
گاهی اوقات وضع موجود ارجح است و تحقیقات دانشگاهی ممکن است در جلوگیری از تغییرات پیشنهادی جدید و مضر نقش داشته باشد. اما اگر نتایج به وضع موجود منجر شود ، دانشگاهیان چگونه تأثیر بر تحقیقات خود را نشان می دهند؟راب جورج تعجب می کند که چگونه می تواند تأثیر منفی را نشان دهد.
آیا اگر دستاورد بزرگ یک محقق در جهان فراتر از آکادمی ها این باشد که جلوی وقوع چیزی را بگیرد ، "تأثیر" حساب می شود؟اکثر دانشگاهیان به دلیل تحقیقات ما ، به عنوان یک تغییر ملموس در سیاست ، تجارت ، صنعت یا جامعه به طور کلی فکر می کنند. اما در مورد موردی که شخصی "خارج از آنجا" ایده بدی داشته و در حال تلاش برای اجرای آن است ، چه می کنید و شما با تحقیقات خود قدم می گذارید و جلوی این ایده را می گیرید؟آیا این تأثیر است؟و اگر اینطور باشد ، چگونه نشان می دهید که این تحقیقات شما بوده است که این اثر را داشته است؟
نظرات پانل های ارزیابی Ref در این مرحله ناشناخته است ، اما به نظر من این شکل از تأثیر - آنچه من تأثیر منفی می نامم - به طور بالقوه به همان اندازه مهم است که هر شکل دیگری مهم است. استفاده از یافته های تحقیق برای نجات وضع موجود از اصلاحات ضعیف "اصلاحات" باید به اندازه هر تعامل دیگری که دانشگاهیان با جامعه گسترده تری دارند ، ارزش داشته باشند. این گفته ، من در مورد چگونگی دانستن اینکه چه زمانی این نوع اثر را داشته اید ، یا اینکه چگونه آن را به هر کسی نشان دهید ، کمتر مطمئن هستم.
من پیشنهاد می کنم که این موضوع را با نمونه ای از حوزه تحقیقات من ، حقوق خانواده بررسی کنید. من مطمئن نیستم که آیا این مثال در واقع شامل تأثیر منفی است یا نه ، اما حداقل باید نشان دهد که چرا این موضوع اهمیت دارد.
یک مثال: دادگاه های خانواده و رسانه ها
بیشتر پرونده های دادگاه در انگلیس و ولز برای عموم آزاد است. هر کس فقط می تواند در خیابان قدم بزند و آنچه را که اتفاق می افتد تماشا کند. اما موارد خانواده مربوط به کودکان یا ترتیبات مالی پس از تفسیر متفاوت است ، و قانون پیش فرض این است که آنها به صورت خصوصی شنیده می شوند. این بدان معناست که فقط افرادی که مستقیماً با پرونده در ارتباط هستند مجاز به حضور در اتاق دادگاه هستند.
دلایل خوبی برای این قانون وجود دارد. دادگاه های خانواده با وقایع حساس و شخصی در زندگی افراد سر و کار دارند - ادعاهایی (که ممکن است درست باشد یا نباشد) در مورد والدین که از فرزندان خود غفلت می کنند یا سوءاستفاده می کنند ، سؤالاتی در مورد اینکه آیا کودک باید یک عمل پزشکی خطرناک داشته باشد یا نه ، زنانی که به دنبال محافظت از جسمی هستند ،سوء استفاده روحی یا عاطفی توسط شرکای خود یا سایر اعضای خانواده و غیره. این مواردی است که مردم حق دارند خصوصی را حفظ کنند و آنها باید بتوانند از دادگاه کمک بگیرند بدون اینکه بقیه ما در حاشیه ایستاده باشند.
با این حال ، نکته مهم این حریم خصوصی این است که عموم مردم از آنچه در دادگاه های خانواده اتفاق می افتد به خوبی آگاه نیستند ، و در نتیجه زمینه زیادی برای سوء تفاهم وجود دارد. مجموعه ای از مقالات اظهار نظر توسط کاملیلا کاوندیش در تایمز ، مشخصات عمومی این موضوع را با حمله به آنچه کاوندیش "عدالت مخفی" دادگاه های خانواده نامید ، مطرح کرد.(اگرچه این مقالات عمدتاً مبتنی بر حکایات غیرقانونی است که با تصویر بزرگتر مطابقت ندارند ، اما در بحث عمومی کشش به دست آوردند ، زیرا ، همانطور که قبلاً در وبلاگ خود بحث کرده ام ، حکایات اغلب داستانهای بهتری نسبت به یافته های تحقیق می کنند).
تا حدودی به دلیل مبارزات انتخاباتی تایمز ، در سال 2009-10 برای تغییر قانون فشار وارد شد. اصلاحات در آوریل 2009 معرفی شد تا نمایندگان رسانه ها بتوانند در پرونده های خانواده شرکت کنند ، اما قوانین مربوط به پرونده های گزارش تغییر نکرده است. این بدان معناست که اگرچه یک روزنامه نگار می تواند در اکثر موارد شرکت کند ، اما او نتوانست در مورد هر پرونده خاصی بنویسد ، اما فقط در مورد سیستم دادگاه خانواده به طور کلی. با توجه به اینکه انتقاد رسانه ها از دادگاهها این بود که آنها از نظر سیستماتیک مغرضانه و ناعادلانه بودند ، این یک گام معقول به نظر می رسید ، اما کمپین برای اصلاحات ادامه یافت.
هنگامی که قانونگذاری بیشتر به نظر می رسید ، بنیاد Nuffield به من مأمور شد که مقاله ای را در مورد این موضوع به عنوان بخشی از مجموعه مقاله های مربوط به سیاست های خانوادگی دانشگاه آکسفورد بنویسم. هدف از این مقالات ارائه یک مرور کلی از شواهد تحقیق موجود در مورد یک موضوع خاص است که می تواند به سیاست گذاران ، مقامات دولتی ، روزنامه نگاران ، اندیشکدها ، سازمان های بخش سوم و غیره ارسال شود. در حالی که مقاله توجیهی یک سند لابی نبود ، پیام از این تحقیق واضح بود: تغییرات پیشنهادی پیچیده ، دشوار است و شامل نقض حریم خصوصی افراد در اختلافات شخصی است.
درگیری من با این مقاله توجیهی باعث شد تا به کمیته انتخاب کودکان ، مدارس و خانواده ها و به مقامات وزارت دادگستری در جلسات مشاوره ارسال کنم. یافته های این مقاله در انتشارات حقوقی و رسانه های ملی گزارش شده است و من یک مصاحبه رادیویی محلی بی بی سی در مورد این موضوع انجام دادم. با این وجود ، قانون کودکان ، مدارس و خانواده ها در سال 2010 توسط پارلمان در روزهای مرگ آخرین دولت به تصویب رسید و من فکر کردم که تلاش های من به هیچ وجه نرسیده است. اما در اینجا ما ، دو سال به بعد ، و بخش های مربوط به این قانون هنوز لازم نیست (به این معنی که آنها هیچ تاثیری ندارند - آنها روی کتاب ها هستند اما یک نامه مرده مگر اینکه فعال شوند) ، و دولت فعلی هیچ علاقه ای به آن نشان نمی دهداحیای مسئله
بحث
اما در اینجا ما ، دو سال به بعد ، و بخش های مربوط به این قانون هنوز لازم نیست (به این معنی که آنها هیچ تاثیری ندارند - آنها روی کتاب ها هستند اما نامه مرده مگر اینکه فعال شوند) و دولت فعلی پیشنهاد می کند آنها را لغو کندکاملاً در Cl 17 (4) لایحه جرم و دادگاه.
پس این تأثیر است؟بدیهی است که این که نقش من در هر یک از این موارد بود ، بسیار دشوار است ، زیرا بسیاری از افراد و سازمان های دیگر در هر دو طرف بحث حضور داشتند. همچنین می توان دانست که چرا دولت ائتلاف مقررات مربوطه را اجرا نکرده است ، زیرا من از هیچ بیانیه عمومی در مورد این موضوع آگاه نیستم. تنها چیزی که من دارم همبستگی (کار من در برابر اصلاحات و اصلاحات انجام نشده است) اما هیچ نشانه ای از علیت ندارد.
اما پس از آن ، من فکر می کنم که تقریباً همیشه درست خواهد بود. وضع موجود معمولاً دارای شایستگی هایی است که مردم می توانند ببینند ، و سهم دانشگاهی در ایجاد پرونده در برابر تغییر معمولاً تنها بخشی از یک بحث بزرگتر خواهد بود. من فقط یک تجربه مشابه (اما با نتیجه کمتر مثبت) در مورد اصلاحات کمک های حقوقی داشته ام ، و بحث جدید فقط شروع به پیشنهادات برای اصلاح قانون حاکم بر روابط والدین و کودک پس از جدایی والدین است. در همه این موارد ، جامعه تحقیقاتی به دنبال این بوده است که اصلاحات پیشنهادی ممکن است به نوعی مضر باشد و وضع موجود ، به طور کلی ، یک وضعیت ارجح است.
البته ، گاهی اوقات برنده می شویم و گاهی از دست می دهیم. اما هنگامی که جزر و مد به وضوح به نفع تغییراتی است که تحقیقات نشان می دهد بدتر خواهد بود ، باید برای تأثیر منفی این یافته ها به گونه ای اعتبار ایجاد شود که به متوقف کردن اصلاحات کمک کند.
توجه: این مقاله نظرات نویسنده (ها) را ارائه می دهد ، و نه موقعیت تأثیر وبلاگ علوم اجتماعی و نه دانشکده اقتصاد لندن.
پلتفرم های تجاری...
برچسب :
نویسنده : مریم کاویانی
بازدید : <-PostHit->