیل می شود-در عوض ، احتمالاً باید صبر کنیدمدت زمان طولانی برای سفت شدن مناسب در نسبت قبل از خرید دوباره طلا. این خطری است که شما می گیرید!
از سلب مسئولیت خطر خود استفاده کنید
محتوای موجود در اینجا هیچ نوع مشاوره ای را محدود نمی کند و کاربر نباید این کار را به همین ترتیب انجام دهد. ما هیچ مسئولیتی در قبال استفاده مستقیم یا غیرمستقیم از محتوای موجود در این مقاله نمی پذیریم. ما اکیداً توصیه می کنیم که قبل از انجام هرگونه معاملات ارز یا فلزات ، مشاوره مالی ، حقوقی و مالیاتی مستقل بدست آورید.
پلتفرم های تجاری...
برچسب :
نویسنده : مریم کاویانی
بازدید : <-PostHit->