
دومین شکست بزرگ بانکی در تاریخ ایالات متحده-و بزرگترین از سال 2008-ثبات کل سیستم مالی ایالات متحده را زیر سوال برده است. در حالی که بین وضعیت فعلی و آغاز بحران مالی جهانی 15 سال پیش تفاوت های روشنی وجود دارد ، شباهت های نگران کننده ای نیز وجود دارد.
در این سؤال بزرگ ، از هارولد جیمز ، سیمون جانسون ، استفان س. روچ ، کنت روگوف و آن سی سیبرت می خواهیم تا پیش بینی کنند که چه چیزی برای سیستم مالی ایالات متحده و جهانی وجود دارد.
شکست SVB و آلودگی عظیم آن برانگیخته است ، به نظر می رسد مانند یک اداره کلاسیک بانکی است. این الگویی است که معمولاً در قرن نوزدهم دیده می شود ، و در دوران رکود بزرگ ، اما از سال 1933 تا 2007 ، هنگامی که این تهدید مجدداً مورد استفاده قرار گرفت ، نادر است. پاسخ از خزانه داری ایالات متحده و فدرال رزرو ایالات متحده-که از اصل والتر باژوت ، اقتصاددان بریتانیایی قرن نوزدهم استفاده می کند که برای ایجاد وحشت ، وام دهنده آخرین راه حل مورد نیاز است-همچنین کاملاً آشنا به نظر می رسد.
اما این بار دو نوآوری وجود دارد ، هر دو میراث آخرین بحران مالی جهانی. اول ، در سال 2008 ، نگرانی در مورد فروپاشی آنقدر شدید بود که یکی از مؤلفه های مهم منطق Bagehot-که فقط بانک های حلال (اما غیرقانونی) باید موضوع نجات بخش وام دهنده-آخرین باشد-نادیده گرفته شد. به همین ترتیب ، با SVB ، دارندگان اوراق قرضه و صاحبان سهام دارایی خود را از دست می دهند ، اما تمام سپرده گذاران (بیمه شده یا نه) کاملاً ساخته می شوند. در غیر این صورت ، تهدید به آلودگی بسیار زیاد خواهد بود: اگر هر بانک با اندازه متوسط برای شکست باقی بماند ، همه سپرده گذاران به سرعت به بانکهای بزرگ منتقل می شوند و از این طریق غلظت بازار را تقویت می کنند. بنابراین ایالات متحده به طور موثری کل سیستم بانکی خود را تضمین کرده است. اما این امر همچنین مزخرفات اصل بیمه و عملیات FDIC را ایجاد کرده است ، و شاید - همانطور که بسیاری از منتقدین پاسخ آن نشان می دهند - از اصل مسئولیت که در قلب سیستم سرمایه داری نهفته است.
شباهت دوم با سال 2008 این است که کشورهای بزرگی مانند ایالات متحده و چین می توانند سیستم های بانکی خود را افزایش دهند ، در حالی که کشورهای کوچک - به ویژه کشورهایی که دارای سیستم های بانکی بسیار بزرگ و بین المللی هستند - نمی توانند. ایسلند و ایرلند دریافتند که راه سخت در سال 2008. سوئیس - دارایی های بانک های بزرگ آن در آن زمان به تعداد زیادی از تولید ناخالص داخلی رسیده است - فرار بسیار باریک (و خوش شانس) داشت. اکنون ، باید با چشم انداز عدم موفقیت بانکی که کل دارایی ها و بدهی های آن تقریباً برابر با تولید ناخالص داخلی سوئیس است ، به طور جدی حساب کند. آیا این قابل کنترل است؟
نتیجه شوک SVB دو برابر خواهد بود. اول ، نجات بانکی مانند سال 2008 تفرقه افکنانه خواهد بود و می تواند بر روی سیستم مالی و دولت که بار وثیقه را برای مالیات دهندگان تحمیل کرده است ، واکنش نشان دهد-احتمالاً زندگی جدید را به پوپولیسم به سبک دونالد ترامپ می اندازد. دوم ، در سایر کشورها ، سوء ظن و نارضایتی در مورد نحوه نجات سیستم مالی ایالات متحده ، به طور بالقوه ضد آمریکایی بودن را در لحظه ای که ایالات متحده نقش اساسی در دفاع از نظم بین المللی مبتنی بر قوانین در اوکراین دارد ، تحریک می کند. ولادمیر پوتین احتمالاً دستان خود را با گلی مالیده است.
ما به طور ناگهانی خود را در وسط یک بحران مالی جدید می یابیم ، با تأثیرات خرابی های اخیر بانکی که در سراسر جهان بازتاب می یابد. درست مانند سال 2008 ، مقامات ملی در ایالات متحده ، اروپا و جاهای دیگر خود را در موقعیتی پیدا می کنند که هیچ انتخاب خوبی وجود ندارد.
مرحله اول چنین بحران ها ، اجرای بانکها با ترازنامه های ضعیف است ، به معنای ضرر و زیان بالقوه زیادی نسبت به سطح سرمایه سهام آنها. در مورد SVB ، این ترس ها کسانی را که دارای سپرده های بیمه نشده بودند ، برای خروج از سرعت با سرعت رکورد ، ناامید می کردند ، ناامید می شوند تا قبل از فروپاشی احتمالی بیرون بیایند. فشار بعدی به اعتبار سوئیس از طلبکاران گسترده تر آن بود ، اما نگرانی ها به طرز چشمگیری موازی است.
مرحله بعدی که بحران فعلی در آن بازی می کند ، در اروپا خواهد بود ، جایی که مقامات منطقه یورو نشان می دهد که آنها از بانک هایی که با ضرر اعتماد به نفس در بازار روبرو هستند ، حمایت می کنند. امروزه علائم-از جمله اظهارات تنظیم کننده هایی که از آنچه ایالات متحده برای سپرده گذاران بیمه نشده در SVB انجام داده است ، و افزایش نرخ بهره 50 بسته بندی شده توسط بانک مرکزی اروپا-باعث نگرانی می شود.
فاز دوم بحران با افزایش نرخ بهره ، نگرانی های مربوط به کیفیت اعتبار را متمرکز خواهد کرد. خطوط دقیق گسل هنوز مشخص نیست ، و هنوز هم زمان لازم برای پیشبرد آلودگی وجود دارد.
ایالات متحده ، به نوبه خود ، اقدامات تعیین کننده ای را در مورد SVB و Signature Bank انجام داد. فدرال رزرو یک تسهیلات اعتباری سخاوتمندانه باز کرده است ، و تمدید خوب بیمه سپرده (با حق بیمه پرداخت شده توسط سپرده گذاران بزرگ) به میزان قابل توجهی کمک می کند. یورو در نهایت باید اقدامات مشابهی انجام دهد. اما این چه مدت طول می کشد؟و در طول راه با چه اشتباهات سیاسی روبرو خواهیم شد؟
معمولاً قبل از هر بحران مالی ، یک علامت هشدار دهنده مشخص وجود دارد. جریان های سرمایه بحران مالی آسیا در اواخر دهه 1990 را حفظ کرد. افزایش حدس و گمان در مورد سهام مربوط به اینترنت پیش از سقوط Dot-Com در سال 2000 بود. حباب زیر زمینی قبل از بحران مالی جهانی 2008 پشت سر گذاشت. آیا می توان شکست حیرت انگیز SVB به یک بحران دیگر اشاره کرد؟
هیچ دو بحران یکسان نیستند. اما همه آنها ناگزیر منعکس کننده تعامل حرص و آز ، ترس و اشتباهات سیاست هستند. امروز نیز این مورد است. در مورد حرص و طمع یک موسسه بزرگ مالی که مایل به پذیرش خطرات خروج با تأخیر فدرال رزرو از نرخ بهره نزدیک صفر نبود ، می توان سؤال کمی داشت. و SVB مطمئناً تنها در انجام این اشتباه تنها نیست. علائم گسترش خسارت وثیقه در حال حاضر مشهود است - نه فقط در بین نهادهای داخلی (مانند بانک امضاء و بانک اول) ، بلکه در عرصه بین المللی (به عنوان مثال ، اعتبار سوئیس). همانطور که در بحران های اصلی معمولی است ، فایروال ها نسبت به آنچه فکر می کردیم متخلخل تر شده اند ، قادر به جلوگیری از مسری نیستند.
اما امروز یک خطر جدید و مهم وجود دارد که در بحران های قبلی مشهود نبود: شیوع جدی تورم. از اواخر دهه 1990 ، بحران های مالی در دوره های ضد عفونی شدید و طولانی مدت رخ داده است: تورم مبتنی بر CPI آمریکا به طور متوسط از سال 1997 تا 2020 فقط 2. 1 ٪ بود. این بانک های مرکزی را با هدف قرار دادن تورم با یک لیز بزرگ فراهم می کردند تا با باز کردن نقاط ضعف خود به بحران ها پاسخ دهندو کاهش نرخ سیاست به صفر. امروزه شرایط بسیار متفاوت است: تورم سرسختانه چسبناک و بسیار بالاتر از هدف است و نرخ سیاست برای رفع این مشکل بسیار پایین است.
اگر بانک های مرکزی از افزایش نرخ بهره برخورد کنند ، همانطور که اکنون بازارهای مالی انتظار دارند که آنها انجام دهند ، شانس بازگشت به ثبات قیمت کاهش می یابد. در نتیجه ، در نهایت سفت شدن پولی به مراتب بیشتر برای تورم لازم خواهد بود. آشنا بنظر رسیدن؟
SVB به خوبی می تواند قناری ضرب المثل در معدن زغال سنگ باشد.
بانک مرکزی اروپا با افزایش 50-نقطه ای خود به این تئوری که پیش بینی نرمال بودن به بازگرداندن اعتماد به نفس در بانک های اروپایی کمک می کند ، پیش رفته است. بانک مرکزی اروپا ، پس از شروع آهسته در چرخه پیاده روی ، باید آشکارا و واضح بپذیرد که تورم یک مشکل است. اگر انتظار داشته باشد که انتظارات تورم کم را دوباره پس از سوختن دارندگان اوراق بهادار دوباره به وجود آورد ، باید بازارها را متقاعد کند که مایل است برای انجام کار درد واقعی داشته باشد.
اما اشتباه نکنید ، تغییر به یک دوره طولانی مدت از نرخ بهره واقعی بالا ، به ناچار یکی از فشارهای مالی بیشتر خواهد بود ، به ویژه اگر اروپا به رکود اقتصادی برسد. صفر نرخ بهره واقعی چسبنده ای بوده است که منطقه یورو را در کنار هم قرار داده است ، و در صورت عدم وجود اصلاحات بیشتر در حاکمیت اروپا ، پایان دوره صفر نرخ واقعی باعث سردردهای بزرگی برای ایتالیا در میان دیگران خواهد شد. در مورد ایالات متحده ، اقدامات خارج از کشور توسط فدرال رزرو و خزانه داری در حال حاضر باعث وحشت شده است. متأسفانه ، بحران های مالی تقریباً همیشه در امواج تکامل می یابند و احتمالاً چیزهای بیشتری نیز وجود دارد.
بانکهایی که به شدت در بدهی های بلند مدت سرمایه گذاری کرده اند ، ارزش دارایی خود را کاهش داده اند ، زیرا نرخ بهره افزایش یافته است. بانکهای محتاط - یا کسانی که تحت نظارت سرپرستان کوشا قرار گرفته اند - این خطر قابل پیش بینی را محافظت می کنند و سرمایه خود را تنظیم می کنند.
مورد SVB احمقانه به نظر می رسد. این یک موسسه ضعیف مدیریت شده بود-که در بیشتر سال 2022 بدون یک افسر اصلی ریسک فعالیت می کرد-و خطر نرخ بهره خود را محافظت نمی کرد. اما در حالی که فروپاشی چند بانک متوسط به تنهایی هیچ گونه تهدیدی برای سیستم مالی ایجاد نمی کند ، نگرانی این است که-از طریق ریسک سیستمیک و مسری-شکست آنها ممکن است باعث ایجاد اثر دومینو شود. اما امروزه خطر سیستمیک کمتری نسبت به سال 2007 وجود دارد ، و بانک های مرکزی باید در رسیدگی به مسری بهتر باشند. در حال حاضر ، به نظر می رسد خطر بحران بانکی کمی وجود دارد.
احتمال یک بحران مالی (یا فقط یک نتیجه اقتصادی بدتر) تا حدودی به نحوه واکنش سیاست گذاران بستگی دارد. واکنش دست سنگین دولت ایالات متحده به فروپاشی SVB ممکن است با بیان اینکه سیاست گذاران نگران تر از واقعیت های سطحی بودند که باید چنین چیزی را نشان می دادند ، مسائل را بدتر کند. این ممکن است چیزی باشد که پرواز فوری به دارایی های ایمن را برانگیخته است ، اگرچه اکنون این خطر موجود است.
پایگاه سپرده گذار بی ثبات ، همگن و تقریباً کاملاً بیمه نشده-که شامل شرکتهای سهام خصوصی و سرمایه گذاری سرمایه گذاری است-احتمال ترک هماهنگ را افزایش داد. سرویس جریان Roku به تنهایی نزدیک به نیم میلیارد دلار در سپرده های بیمه نشده بود. خارق العاده است که شرکت هرگز به کنترل ریسک ضعیف بانک توجه نکرد یا نگران ترکیب سپرده گذاران خود بود. اجازه دادن به Roku و سایر سپرده گذاران برای تحمل عواقب این شکست ممکن است منجر به نظارت بهتر بانک ها و دلسردی شرکت های یک صنعت واحد از خوشه بندی در یک موسسه شود. اجازه دادن به سایر بانک های پرداخت این لایحه ممکن است بحران ها بیشتر شود.
در این سوال بزرگ برجسته است
پلتفرم های تجاری...
برچسب :
نویسنده : مریم کاویانی
بازدید : <-PostHit->