
معاملات معکوس شهرت بسیار بدی دارد. اما آیا استراتژی های معاملاتی معکوس واقعا پایین تر، ریسک پذیرتر هستند و باید از آنها اجتناب کرد؟من که خودم را برای بیش از 15 سال معامله کردم، می توانم به شما بگویم که اینطور نیست. کاملا برعکس است.
هر روند جدید با تغییر روند قبلی شروع می شود. به همین دلیل است که معامله گران معکوس اغلب می توانند روندهای جدید را زودتر پیش بینی کنند و به طور بالقوه اندازه برنده خود را با سوار شدن بر روند جدید برای مدت طولانی تر افزایش دهند. اگر می خواهید بهترین گرایش ها را زودتر پیدا کنید، می تواند برای مطالعه معکوس ها مفید باشد.
در ادامه، من 3 استراتژی معاملاتی دارم که می توانید در هر بازاری از آنها استفاده کنید (اول نسخه ی نمایشی! همیشه با دمو آشنا شوید). مفاهیم و استراتژی های این مقاله بی زمان هستند. این بدان معنی است که آنها به هسته اساسی نحوه عملکرد بازارها و قیمت عمل می کنند. هدف من این است که با انجام این استراتژی ها به شما کمک کنم ماهیت واقعی بازار را درک کنید.
اگرچه بسیاری از معامله گران در مورد معاملات واگرایی شنیده اند، اما اکثر آنها به سختی سطح را خراشیده اند. اجازه دهید نگاهی متفاوت به شما ارائه کنم که واگرایی ها واقعا چیستند.
من یک شاخص RSI 14 دوره ای معمولی را به نمودار قیمت زیر اضافه کردم. RSI یک شاخص حرکتی است که به این معنی است که این اندیکاتور سرعت قیمت و شدت حرکت بازار را اندازه می گیرد.
هر زمان که اکشن قیمت به اوج جدیدی می رسید، آن را با یک کادر آبی مشخص می کردم. من همچنین همان دوره را در اندیکاتور RSI علامت گذاری کردم.
اتفاق جالبی در جریان است. آن را میبینی؟
RSI هر بار که اقدام قیمت به اوج جدیدی می رسد، بالاترین سطح پایین تری را به ما نشان می دهد. این همان چیزی است که ما آن را واگرایی می نامیم زیرا عمل قیمت و اندیکاتور در حال واگرایی هستند.
اما چرا این جالب است؟
از آنجایی که RSI قدرت روند را اندازه گیری می کند، اوج های پایین تر نشان می دهد که بازار در حال از دست دادن حرکت و کاهش سرعت است. اگر در یک معامله طولانی در این بازار هستیم، این یک بینش مهم است زیرا می تواند به معنای شانس کمتر برای ادامه روند باشد.

شاخص RSI طول و قدرت امواج روند را اندازه گیری می کند. در اسکرین شات زیر هر یک از اکشن های قیمت را با یک خط افقی مشخص کردم.
آنچه برجسته است این است که فاصله بین قیمت بالا با هر اوج بعدی کمتر می شود. این بدان معنی است که امواج روند صعودی کوتاهتر می شوند، که RSI آن را انتخاب کرده و به عنوان واگرایی برجسته می کند.
به خصوص جالب است آخرین سکانس بالا. ما یک سطح سه گانه داریم که در آن قیمت سه بار به همان سطح قیمتی فشار داده شد، اما نتوانست فراتر از آن حرکت کند. این یک الگوی نمودار نزولی است.
کاهش فاصله بین بالاترین قیمت های قبلی و عدم موفقیت نهایی در ایجاد یک قیمت جدید به طور کلی سیگنال های نزولی هستند.

با این حال، یکی از مشکلات رایج بسیاری از معامله گران بی تجربه این است که معمولاً بیش از حد بی حوصله هستند و معمولاً اسلحه را روی معاملات خود می پرند. فقط به این دلیل که ما یک واگرایی می بینیم، به این معنی نیست که قیمت پایین تر خواهد رفت.
هنگامی که یک روند به پایان می رسد، قیمت یا به یک محدوده جانبی می رود یا به روند مخالف معکوس می شود.
ما می توانیم ادامه دهیم و عملکرد قیمت را بیشتر تجزیه و تحلیل کنیم تا بررسی کنیم که آیا ممکن است تغییر بازار در پیش باشد یا خیر. هنگامی که معامله گران دارای موقعیت طولانی از معاملات خود خارج می شوند، این به فشار نزولی می افزاید زیرا آنها در حال فروش هستند. اگر خریداران کافی از معاملات خود خارج شوند و فروشندگان جدید وارد بازار شوند، ممکن است روند معکوس رخ دهد.
در تصویر زیر، قیمت پایین را با استفاده از فلش ها مشخص کردم. در یک بازار صعودی، به طور کلی خواهید دید که یک بازار در حال ایجاد اوج های بالاتر و پایین ترین سطح بالاتر است. تا زمانی که این الگو وجود دارد، دلیلی برای کوتاه آمدن وجود ندارد.
پایین ترین سطح به این معنی است که هنوز هم گاو نرهایی هستند که هر بار که بازار کاهش می یابد قیمت را افزایش می دهند. اگر می خواهید یک سناریوی کوتاه با احتمال بالاتر پیدا کنید، در حالت ایده آل منتظر می مانید تا بازار به پایین ترین حد خود برسد. پایین بودن پایین نشان می دهد که خریداران به همان سرعتی که قبلاً قیمت را خریداری نمی کردند: یک معیار نزولی اضافی.

نکته مهم دیگر: بزرگنمایی کنید و ببینید الگو در تصویر بزرگ کجا رخ می دهد.
اسکرین شات زیر نشان می دهد که واگرایی که ما به آن نگاه کرده ایم (سمت راست) درست زیر بالاترین سطح قبلی رخ می دهد. اوج قبلی منشأ یک تغییر روند عمده در حال حاضر بود. می توانید مطمئن باشید که بسیاری از معامله گران اکنون دوباره به همان سطح قیمت نگاه می کنند.
علاوه بر این، واگرایی فعلی در یک بازار روند بالغ رخ می دهد. بازار فعلی هفته های زیادی در حال افزایش بوده است و قیمت به میزان قابل توجهی بالاتر رفته است.
چرا این خوب است؟
هر چه یک روند طولانی تر ادامه داشته باشد، افراد بیشتری این بازار را خریداری کرده اند. تعداد کمتری خریدار بالقوه که هنوز زمان زیادی سپری نشده باقی مانده اند - چه کسی باقی مانده است که قیمت را بالاتر ببرد؟
ثانیاً، آن خریداران بر روی تعداد زیادی سود غیر واقعی نشسته اند. چنین معامله گرانی احتمالاً در اولین نشانه ضعف معاملات خود را می بندند تا از پس دادن سود خودداری کنند. این نیز بر افزایش فشار فروش می افزاید.

چند شمع بعد ، قیمت اولین سیگنال نزولی واقعی را ارائه داد.
قیمت ، برای اولین بار ، پایین کمتری داشت. با نگاهی به RSI اکنون نشان می دهد که RSI نیز در پایین ترین سطح خود قرار دارد.
بله ، ترسیم سطح پشتیبانی/مقاومت نیز روی شاخص های شما کار می کند!
اکنون ، عملکرد قیمت کاملاً نزولی به نظر می رسد. اما یک چیز از دست رفته است: بالایی پایین.
در یک بازار خرس ، عملکرد قیمت باید اوج پایین تر و پایین ترین سطح را نشان دهد.
معامله گران تهاجمی ممکن است در حال حاضر به معاملات بپردازند ، اما توجه داشته باشید که وینرات شما احتمالاً رنج می برد زیرا شما اطلاعات قابل توجهی را از دست داده اید.

چند شمع بعد ، قسمت پایین پایین است! قیمت پس از پایین آمدن پایین تر ، به طرز تهاجمی تجمع کرد. این غیر معمول نیست ، و یک معامله گر مشهور یک بار گفت:
نوسانات در نقاط عطف بازار بزرگترین است.
این امر منطقی است زیرا بسیاری از خریداران پس از یک روند صعودی طولانی و فروشندگان جدید وارد بازار می شوند. چنین تغییر قدرت اغلب منجر به افزایش نوسانات می شود.

یک قطعه برای سیگنال کوتاه بهینه وجود ندارد: شکست به پایین جدید.
چرا این می تواند مهم باشد؟از آنجا که فقط در این صورت می توانیم با اطمینان کامل بگوییم که ارتفاع قبلی در واقع پایین تر است.
با گفتن این موضوع ، شما همچنین می توانید پرونده ای را برای تجارت با آن بالاترین سطح پایین تر تهاجمی تر کنید. در حقیقت ، استراتژی 3 در این مقاله سعی دارد دقیقاً همین کار را انجام دهد. بنابراین اگر به یک رویکرد ورود تهاجمی تر علاقه دارید ، خواندن را ادامه دهید.

پس از شکسته شدن کم (با یک دایره زیر مشخص شده است) ، روند واقعی آغاز شد. نوسانات در بالای بازار به اوج خود رسید و پس از حل و فصل گرد و غبار پس از اولین سطح پایین ، روند آشکار شد.

گروههای بولینجر (R) از جمله ابزارهای تجاری مورد علاقه من هستند و برای معاملات با روند گرایش ایده آل هستند.
با این حال ، من توصیه می کنم ابتدا تنظیمات پیش فرض آنها را تغییر دهید. من از مقدار 2. 5 برای انحراف استاندارد به جای پیش فرض 2. 0 استفاده می کنم. این باعث می شود گروهها گسترده تر شوند و سیگنال ها معنی دار تر شوند. در اصل ، ما می توانیم سر و صدای بیشتری را فیلتر کنیم.

سپس ، نمودارهای شما مانند تصویر زیر به نظر می رسد. خط میانی را خاموش کردم.
بیشتر ، BB باید برای معاملات روند استفاده شود. شما می توانید برای استفاده از آنها در بازارهای محدوده موردی ایجاد کنید ، اما در تجربه من ، آنها برای بازارهای گرایش بهترین کار را می کنند.

در یک بازار صعودی به شدت پرطرفدار ، به طور کلی خواهید دید که عمل قیمت در حالی که نتوانسته است به گروه پایین برسد ، به سمت باند بالا فشار می یابد. در تصویر زیر ، طلا در یک روند بسیار قوی قرار داشت و یک بار به باند پایین نرسید.
گاهی اوقات ، عقب کشیدن عمیق تر نیز می تواند به گروه مخالف برسد. با این حال ، تا زمانی که عمل قیمت نتواند برای مدت طولانی در باند مخالف بماند یا حتی باند مخالف را به سمت پایین سوق دهد ، این یک سیگنال مخصوصاً قوی نیست.
در مورد طلا ، روند صعودی در حالی که قیمت به سمت گروه بالاتر فشار می آورد ، آشکار می شود و از باند پایین غافل می شود. این معمولی برای یک روند صعودی سالم است.

اکنون وضعیت کمی تغییر کرده است. قیمت برای اولین بار به گروه پایین منتقل شده است. این همچنین می تواند فقط یک عقب نشینی عمیق تر از حد معمول باشد. اما از اینجا به بعد ، نظارت بر عملکرد قیمت از نزدیک مهم است.
اگر در حال سوار شدن به روند صعودی هستید ، ممکن است بخواهید برای تحقق بخشیدن به برخی از سود ، از دست دادن توقف خود نزدیکتر و/یا بسته شدن قسمت های موقعیت خود را در نظر بگیرید.

اندکی پس از آن ، اوضاع کاملاً چرخانده شد.
پس از اولین فشار به باند پایین (منطقه دایره ای) ، قیمت بالاتر رفت اما نتوانست یک بالاتر از حد بالایی داشته باشد. قیمت حتی نتوانست به گروه فوقانی برسد. این یک تغییر قابل توجه از اقدامات روند قبلی است.
و سپس ، سرانجام ، قیمت بار دیگر به گروه پایین فشار یافت. این بار ، قیمت نیز آخرین پایین را شکست. همانطور که در مثال واگرایی آموخته ایم ، شکستن پایین پس از بازارهای روایت بالغ نشانه مهمی است که تعادل برق بین خریداران و فروشندگان در حال تغییر است.

پس از استراحت ، بازار خط افقی را دوباره امتحان کرد: پشتیبانی مقاومت شد.
روند نزولی جدید به روشی منظم آشکار شد.
با نگاهی به قسمت بالا ، می توانیم وضعیت مشابهی را با مثال واگرایی قبلی مشاهده کنیم: با پایان یافتن بازار ، نوسانات افزایش یافته است. این همچنین یکی از خطرات اصلی بودن یک معامله گر وارونگی است. ورود به روندهای جدید خیلی زود می تواند شما را در معرض نوسانات قابل توجه قیمت قرار دهد. تجارت چنین دوره هایی بسیار سخت است زیرا قیمت زیاد می شود.
بنابراین ، بهتر است صبر کنید تا قسمت بالا شکل بگیرد و می توانید علائم بیشتری را مشاهده کنید که روند جدید در حال انجام است. نگران از دست دادن روند نباشید. بسیار "ایمن تر" است که به جای تلاش برای تجارت در بالای بازار هرج و مرج ، منتظر عمل روند نوسانات کم باشید.

اکنون می توانیم از آنچه در دو استراتژی قبلی آموخته ایم استفاده کنیم و آن را در یک رویکرد متفاوت برای معکوس های بازار تجارت استفاده کنیم.
به یاد داشته باشید وقتی گفتم که در یک صعود به طور معمول می بینید که بازار اوج های بالاتری و پایین تر دارد؟این مهم است که همیشه به یاد داشته باشید زیرا تا زمانی که این الگوی وجود داشته باشد ، هرگز نباید در برابر روند مداوم پیش بروید.
تصویر زیر چنین بازاری را در یک روند صعودی قوی نشان می دهد. ما در اینجا هیچ شغلی نداریم!

اولین نشانه ای که یک بازار ساختار خود را تغییر می دهد ، زمانی است که عمل قیمت باعث می شود اولین پایین تر پایین بیاید. در تصویر زیر ، این روند ابتدا دو برابر شد. پس از آن ، قیمت فروخته شده به شدت.
اندازه امواج روند نیز می تواند چیزهای زیادی به شما بگوید. وقتی به سمت چپ نگاه می کنید ، موج روند فعلی قوی ترین دوره فروش است که در تمام صعودهای قبلی دیده ایم.
تغییر در رفتار بازار و روند همیشه قابل ذکر است!

هنگامی که توجه به تاپ های بازار را شروع کردید ، متوجه خواهید شد که آنها تمایل به بازگشت به بالای بازار دارند. من منطقه بازگردانی بالقوه را با جعبه قرمز زیر مشخص کردم. احساسات بازار تا زمانی که بازپرداخت زیر بالاترین ارتفاع (فلش قرمز) باقی بماند ، عمدتاً نزولی باقی مانده است.
بازپرداخت چقدر عمیق خواهد بود ، ما نمی توانیم از قبل بدانیم.
من همچنین نقطه محوری مرکزی روزانه ، یک ابزار پشتیبانی و مقاومت عالی را فعال کردم. غالباً خواهید دید که قیمت از خط محوری در هنگام عقب نشینی به عنوان مقاومت استفاده می کند.
از اینجا به بعد ، می توانیم به یک بازه زمانی پایین تر از زمان ورود خود برسیم. ما از بازه زمانی 30 دقیقه ای به بازه زمانی 5 دقیقه ای می رویم.

بازه زمانی 5 دقیقه ای در زیر همان الگوی روند را در مقیاس کوچکتر نشان می دهد. در تجارت می گوییم که قیمت فراکتال است. فرقی نمی کند که در کدام بازه زمانی قرار داشته باشید زیرا فقط در مقیاس زمانی متفاوت الگوهای مشابه را پیدا خواهید کرد.
در بازه زمانی 5 دقیقه ای ، قیمت در حال بازگشت به منطقه قرمز است. الگوی روند که اکنون در اینجا داریم نیز دو برابر است. قیمت هنوز هم پایین تر است.

ما در 5 دقیقه همان روش را اعمال می کنیم و صبر می کنیم تا قیمت پایین پایین پایین باشد. این یک تغییر حرکت در سطح میکرو را نشان می دهد. ما می توانیم از چنین سرنخ های میکرو برای زمان ورودی خود استفاده کنیم. فایده این است که ما می توانیم خیلی سریعتر نسبت به تغییرات ناگهانی بازار واکنش نشان دهیم.
در اوایل یک روند به ما امکان می دهد غالباً پاداش بسیار بالاتری کسب کنیم: با استفاده از توقف های نزدیکتر و به دست آوردن سود بزرگتر ، نسبت ریسک نسبت به ریسک.

با بزرگنمایی به بازه زمانی بالاتر ، می توانیم ببینیم که قیمت آن به منطقه قرمز باز می گردد و دو برابر را تشکیل می دهد. روند نزولی پس از آن به زیبایی آشکار شد.
این رویکرد ممکن است کمی پرخاشگرتر باشد زیرا ورود شما به طور قابل توجهی زودتر از واگرایی و نمونه های باند بولینگر است. تجارت با این حال ، یک پاداش بالقوه بالاتر است: نسبت ریسک.

در تجارت ، هیچ چیز کاملاً بی خطر نیست ، و همیشه ریسکی در آن وجود دارد - مهم نیست که استراتژی معاملاتی را انتخاب کنید.
با این حال ، اصطلاح معاملات وارونگی از شهرت خاصی برخوردار است. دیدگاه منفی در مورد معاملات وارونگی توجیهی نیست.
نحوه ارائه معاملات وارونه در اینجا نشان نمی دهد که شما یک بازار را کوتاه می کنید در حالی که قیمت هنوز بالاتر است. این در واقع بی پروا و بسیار خطرناک خواهد بود.
با این حال ، هر سه استراتژی مشترک هستند که ما منتظر علائم قوی هستیم که روند مداوم قدرت خود را از دست می دهد و قیمت در یک جهت جدید حرکت می کند.
من آن استراتژی های تجاری را به عنوان استراتژی های کلاسیک وارونگی نمی بینم بلکه به عنوان رویکردی برای پیروی از روند جدید جدید است. در اصل ، ما در تلاش نیستیم که یک چرخش بازار را پیش بینی کنیم ، اما منتظر علائم اولیه هستیم که روند قبلی در جهت مخالف در حال چرخش است.
آیا این استراتژی تجارت برای شماست؟من نمی توانم تضمین کنم که این یک تناسب کامل است. اما شاید شما آن را امتحان کنید.
استراتژی های تجاری مورد بحث مطمئناً به شما کمک می کند تا با یک نور متفاوت به معکوس نگاه کنید.
پلتفرم های تجاری...
برچسب :
نویسنده : مریم کاویانی
بازدید : <-PostHit->