قانون 1. 7 تضاد منافع: مشتریان فعلی - نظر

ساخت وبلاگ

[1] وفاداری و داوری مستقل عناصر اساسی در رابطه وکالت با مشتری هستند. تضاد همزمان منافع می تواند از مسئولیت های وکالت به یک مشتری دیگر ، مشتری سابق یا شخص ثالث یا از منافع خود وکالت ناشی شود. برای قوانین خاص در مورد برخی از تضادهای همزمان منافع ، به قانون 1. 8 مراجعه کنید. برای تضاد منافع مشتری سابق ، به قانون 1. 9 مراجعه کنید. برای تضاد منافع مربوط به مشتری های آینده ، به قانون 1. 18 مراجعه کنید. برای تعاریف "رضایت آگاهانه" و "تأیید شده در کتبی" ، به قانون 1. 0 (ه) و (ب) مراجعه کنید.

[2] حل مسئله تضاد منافع تحت این قاعده ، وکالت را ملزم می کند: 1) مشتری یا مشتری را به روشنی مشخص کنید. 2) تعیین کنید که آیا تضاد منافع وجود دارد یا خیر. 3) تصمیم بگیرید که آیا نمایندگی با وجود وجود درگیری ممکن است انجام شود ، یعنی اینکه آیا این درگیری رضایت دارد یا خیر. و 4) اگر چنین است ، با مشتری های تحت تأثیر بند (الف) مشورت کنید و رضایت آگاهانه خود را ، که به صورت کتبی تأیید شده است ، بدست آورید. مشتری های تحت تأثیر بند (الف) شامل هر دو مشتری است که در بند (الف) (1) و یک یا چند مشتری که نمایندگی آنها ممکن است از نظر مادی تحت بند (الف) (2) محدود باشد ، شامل می شوند.

[3] ممکن است قبل از انجام نمایندگی ، تضاد منافع وجود داشته باشد ، در این صورت باید نمایندگی را رد کند ، مگر اینکه وکیل رضایت آگاهانه هر مشتری را در شرایط بند (ب) بدست آورد. برای تعیین اینکه آیا تضاد منافع وجود دارد ، یک وکیل باید رویه های معقول و مناسب را برای اندازه و نوع شرکت و عمل اتخاذ کند ، تا در هر دو مورد دادرسی و غیر دلهره ، افراد و موضوعات درگیر را تعیین کند. همچنین به قانون 5. 1 نظر دهید. جهل ناشی از عدم انجام چنین رویه هایی بهانه ای از این قانون بهانه نمی کند. در مورد اینکه آیا یک رابطه مشتری وکیل وجود دارد یا اینکه یک بار تأسیس شده است ، در حال ادامه است ، به اظهار نظر به قانون 1. 3 و دامنه مراجعه کنید.

[4] در صورت بروز درگیری پس از انجام نمایندگی ، وکالت معمولاً باید از نمایندگی خارج شود ، مگر اینکه وکیل در شرایط بند (ب) رضایت آگاهانه مشتری را بدست آورد. به قانون 1. 16 مراجعه کنید. در جایی که بیش از یک مشتری درگیر باشد ، آیا وکیل ممکن است به نمایندگی از هر یک از مشتری ها ادامه دهد ، هم با توانایی وکالت در رعایت وظایفی که به مشتری سابق بدهکار است و هم با توانایی وکالت در نمایندگی مناسب مشتری یا مشتری باقیمانده ، تعیین می شود. وظایف وکالت به مشتری سابق. به قانون 1. 9 مراجعه کنید. همچنین به نظرات [5] و [29] مراجعه کنید.

[5] تحولات غیرقابل پیش بینی ، مانند تغییر در شرکتهای سازمانی و سایر وابستگی های سازمانی یا افزودن یا مجدداً احزاب در دادرسی ، ممکن است در میان نمایندگی درگیری ایجاد کند ، همانطور که وقتی شرکتی از وکالت به نمایندگی از یک مشتری خریداری می شودتوسط مشتری دیگری که توسط وکیل در یک موضوع نامربوط نمایندگی می شود. بسته به شرایط ، وکالت ممکن است گزینه ای برای عقب نشینی از یکی از بازنمودها داشته باشد تا از درگیری جلوگیری شود. وکیل باید در صورت لزوم به دنبال تأیید دادگاه باشد و برای به حداقل رساندن آسیب به مشتری ها اقدام کند. به قانون 1. 16 مراجعه کنید. وکالت باید همچنان از اعتماد به نفس مشتری در مورد نمایندگی وی که وکالت را پس گرفته است ، محافظت کند. به قانون 1. 9 (ج) مراجعه کنید.

شناسایی تضاد منافع: مستقیماً منفی است

[6] وفاداری به یک مشتری فعلی ممنوع است که نمایندگی را مستقیماً به آن مشتری ببخشد بدون رضایت آگاهانه مشتری. بنابراین ، رضایت غایب ، یک وکیل ممکن است در یک موضوع علیه شخصی که وکیل در برخی موارد دیگر نماینده آن است ، عمل نکند ، حتی اگر امور کاملاً نامربوط باشد. مشتری همانطور که نمایندگی مستقیماً منفی است احتمالاً احساس خیانت می کند ، و آسیب ناشی از روابط مشتری به حقوق ممکن است توانایی وکالت را در نمایندگی مشتری به طور مؤثر مختل کند. علاوه بر این ، مشتری به نمایندگی از نمایندگی نامطلوب به طور منطقی ممکن است ترس داشته باشد که وکالت آن پرونده مشتری را کمتر از موضع مشتری دیگر دنبال کند ، یعنی اینکه نمایندگی ممکن است از نظر وکالت به حفظ این امر محدود باشد. مشتری فعلیبه همین ترتیب ، یک درگیری مستقیم نامطلوب ممکن است ایجاد شود که یک وکیل موظف باشد مشتری را که به عنوان شاهد در دادخواست مربوط به مشتری دیگر ظاهر می شود ، بررسی کند ، زیرا وقتی شهادت به مشتری که در دادخواست نماینده است ، آسیب می بیند. از طرف دیگر ، نمایندگی همزمان در امور غیر مرتبط با مشتریانی که منافع آنها فقط از نظر اقتصادی نامطلوب است ، مانند نمایندگی شرکتهای اقتصادی رقیب در دادخواست نامربوط ، معمولاً تضاد منافع را تشکیل نمی دهد و بنابراین ممکن است نیازی به رضایت مشتری های مربوطه نداشته باشد.

[7] درگیری های منفی مستقیم نیز می تواند در امور معامله ای ایجاد شود. به عنوان مثال ، اگر از یک وکیل خواسته شود که در مذاکرات با یک خریدار که توسط وکیل به نمایندگی از یک خریدار ارائه می شود ، نماینده یک تجارت باشد ، نه در همان معامله بلکه در یک موضوع دیگر ، وکالت نمی تواند بدون رضایت آگاهانه هرکدام نمایندگی را انجام دهدمشتری.

شناسایی تضاد منافع: محدودیت مادی

[8] حتی در مواردی که هیچ اختلاف نظر مستقیم وجود ندارد ، در صورت وجود خطر قابل توجهی که توانایی وکالت در نظر گرفتن ، توصیه یا انجام یک اقدام مناسب برای مشتری وجود داشته باشد ، در نتیجه مادی از نظر مادی در نتیجه در نتیجه این خطر وجود دارد ، تضاد منافع وجود دارد. مسئولیت ها یا علایق دیگر وکالت. به عنوان مثال ، یک وکیل از وی خواسته است که چندین نفر را که به دنبال ایجاد یک سرمایه گذاری مشترک هستند ، در توانایی وکالت در توصیه یا حمایت از کلیه مواضع ممکن که ممکن است هر یک به دلیل وظیفه وکالت در وفاداری به دیگران باشد ، از نظر مادی محدود باشد. درگیری در واقع گزینه های دیگری را که در غیر این صورت در دسترس مشتری خواهد بود ، سلب می کند. احتمال صرف آسیب بعدی به خودی خود نیازی به افشای و رضایت ندارد. سؤالات مهم این احتمال وجود دارد که تفاوت در منافع اتفاق بیفتد و در صورت این کار ، خواه از نظر مادی در قضاوت حرفه ای مستقل وکالت در در نظر گرفتن گزینه های دیگر یا دوره های سلب مالکیت که باید به طور منطقی از طرف مشتری دنبال شود ، دخالت کند.

مسئولیت های وکالت در برابر مشتری های سابق و سایر افراد سوم

[9] علاوه بر درگیری با سایر مراجعین فعلی ، وظایف وفاداری و استقلال یک وکیل ممکن است از نظر مادی با مسئولیت مشتریان سابق تحت قانون 1. 9 یا مسئولیت های وکالت در برابر افراد دیگر ، مانند وظایف وفاداری ناشی از خدمت وکالت ، محدود شود. یک متولی ، مجری یا مدیر شرکت.

مناقشه منافع شخصی

[10] نبايد اجازه داد منافع خود وكيل بر نمايندگي موكل تأثير نامطلوب داشته باشد. به عنوان مثال، اگر درستی رفتار خود وکیل در یک معامله مورد تردید جدی قرار گیرد، ممکن است برای وکیل دشوار یا غیرممکن باشد که به موکل خود مشاوره مستقل بدهد. به همین ترتیب، هنگامی که یک وکیل در مورد استخدام احتمالی با مخالف موکل وکیل، یا با یک شرکت حقوقی به نمایندگی از رقیب بحث می کند، چنین بحث هایی می تواند به طور مادی وکالت وکیل از موکل را محدود کند. علاوه بر این، یک وکیل ممکن است اجازه ندهد منافع تجاری مرتبط بر وکالت تأثیر بگذارد، به عنوان مثال، با ارجاع موکلان به مؤسسه ای که وکیل در آن منافع مالی نامشخصی دارد. برای قوانین خاص مربوط به تعدادی تضاد منافع شخصی، از جمله معاملات تجاری با مشتریان، به قانون 1. 8 مراجعه کنید. همچنین به قانون 1. 10 مراجعه کنید (تضاد منافع شخصی طبق قانون 1. 7 معمولاً به سایر وکلای یک شرکت حقوقی منتسب نمی شود).

[11] هنگامی که وکلایی که وکالت موکلان مختلف را در یک موضوع یا در موضوعات مرتبط با یکدیگر ارتباط نزدیکی خون یا ازدواج دارند، ممکن است خطر قابل توجهی وجود داشته باشد که اعتماد موکل فاش شود و روابط خانوادگی وکیل هم در وفاداری و هم در استقلال دخالت کند. قضاوت حرفه ایدر نتیجه، هر موکل حق دارد از وجود و پیامدهای روابط بین وکلا قبل از موافقت وکیل برای انجام وکالت مطلع شود. بنابراین، وکیل مرتبط با وکیل دیگری، به عنوان مثال، به عنوان والدین، فرزند، خواهر و برادر یا همسر، معمولاً نمی تواند وکالت موکلی را در موضوعی که آن وکیل وکالت طرف دیگری را بر عهده دارد، وکالت کند، مگر اینکه هر یک از موکل ها رضایت آگاهانه داشته باشند. سلب صلاحیت ناشی از یک رابطه نزدیک خانوادگی شخصی است و معمولاً به اعضای شرکت هایی که وکلا با آنها در ارتباط هستند نسبت داده نمی شود. به قانون 1. 10 مراجعه کنید.

[12] وکیل از برقراری روابط جنسی با موکل منع می شود مگر اینکه رابطه جنسی قبل از تشکیل رابطه موکل و وکیل باشد. به قانون 1. 8 (j) مراجعه کنید.

سود شخصی که برای خدمات وکالت پرداخت می کند

[13] اگر مشتری از این واقعیت مطلع شود و رضایت دهد ، یک وکیل ممکن است از منبعی غیر از مشتری ، از جمله یک مشتری مشترک ، پرداخت شود و ترتیب وظیفه وکالت یا داوری مستقل را به مشتری به خطر نمی اندازد. به قانون 1. 8 (f) مراجعه کنید. در صورت پذیرش پرداخت از هر منبع دیگر ، این خطر قابل توجهی را نشان می دهد که نمایندگی وکالت مشتری از نظر وکالت به دلیل منافع وکالت برای پذیرش شخصی که هزینه وکالت را پرداخت می کند یا از طریق مسئولیت های وکالت به یک پرداخت کننده که یک شرکت هم است ، محدود خواهد شد.-کلیت ، سپس وکیل باید قبل از پذیرش نمایندگی ، الزامات بند (ب) را رعایت کند ، از جمله تعیین اینکه آیا این درگیری رضایت دارد و در این صورت ، مشتری اطلاعات کافی در مورد خطرات مادی نمایندگی دارد.

نمایندگی های ممنوع

[14] به طور معمول ، مشتری ها با وجود درگیری ممکن است با نمایندگی رضایت دهند. با این حال ، همانطور که در بند (ب) نشان داده شده است ، برخی از درگیری ها غیرقابل اطمینان هستند ، به این معنی که وکیل درگیر نمی تواند به درستی درخواست چنین توافق نامه ای را داشته باشد یا براساس رضایت مشتری نمایندگی را ارائه دهد. هنگامی که وکالت بیش از یک مشتری را نمایندگی می کند ، باید مسئله رضایت در مورد هر مشتری حل شود.

[15] رضایت به طور معمول با در نظر گرفتن اینکه آیا در صورت مجاز بودن مشتری اجازه می دهد رضایت آگاهانه خود را به نمایندگی که تحت تأثیر تضاد منافع قرار می گیرد ، به طور مناسب محافظت می شود ، تعیین می شود. بنابراین ، طبق بند (ب) (1) ، نمایندگی ممنوع است اگر در شرایطی که وکیل نمی تواند به طور منطقی نتیجه بگیرد که وکیل قادر به ارائه نمایندگی صالح و کوشا خواهد بود. به قانون 1. 1 (صلاحیت) و قانون 1. 3 (کوشش) مراجعه کنید.

[16] بند (ب) (2) درگیری هایی را توصیف می کند که غیرقابل اطمینان هستند زیرا نمایندگی با قانون قابل اجرا ممنوع است. به عنوان مثال ، در برخی ایالت ها قانون اساسی مقرر می کند که همین وکیل ممکن است بیش از یک متهم را در یک پرونده سرمایه ، حتی با رضایت مشتری ، نمایندگی نکند ، و طبق اساسنامه های جنایی فدرال ، برخی از نمایندگی های یک وکیل دولت پیشین ممنوع است ، با وجود اینرضایت آگاهانه مشتری سابق. علاوه بر این ، قانون تصمیم گیری در برخی ایالت ها توانایی یک مشتری دولتی مانند یک شهرداری را برای رضایت از تضاد منافع محدود می کند.

[17] بند (ب) (3) تعارضاتی را که به دلیل علاقه نهادی به پیشرفت شدید موقعیت هر مشتری وجود ندارد ، توصیف می کند ، هنگامی که مشتری ها مستقیماً در همان دادخواست یا اقدامات دیگر قبل از دادگاه قرار می گیرند. این که آیا مشتری ها به معنای این پاراگراف مستقیماً علیه یکدیگر تراز شده اند ، نیاز به بررسی زمینه دادرسی دارد. اگرچه این پاراگراف مانع از نمایندگی متعدد وکالت از طرفهای جانبی جانبی در واسطه گری نمی شود (زیرا واسطه گری قبل از "دادگاه" طبق قانون 1. 0 (متر)) نیست ، اما چنین نمایندگی ممکن است توسط بند (ب) (1) مانع شود.

رضایت آگاهانه

[18] رضایت آگاهانه مستلزم آن است که هر مشتری تحت تأثیر از شرایط مربوطه و روشهای مادی و قابل پیش بینی آگاه باشد که این درگیری می تواند اثرات منفی بر منافع آن مشتری داشته باشد. به قانون 1. 0 (ه) (رضایت آگاهانه) مراجعه کنید. اطلاعات مورد نیاز به ماهیت درگیری و ماهیت خطرات ناشی از آن بستگی دارد. هنگامی که نمایندگی چندین مشتری در یک موضوع واحد انجام می شود ، اطلاعات باید شامل پیامدهای نمایندگی مشترک ، از جمله تأثیرات احتمالی بر وفاداری ، محرمانه بودن و امتیاز دادستان-مشتری و مزایا و خطرات ناشی از آن باشد. به نظرات [30] و [31] (تأثیر نمایندگی مشترک بر محرمانه بودن) مراجعه کنید.

[19] در برخی شرایط ممکن است افشای لازم برای دستیابی به رضایت غیرممکن باشد. به عنوان مثال ، هنگامی که وکیل در امور مربوط به مشتری های مختلف نماینده است و یکی از مشتری ها از رضایت از افشای لازم برای اجازه دادن به مشتری دیگر برای تصمیم گیری آگاهانه امتناع می ورزد ، وکالت نمی تواند به درستی از دومی بخواهد که رضایت دهد. در بعضی موارد ، جایگزین برای نمایندگی مشترک می تواند این باشد که هر یک از طرفین ممکن است مجبور شوند با امکان تحمل هزینه های اضافی ، نمایندگی جداگانه ای کسب کنند. این هزینه ها ، همراه با مزایای تضمین نمایندگی جداگانه ، عواملی هستند که ممکن است توسط مشتری آسیب دیده در تعیین اینکه آیا نمایندگی مشترک به نفع مشتری است ، در نظر گرفته شود.

رضایت نامه کتبی تأیید شد

[20] بند (ب) وکیل را ملزم به دستیابی به رضایت آگاهانه مشتری ، که به صورت کتبی تأیید شده است. چنین نوشتاری ممکن است شامل سندی باشد که توسط مشتری یا یکی از آنها اجرا شده است که وکیل پس از رضایت شفاهی به سرعت ضبط و به مشتری منتقل می شود. به قانون 1. 0 (ب) مراجعه کنید. همچنین به قانون 1. 0 (n) مراجعه کنید (نوشتن شامل انتقال الکترونیکی است). اگر به دست آوردن یا انتقال نوشتن در زمانی که مشتری رضایت آگاهانه ارائه می دهد امکان پذیر نیست ، پس وکالت پس از آن باید آن را در مدت زمان معقول بدست آورد یا انتقال دهد. به قانون 1. 0 (ب) مراجعه کنید. الزام نوشتن ، نیاز در بیشتر موارد وکالت برای گفتگو با مشتری ، توضیح خطرات و مزایا ، در صورت وجود ، نمایندگی را که از تضاد منافع و همچنین گزینه های منطقی در دسترس است ، توضیح نمی دهد. به مشتری فرصتی مناسب برای در نظر گرفتن خطرات و گزینه های دیگر و ایجاد سؤال و نگرانی بپردازید. در عوض ، نوشتار برای تحت تأثیر قرار دادن جدی بودن تصمیمی که از مشتری خواسته می شود برای ایجاد و جلوگیری از اختلافات یا ابهاماتی که بعداً در صورت عدم وجود نوشت ، بر مشتری تأثیر می گذارد ، مورد نیاز است.

ابطال رضایت

[21] مشتری که رضایت خود را داده است ، ممکن است رضایت را لغو کند و مانند هر مشتری دیگری ، ممکن است نمایندگی وکالت را در هر زمان فسخ کند. این که آیا ابطال رضایت به نمایندگی خود مشتری مانع از ادامه نمایندگی وکالت می شود ، به این شرایط بستگی به شرایط ، از جمله ماهیت درگیری دارد ، آیا مشتری به دلیل تغییر مادی در شرایط ، انتظارات معقول مشتری دیگر را ابطال کرده است ،چه ضرر مادی به سایر مراجعان یا وکیل منجر شود.

رضایت به درگیری آینده

[22] این که آیا یک وکیل ممکن است به درستی از مشتری بخواهد که از درگیری هایی که در آینده بوجود می آید چشم پوشی کند ، منوط به آزمایش بند (ب) است. اثربخشی چنین چشم پوشی به طور کلی با توجه به اینکه مشتری به طور منطقی خطرات مادی را که چشم پوشی می کند درک می کند ، تعیین می شود. هرچه توضیحات در مورد انواع بازنمایی های آینده که ممکن است بوجود بیاید و عواقب جانبی واقعی و منطقی پیش بینی شده از آن بازنمودها ، جامع تر باشد ، احتمال اینکه مشتری درک لازم را داشته باشد ، بیشتر می شود. بنابراین ، اگر مشتری موافقت کند که با یک نوع خاص از درگیری که مشتری از قبل آشنا است موافقت کند ، رضایت معمولاً با توجه به آن نوع درگیری مؤثر خواهد بود. اگر رضایت عمومی و باز باشد ، پس رضایت به طور معمول بی اثر خواهد بود ، زیرا منطقی نیست که مشتری خطرات مادی درگیر را درک کند. از طرف دیگر ، اگر مشتری یک کاربر باتجربه از خدمات حقوقی درگیر باشد و از نظر این خطر که ممکن است درگیری ایجاد شود ، از نظر منطقی آگاه است ، چنین رضایت بیشتر مؤثر است ، به ویژه اگر ، به عنوان مثال ، مشتری به طور مستقل توسط نمایش داده می شودمشاوره دیگر در ارائه رضایت و رضایت محدود به درگیری های آینده غیر مرتبط با موضوع نمایندگی است. در هر صورت ، اگر شرایطی که در آینده تحقق می یابد ، رضایت پیشرفته نمی تواند مؤثر باشد ، همانطور که باعث می شود درگیری تحت بند (ب) غیرقابل اطمینان باشد.

درگیری در دادخواست

[23] بند (ب) (3) بدون در نظر گرفتن رضایت مشتری ، نمایندگی احزاب مخالف را در همان دادخواست ممنوع می کند. از طرف دیگر ، نمایندگی همزمان احزاب که منافع آنها در دادخواست ممکن است در تضاد باشد ، مانند کپلینک ها یا افراد کدگذاری ، توسط بند (الف) (2) اداره می شود. درگیری ممکن است به دلیل اختلاف اساسی در شهادت طرفین ، ناسازگاری در مواضع در رابطه با یک طرف مقابل یا این واقعیت که امکانات قابل ملاحظه ای متفاوت برای تسویه مطالبات یا بدهی های مورد نظر وجود دارد ، وجود داشته باشد. چنین درگیری هایی در پرونده های کیفری و همچنین مدنی ایجاد می شود. پتانسیل تضاد منافع در نمایندگی متهمان متعدد در یک پرونده جنایی چنان سنگین است که معمولاً یک وکیل باید از نمایندگی بیش از یک کد متعهد خودداری کند. از طرف دیگر ، اگر الزامات بند (ب) برآورده شود ، نمایندگی مشترک افرادی که منافع مشابهی در دادخواست مدنی دارند ، مناسب است.

[24] معمولاً یک وکیل ممکن است در زمان های مختلف به نمایندگی از مشتریان مختلف مواضع حقوقی متناقض داشته باشد. صرف این واقعیت که دفاع از یک موقعیت حقوقی به نمایندگی از یک مشتری ممکن است سابقه ای را نسبت به منافع مشتری که توسط وکیل در یک موضوع نامربوط ارائه شده است ، ایجاد کند ، تضاد منافع ایجاد نمی کند. با این وجود ، تضاد منافع وجود دارد ، اگر خطر قابل توجهی وجود داشته باشد كه اقدامات وكیل به نمایندگی از یك مشتری از نظر مادی اثربخشی وکالت را در نمایندگی مشتری دیگر در یك مورد دیگر محدود كند. به عنوان مثال ، هنگامی که یک تصمیم به نفع یک مشتری ، سابقه ای را ایجاد می کند که احتمالاً موقعیتی را که از طرف مشتری دیگر گرفته شده است ، تضعیف کند. عوامل مرتبط در تعیین اینکه آیا مشتری ها باید از این ریسک توصیه شوند عبارتند از: مواردی که موارد در انتظار هستند ، آیا مسئله اساسی است یا رویه ای ، رابطه زمانی بین امور ، اهمیت موضوع به منافع فوری و بلند مدتاز مشتری های درگیر و انتظارات معقول مشتری در حفظ وکالت. اگر خطر قابل توجهی از محدودیت مادی وجود داشته باشد ، پس رضایت آگاهانه از مشتریان آسیب دیده وجود ندارد ، وکالت باید یکی از نمایندگی ها را رد کند یا از یک یا هر دو موضوع خارج شود.

[25] هنگامی که یک وکیل نماینده یا به دنبال نمایندگی یک کلاس از شاکیان یا متهمان در یک دادخواست کلاس است ، اعضای نامشخص کلاس معمولاً به منظور استفاده از بند (الف) به عنوان مشتری وکالت در نظر گرفته نمی شوند. از این قانونبنابراین ، وکالت به طور معمول نیازی به رضایت چنین شخصی ندارد قبل از اینکه نماینده مشتری از شخص در یک موضوع نامربوط شکایت کند. به همین ترتیب ، یک وکیل که به دنبال نمایندگی یک حریف در یک اقدام طبقاتی است ، معمولاً نیازی به رضایت یک عضو بی نام کلاس که وکالت در یک موضوع نامربوط نماینده آن است ، نیست.

درگیری های غیرقانونی

[26] تضاد منافع تحت بندهای (الف) (1) و (الف) (2) در زمینه های غیر از دادرسی بوجود می آید. برای بحث در مورد تعارضات مستقیم نامطلوب در امور معامله ای ، به نظر مراجعه کنید [7]. عوامل مرتبط در تعیین اینکه آیا پتانسیل قابل توجهی برای محدودیت مادی وجود دارد شامل مدت زمان و صمیمیت رابطه وکالت با مشتری یا مشتری درگیر ، کارکردهایی که توسط وکیل انجام می شود ، احتمال ایجاد اختلافات و تعصب احتمالی برای مشتری از طریقدرگیریسوال اغلب یکی از نزدیکی و درجه است. نظر را ببینید [8].

[27] به عنوان مثال ، سؤالات درگیری ممکن است در برنامه ریزی املاک و مدیریت املاک ایجاد شود. ممکن است از یک وکیل خواسته شود تا اراده هایی را برای چندین عضو خانواده ، مانند زن و شوهر تهیه کند ، و بسته به شرایط ، ممکن است تضاد منافع وجود داشته باشد. در اداره املاک ، هویت مشتری ممکن است طبق قانون یک صلاحیت خاص نامشخص باشد. تحت یک دیدگاه ، مشتری وفاداری است. تحت دید دیگر ، مشتری املاک یا اعتماد ، از جمله ذینفعان آن است. به منظور رعایت قوانین تضاد منافع ، وکالت باید رابطه وکالت را با طرفین درگیر روشن کند.

[28] این که آیا یک درگیری قابل قبول است به شرایط بستگی دارد. به عنوان مثال ، یک وکیل ممکن است طرف های مختلفی را برای مذاکره ای که منافع آنها اساساً متضاد با یکدیگر است ، نشان ندهد ، اما نمایندگی مشترک در جایی مجاز است که مشتری ها به طور کلی با هم تراز شوند ، حتی اگر تفاوت در علاقه آنها وجود داشته باشد. بنابراین ، یک وکیل ممکن است به دنبال ایجاد یا تنظیم رابطه بین مشتری ها بر اساس دوستانه و متقابل باشد. به عنوان مثال ، در کمک به سازماندهی شغلی که در آن دو یا چند مشتری کارآفرین هستند ، و سازماندهی مجدد مالی یک شرکت را انجام می دهند که در آن دو یا چند مشتری علاقه دارند یا توزیع املاک را در تسویه حساب املاک ترتیب می دهند. وکالت در صدد است با توسعه منافع متقابل طرفین ، منافع بالقوه جانبی را برطرف کند. در غیر این صورت ، هر یک از طرفین ممکن است مجبور شوند نمایندگی جداگانه ای کسب کنند ، با امکان تحمل هزینه اضافی ، عارضه یا حتی دادخواست. با توجه به این و سایر عوامل مرتبط ، مشتری ها ممکن است ترجیح دهند که وکالت برای همه آنها عمل کند.

ملاحظات ویژه در نمایندگی مشترک

[29] با توجه به اینکه آیا می توان چندین مشتری را در یک مورد نمایندگی کرد ، یک وکیل باید توجه داشته باشد که اگر نمایندگی مشترک از بین برود زیرا منافع بالقوه نامطلوب نمی تواند آشتی یابد ، نتیجه می تواند هزینه اضافی ، شرمساری و تهمت زدن باشد. به طور معمول ، وکالت مجبور می شود در صورت عدم موفقیت نمایندگی مشترک ، از نمایندگی همه مشتری ها خارج شود. در برخی شرایط ، خطر شکست به حدی است که نمایندگی های متعدد کاملاً غیرممکن است. به عنوان مثال ، یک وکیل نمی تواند نمایندگی مشترکی از مشتری ها را انجام دهد که در آن دادخواستهای بحث برانگیز یا مذاکرات بین آنها قریب الوقوع یا در نظر گرفته شود. علاوه بر این ، از آنجا که وکالت موظف است بین مشتری های متداول بی طرف باشد ، نمایندگی چندین مشتری در صورت بعید است که بتواند بی طرفی حفظ شود. به طور کلی ، اگر رابطه بین طرفین قبلاً آنتاگونیسم را فرض کرده باشد ، این احتمال وجود دارد که منافع مشتری به اندازه کافی توسط نمایندگی مشترک ارائه شود ، خیلی خوب نیست. سایر عوامل مرتبط این است که آیا وکالت متعاقباً هر دو طرف را به صورت مداوم نماینده خواهد داشت و اینکه آیا این وضعیت شامل ایجاد یا خاتمه رابطه بین طرفین است.

[30] یک عامل خاص در تعیین مناسب بودن نمایندگی مشترک ، تأثیر آن بر محرمانه بودن مشتری و امتیاز دادستان و مشتری است. با توجه به امتیاز وکالت-مشتری ، قانون حاکم بر این است که ، مانند بین مشتری های متداول ، این امتیاز ضمیمه نمی شود. از این رو ، باید فرض کرد که اگر دادرسی بین مشتری ها رخ دهد ، این امتیاز از چنین ارتباطی محافظت نمی کند و باید به مشتریان توصیه شود.

[31] در مورد وظیفه محرمانه بودن ، اگر یک مشتری از وکیل بخواهد که به سایر اطلاعات مشتری مربوط به نمایندگی مشترک ، فاش نکند ، تقریباً کاملاً ناکافی خواهد بود. این امر به این دلیل است که وکیل وظیفه برابر با وفاداری به هر مشتری دارد و هر مشتری حق دارد از هر چیزی که بر نمایندگی تأثیر بگذارد ، مطلع شود که ممکن است بر منافع مشتری تأثیر بگذارد و حق انتظار دارد که وکالت از این اطلاعات استفاده کندسود مشتریبه قانون 1. 4 مراجعه کنید. وکیل باید در ابتدا نمایندگی مشترک و به عنوان بخشی از روند به دست آوردن رضایت آگاهانه هر مشتری ، به هر مشتری توصیه کند که اطلاعات به اشتراک گذاشته می شود و اگر یک مشتری تصمیم بگیرد که برخی از مطالب مربوط به مطالب مربوط به آن باشد ، وکالت مجبور به عقب نشینی خواهد شد. نمایندگی باید از دیگری نگهداری شود. در شرایط محدود ، ممکن است وکالت مناسب باشد که وقتی مشتری موافقت کرد ، پس از اطلاع صحیح ، وکالت را به این نمایندگی بپردازد که وکالت اطلاعات خاصی را محرمانه نگه می دارد. به عنوان مثال ، وکالت ممکن است به طور منطقی نتیجه بگیرد که عدم افشای اسرار تجاری یک مشتری به مشتری دیگر ، بر نمایندگی های مربوط به سرمایه گذاری مشترک بین مشتری تأثیر منفی نخواهد گذاشت و موافقت می کند که این اطلاعات را با رضایت آگاهانه هر دو مشتری محرمانه نگه دارد.

[32] وقتی به دنبال برقراری یا تنظیم رابطه بین مشتری هستید ، وکالت باید روشن کند که نقش وکالت به معنای حزبی نیست که معمولاً در شرایط دیگر انتظار می رود و بنابراین ، ممکن است مشتری ها مسئولیت بیشتری را برای تصمیم گیری بر عهده بگیرند تاهنگامی که هر مشتری به طور جداگانه نمایش داده می شود. هرگونه محدودیتی در مورد دامنه نمایندگی که در نتیجه نمایندگی مشترک لازم است ، باید در ابتدای نمایندگی به طور کامل برای مشتریان توضیح داده شود. به قانون 1. 2 (ج) مراجعه کنید.

[33] با توجه به محدودیت های فوق ، هر مشتری در نمایندگی مشترک حق دارد نمایندگی وفادار و کوشا و حمایت از قانون 1. 9 در مورد تعهدات مشتری سابق داشته باشد. مشتری همچنین حق دارد وکالت را طبق قانون 1. 16 بیان کند.

مشتری های سازمانی

[34] وکیلی که نماینده یک شرکت یا سازمان دیگر است ، به واسطه آن نمایندگی ، لزوماً نمایانگر هر سازمان مؤثر یا وابسته مانند والدین یا شرکت فرعی است. به قانون 1. 13 (الف) مراجعه کنید. بنابراین ، وکیل یک سازمان از پذیرش نمایندگی منفی به یک شرکت وابسته در یک موضوع غیر مرتبط منع نمی شود ، مگر اینکه شرایط به گونه ای باشد که شرکت وابسته نیز باید مشتری وکالت در نظر گرفته شود ، بین وکالت و سازمانی تفاهم وجود داردمشتری که وکالت از نمایندگی منفی به شرکت های مشتری خودداری می کند ، یا تعهدات وکالت به مشتری سازمانی یا مشتری جدید احتمالاً نمایندگی وکالت مشتری دیگر را محدود می کند.

[35] یک وکیل برای یک شرکت یا سازمان دیگری که عضو هیئت مدیره خود است نیز باید تعیین کند که آیا مسئولیت این دو نقش ممکن است در تضاد باشد یا خیر. ممکن است از وکیل خواسته شود تا در مورد امور مربوط به اقدامات مدیران به شرکت مشاوره دهد. باید به فرکانس هایی که ممکن است چنین شرایطی بوجود بیاید ، شدت بالقوه درگیری ، تأثیر استعفای وکالت از هیئت مدیره و احتمال بدست آوردن مشاوره حقوقی شرکت از وکیل دیگری در چنین شرایطی باشد. اگر خطر مادی وجود داشته باشد که نقش دوگانه استقلال وکالت از قضاوت حرفه ای را به خطر بیاندازد ، وکالت نباید به عنوان مدیر خدمت کند یا در هنگام بروز درگیری منافع ، به عنوان وکیل شرکت عمل کند. وکیل باید به سایر اعضای هیئت مدیره توصیه کند که در برخی شرایط موارد مورد بحث در جلسات هیئت مدیره در حالی که وکالت در ظرفیت مدیر حضور دارد ممکن است توسط وکالت-مشتری محافظت نشود و این تضاد ملاحظات منافع ممکن است نیاز به وکالت وکالت داشته باشدبه عنوان مدیر یا ممکن است وکالت و شرکت وکالت را ملزم به رد نمایندگی شرکت در یک موضوع کند.

پلتفرم های تجاری...
ما را در سایت پلتفرم های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مریم کاویانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 24 مرداد 1402 ساعت: 9:34