برخی از معامله گران اصرار دارند که از تجزیه و تحلیل اساسی (روش ارزیابی شرکت) برای پایه گذاری تصمیم گیری خود استفاده کنند ، در حالی که برخی دیگر به تجزیه و تحلیل فنی (روش حرکت قیمت سهم) متکی هستند. تجزیه و تحلیل اساسی در مورد تجزیه و تحلیل حقایقی مانند اخبار شرکت ، مربوط به یک کلاس دارایی معین است در حالی که تحلیلگران فنی بیشتر به حرکات قیمت یک طبقه دارایی معین علاقه مند هستند ، بر خلاف ارزش ذاتی خود دارایی. من به عنوان یک حسابدار سابق ، مطمئناً به هر دو حوزه علاقه دارم و می گویم که من می دانم که اصول اهمیت بیشتری برای اداره یک تجارت دارند ، در حالی که نمودارها و تکنیک ها ابزاری برای ورود و خروج از نقاط برای تجارت سهام در آن شرکت ها هستند.
با این حال ، من معتقدم که این دو "مدرسه فکری" می توانند با هم زندگی کنند و از آنها برای تکمیل یکدیگر استفاده می شود. در حقیقت ، غالباً تأکید بیش از حد بر مفهوم تحلیل فنی بنیادی "در مقابل" انجام می شود. اما مطمئناً هیچ محرومیت متقابل بین این دو وجود ندارد؟من فکر نمی کنم که این دو مفهوم Arch-Nemesis باشد! analysis تجزیه و تحلیل فنی عمدتا از نظر ماهیت کوتاه مدت است و عمدتاً برای شناسایی سریع فرصت های بازار استفاده می شود و از فرصت های تجاری در هنگام بروز استفاده می شود.
در دفاع از کسانی که بر اساس اصول (بفایت نسبتاً موفق وارن یکی هستند) سرمایه گذاری می کنم اولین چیزی که می گویم این است که درک خوبی از "گوشت و سیب زمینی" یک شرکت و اقتصاد ، برای سرمایه گذاری در محیط ضروری استبه دراز مدتدر غیر این صورت ، شما همچنین ممکن است یک دارت را از پنجره بیرون بیاورید و ببینید که در آن فرود می آید و در آن سرمایه گذاری می کند ... می تواند در GKP در 10p فرود بیاید ... یا می تواند روی برادران لمان پیش از ورشکستگی فرود بیاید.
من ممکن است در اینجا چیزهای بی اهمیت و ساده تر باشم ، اما در حالی که اعتماد به نفس زیادی به تحلیل فنی دارم ، (شخصاً) نمی خواهم پول خود را به هیچ سهم بپردازم ، مگر اینکه صدا * اساسی * * باشد. رویدادهای خبری می توانند تأثیر بسزایی در موفقیت یا عدم موفقیت مواضع شما داشته باشند. به عنوان مثال ، از تجربه شخصی ، مبنای خوبی از اصول به من اجازه داد تا از تصادف Dotcom دهه 90 ناخوشایند فرار کنم ، زیرا در زمان خوبی می دانستم که ارزیابی ها از NAV فراتر رفته است و افزایش مداوم قیمت سهم کمی بیشتر از یک سوداگرانه استحباب.
یک چارتیست با احترام کامل ، نمی توانست فروش گسترده ای را که در "رونق فناوری" قرار دارد تا زمان شروع آن را ببیند ، یا استدلال پشت آن را بدون حداقل دانش بدی از اصول می فهمد. البته بسیاری از رویدادهای خبری با تعجب به بازار رسیدند و پیش بینی برخی از انواع شوک ها بسیار دشوار است ، اما بسیاری از قطعات Newsflow نیز برنامه ریزی شده اند ، مانند انتشار داده های اقتصادی یا سود شرکت.
در این مثال ، یک اشتباه رایج که بازرگانان بارها و بارها مرتکب می شوند ورود به تجارت گسترده درست قبل از انتشار خبری مهم است. به عنوان مثال ، شما ممکن است دلار آمریکا را بخرید و پوند را درست قبل از اعلام اطلاعات مهم اشتغال آمریکا بفروشید. اگر می دانید که این نسخه در حال آمدن است و بینشی در مورد آنچه ممکن است به ارمغان بیاورد ، ممکن است به نظر برسد یک تصمیم هوشمندانه به نظر می رسد. با این حال ، اغلب ، بیشتر معامله گران حتی نمی دانند که اعلامیه در انتظار است ، چه رسد به اهمیت آن.
من معتقدم که یک Chartist خوب می تواند با استفاده از نمودارها برای پیش بینی حرکت قیمت ها ، موفقیت خود را در بازارها در کوتاه مدت بهینه کند. او همچنین می تواند تاریخ را به روشی بهتر و روشمندتر از بنیادگرایانه تجزیه و تحلیل کند که درک خوبی از آنچه در آینده می تواند انتظار داشته باشد ، به او می دهد.
البته ، نمودار یک علم دقیق نیست (به همین دلیل که مورد حمله قرار می گیرد) و Chartist در مقابل اخبار نوظهور ناتوان است (یعنی چهره های شغلی جمعه که او فقط می تواند حدس بزند). یا خبرهای شرکتی که ممکن است در آن روز تأثیر بگذارد ، آن روز بنیادگرایان بر اساس دانش عمیق خود در مورد شرکت پیش بینی کرده است.
با این وجود ، اعتقاد من این است که الگوهای خاصی از رفتار بازار می تواند (و باید) مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و از این نظر ، نمودار نمی تواند مورد ضرب و شتم قرار گیرد زیرا این یک شاخص عالی از احساسات و جهت است. حرکت و احساسات بسیار بیشتر از دوره های کوتاه از عوامل اساسی مانند ارزیابی است. من همچنین دست اول دیده ام که چگونه نمودار می تواند با هشدار دادن به او به یک نقطه ورود خوب در سهام ، بر اساس خطوط مقاومت ، پشتیبانی و غیره ، به سرمایه گذار اساسی کمک کند و از این طریق سود سرمایه گذار را به حداکثر برساند.
برای معاملات شرط بندی کوتاه مدت ، دانش نمودار خوب مهم است ، زیرا بدون آن ، من معتقدم که واقعاً یک تجارت کور و تکیه بر شانس است. آن را امتحان کنید ، و ببینید که چقدر سریع پول خود را از دست می دهید. نکته دیگر به نفع Chartists این است که گاهی اوقات دانش اساسی در دسترس بازار گسترده قرار نمی گیرد و فقط توسط تعداد معدودی شناخته می شود - برای مثال شرکت X اهداف سود خود را از دست داده است) اما می توان آن را پیش بینی کرد (بعضی اوقات) از قبل توسط یکدر قیمت و سایر سیگنال های نمودار داستان بگویید و از این رو قادر به برنامه ریزی در زمان مناسب باشید.
به همان اندازه ، من اغلب فقط سهام می خرم اگر ببینم که پشتیبانی از آن در نمودار وجود دارد ، مهم نیست که چقدر اصول را دوست دارم. من با انجام این کار پول زیادی پس انداز کرده ام ، منتظر پایان سقوط آزاد و پرش از اسلحه نیستم.
در پایان ، برای من به عنوان یک سرمایه گذار ، به جای یک دلال کوتاه مدت ، کلید برای من مهم است (و باید در این بحث تفاوت ایجاد کرد) درک صحیحی از اصول است. اما من سعی می کنم از این دانش و همچنین ترسیم دانش به زمان ورودی ها و خروج های خود استفاده کنم و همچنین به من هشدار دهم که تغییر در جهت سهام یا بازار را تغییر دهم. اگر من عمدتاً یک روز معامله گر بودم ، بدیهی است که از نمودارها بیشتر از اصول استفاده می کردم اما اصول را نیز نادیده نمی گرفتم.
برای نتیجه گیری ، می خواهم بگویم که برای قضاوت در مورد شایستگی های هر دو استراتژی مورد بحث ، باید ابتدا به طور مهم تعریف کند که آیا شخص یک دلال کوتاه مدت است یا یک سرمایه گذار میان مدت و بلند مدت است اما نمی توان اصول را نادیده گرفت. در این بازارهای دیوانه وار تجزیه و تحلیل فنی فقط تا کنون پیش می رود ...
این مطلب تحت استراتژی ها ثبت شده است. می توانید از طریق فید RSS 2. 0 هرگونه پاسخ به این ورودی را دنبال کنید. می توانید یک پاسخ یا پیگیری از سایت خود بگذارید.
پلتفرم های تجاری...
برچسب :
نویسنده : مریم کاویانی
بازدید : 27