تکامل سیستم پولی بین المللی

ساخت وبلاگ

در پاسخ به بدترین بحران مالی از دهه 1930 ، سیاست گذاران در سراسر جهان محرک بی سابقه ای را برای حمایت از بهبود اقتصادی فراهم می کنند و در حال دنبال کردن مجموعه ای از اصلاحات برای ایجاد یک سیستم مالی انعطاف پذیر تر هستند. با این حال ، حتی این دستور کار سنگین ممکن است رشد قوی ، پایدار و متعادل را در طول مدت تضمین نکند. ما همچنین باید در نظر بگیریم که آیا باید چارچوب اساسی را که زیربنای تجارت جهانی است اصلاح کنیم: سیستم پولی بین المللی. هدف من عصر امروز کمک به تمرکز بحث فعلی است.

در حالی که دلایل بسیاری از بحران وجود دارد ، شدت و دامنه آن منعکس کننده عدم تعادل بی سابقه است. عدم تعادل حساب جاری بزرگ و ناپایدار در مناطق بزرگ اقتصادی برای ایجاد آسیب پذیری در بسیاری از بازارهای دارایی یکپارچه بود. در سالهای اخیر ، سیستم پولی بین المللی نتوانسته است تنظیم اقتصادی به موقع و منظم را ارتقا بخشد.

این شکست دارای موارد فراوان است. در طول قرن گذشته ، رژیم های مختلف پولی بین المللی تلاش کرده اند تا با تغییرات ساختاری ، از جمله ادغام اقتصادهای نوظهور در اقتصاد جهانی ، سازگار شوند. در همه موارد ، کشورهای سیستمی نتوانستند سیاست های داخلی را به روشی سازگار با سیستم پولی روز تطبیق دهند. در نتیجه ، تعدیل به تأخیر افتاد ، آسیب پذیری ها افزایش یافت و حساب ، وقتی که آمد ، برای همه مختل کننده بود.

سیاست گذاران باید این دروس را از تاریخ بیاموزند. تعهد G-20 برای ترویج رشد قوی ، پایدار و متعادل در تقاضای جهانی-که دو هفته پیش در سنت اندروز ، اسکاتلند آغاز شده است-یک گام مهم در جهت درست است.

سیستم پولی بین المللی چیست و چگونه باید عملکرد آن را داشته باشد؟

سیستم بین المللی پولی شامل (i) ترتیب نرخ ارز است.(ب) جریان سرمایه ؛و (iii) مجموعه ای از موسسات ، قوانین و کنوانسیون هایی که عملکرد آن را حاکم می کنند. چارچوب های سیاست پولی داخلی از سیستم جهانی استفاده می کند و برای سیستم جهانی ضروری است. یک سیستم با عملکرد خوب باعث رشد اقتصادی و رونق از طریق تخصیص کارآمد منابع ، افزایش تخصص در تولید بر اساس مزیت مقایسه ای و تنوع ریسک می شود. همچنین با تنظیم نرخ ارز واقعی به تغییر در جریان تجارت و سرمایه ، ثبات کلان اقتصادی و مالی را تشویق می کند.

برای مؤثر بودن ، سیستم پولی بین المللی باید هم ثبات اسمی کافی را در نرخ ارز و قیمت های داخلی و تنظیم به موقع در شوک ها و تغییرات ساختاری ارائه دهد. دستیابی به این تعادل می تواند بسیار دشوار باشد. تغییر در توزیع جغرافیایی قدرت اقتصادی و سیاسی ، ادغام جهانی کالاها و بازارهای دارایی ، جنگ ها و سیاست های متناقض پولی و مالی ، همه این امکان را دارند که یک سیستم پولی را تضعیف کنند. سیستم های گذشته نمی توانند کشورهای سیستمی را برای تنظیم سیاست به موقع ترغیب کنند. سؤال این است که آیا شوک فعلی ادغام یک سوم بشریت در اقتصاد جهانی-مثبت است-مکانیسم های تنظیم سیستم فعلی را تحت الشعاع قرار می دهد.

دلایل نگرانی وجود دارد. ادغام چین در اقتصاد جهانی به تنهایی نشان دهنده شوک بسیار بیشتری برای سیستم از ظهور ایالات متحده در اواخر قرن گذشته است. سهم چین از تولید ناخالص داخلی جهانی سریعتر افزایش یافته و اقتصاد آن بسیار بازتر است. همچنین ، برخلاف شرایطی که ایالات متحده با استاندارد طلا با سایر کشورهای مهم دیگر ، رژیم نرخ ارز مدیریت شده چین امروز از نرخ شناور مبتنی بر بازار سایر اقتصادهای مهم متمایز است. تاریخ نشان می دهد که سیستم های تحت سلطه نرخ ارز ثابت یا چسبیده به ندرت با شوکهای ساختاری عمده مقابله می کنند.

این شکست نتیجه دو مشکل فراگیر است: یک فرآیند تنظیم نامتقارن و استحکام رو به پایین قیمت ها و دستمزدهای اسمی. در کوتاه مدت ، به طور کلی بسیار کم هزینه تر ، اقتصادی و از نظر سیاسی ، برای کشورهایی که توازن پرداخت مازاد برای اجرای مازاد مداوم و جمع آوری ذخایر نسبت به کشورهای کسری برای حفظ کسری دارند. این امر به این دلیل است که تنها محدودیت در انباشت ذخیره ، تأثیر نهایی آن بر قیمت های داخلی است. بسته به باز بودن سیستم مالی و میزان عقیم سازی ، این می تواند برای مدت زمان بسیار طولانی به تأخیر بیفتد. در مقابل ، کشورهای کسری باید ذخایر را خنثی یا پایین بیاورند.

نرخ ارز انعطاف پذیر با ارائه تنظیم کم هزینه تر و متقارن تر ، مانع بسیاری از این مشکلات می شود. دستمزدها و قیمت های نسبی می توانند از طریق حرکات نرخ ارز اسمی به سرعت در شوک ها تنظیم شوند تا تعادل خارجی را بازیابی کنند. هنگامی که نرخ ارز شناور می شود و یک بازار ارزی مایع وجود دارد ، منابع ذخیره به ندرت مورد نیاز است. 3 اساساً ، نرخ ارز شناور بر تمایل به ظاهر ذاتی کشورها برای تأخیر در تعدیل غلبه می کند.

یک مرور مختصر در مورد چگونگی عدم موفقیت رژیم های مختلف بین المللی پول در مدیریت این تجارت بین ثبات اسمی و تنظیم به موقع ، بینش مهمی را برای چالش های فعلی فراهم می کند.

تکامل سیستم پولی بین المللی

استاندارد طلا

طبق استاندارد طلای کلاسیک ، از سال 1870 تا 1914 ، سیستم بین المللی پولی تا حد زیادی غیر متمرکز و مبتنی بر بازار بود. به غیر از تعهد مشترک اقتصادهای اصلی برای حفظ قیمت طلای ارزهای آنها ، حداقل پشتیبانی نهادی وجود داشت. اگرچه تعدیل عدم تعادل خارجی باید از نظر تئوری نسبتاً صاف باشد ، اما در عمل عاری از مشکل نبود. 4 کشور مازاد همیشه از کنوانسیون های سیستم پیروی نمی کردند و سعی کردند با استریل کردن جریان های طلا ، روند تعدیل را ناامید کنند. کشورهای کسری به دلیل دستمزد رو به پایین و چسبندگی قیمت ، تنظیم را حتی دشوارتر دانستند. هنگامی که شوک ها به اندازه کافی بزرگ و پایدار بودند ، عواقب ناشی از محرومیت از استقلال پولی و تنظیم نامتقارن در نهایت سیستم را تضعیف کرد. 5

استاندارد طلا از جنگ جهانی اول دست نخورده زنده نماند. تورم گسترده ناشی از هزینه های جنگ با بودجه و تغییر عمده در ترکیب قدرت اقتصادی جهانی باعث تضعیف آثار طلای قبل از جنگ شد. از نظر مهم ، هیچ مکانیسمی برای هماهنگی بازده منظم به نرخ ارز تنظیم شده با تورم وجود ندارد. هنگامی که کشورهایی مانند انگلستان در سال 1925 سعی در بازگشت به استاندارد طلا با ارزش های بیش از حد داشتند ، آنها مجبور شدند به منظور بازگرداندن رقابت ، تحمل دردناک دستمزدها و قیمت ها را تحمل کنند. اگرچه این همیشه دشوار بود ، اما هنگامی که کشورهای مازاد بازتاب را خنثی می کردند ، غیرممکن بود.

در طول رکود بزرگ، با یک حساب سرمایه باز و تعهد به استاندارد مبادلات طلا، ایالات متحده نمی توانست از سیاست پولی برای جبران انقباض اقتصادی استفاده کند. 6 وفاداری به طلا به این معنی بود که فشارهای کاهش تورم از جانب ایالات متحده به سرعت گسترش یافت و اقتصاد جهانی را تضعیف کرد. کشورها که قادر به تطبیق با این فشارها نبودند، مجبور شدند این سیستم را کنار بگذارند. اگرچه کشورهای کسری اولین بحران را تجربه کردند، اما همه کشورها از فروپاشی نهایی رنج بردند - درسی که در سیستم های بعدی تکرار شد.

سیستم برتون وودز از نرخ های ارز ثابت اما قابل تنظیم پاسخی مستقیم به بی ثباتی دوره بین دو جنگ بود. برتون وودز با استاندارد طلا بسیار متفاوت بود: بیشتر مدیریت می شد تا مبتنی بر بازار. تعدیل از طریق صندوق بین المللی پول (IMF) هماهنگ شد. قوانینی وجود داشت تا قراردادها. 7 و کنترل سرمایه گسترده بود.

با وجود این تغییرات نهادی، کشورهای مازاد همچنان در برابر تعدیل مقاومت می کردند. با پیش بینی مشکلات موجود، کشورها اغلب تأثیر مازاد بر عرضه پول داخلی و قیمت ها را عقیم می کنند. مانند امروز، این مداخلات با این استدلال که عدم تعادل موقتی است و در هر صورت، مازاد بیش از «عدم تعادل» دلیلی بر فضیلت است توجیه می شود. در مقابل، محدودیت صفر در ذخایر همچنان یک محدودیت الزام آور برای کشورهای دارای کسری بود که در نهایت زمان آنها تمام شد.

سیستم برتون وودز سرانجام در اوایل دهه 1970 پس از اینکه سیاست ایالات متحده بسیار انبساطی شد، کسری تجاری آن ناپایدار شد و کاهش کنترل سرمایه شروع به فشار بر نرخ های ارز ثابت کرد، فروپاشید. بار دیگر همه کشورها از پس لرزه ها آسیب دیدند.

سیستم هیبریدی فعلی

پس از فروپاشی سیستم برتون وودز، سیستم پولی بین المللی به مدل غیرمتمرکزتر و مبتنی بر بازار بازگشت. کشورهای بزرگ نرخ ارز خود را شناور کردند، ارزهای خود را قابل تبدیل کردند و به تدریج جریان سرمایه را آزاد کردند. در سال های اخیر، چندین بازار بزرگ نوظهور سیاست های مشابهی را پس از تجربه مشکلات مدیریت رژیم های نرخ ارز ثابت با حساب های سرمایه باز فزاینده اتخاذ کردند. حرکت به سمت نرخ های ارز تعیین شده تر توسط بازار، کنترل سیاست های پولی داخلی و تورم را افزایش داده، توسعه بخش های مالی را تسریع کرده و در نهایت رشد اقتصادی را تقویت کرده است.

متأسفانه ، این روند به دور از جهانی بوده است. از بسیاری جهات ، بحران اخیر نمونه ای کلاسیک از تنظیم نامتقارن را نشان می دهد. برخی از اقتصادهای مهم با جمع آوری ذخایر عظیم خارجی و استریل کردن جریان ، تعدیل نرخ ارز واقعی را ناامید کرده اند. در حالی که هدف اولیه آنها بیمه خود در برابر بحران های آینده بود ، انباشت ذخیره به زودی از این الزامات فراتر رفت (جدول 1). در بعضی موارد ، مداخله مداوم نرخ ارز در درجه اول برای حفظ نرخ ارز کم ارزش و ترویج رشد صادرات خدمت کرده است. در واقع ، با توجه به مقیاس معجزه اقتصادی خود ، قابل توجه است که نرخ ارز مؤثر واقعی چین از سال 1990 قدردانی نکرده است (نمودار 2).

این طرف تلنگر این عدم تعادل ، کسری بزرگ حساب جاری در ایالات متحده بود که در پی رکود اقتصادی سال 2001 توسط سیاست های پولی و مالی ایالات متحده تقویت شد. این سیاست ها در ترکیب با نرخ پس انداز بالا در شرق آسیا ، عدم تعادل جهانی و جریان سرمایه گسترده را ایجاد می کند و "معضل" نرخ بهره بسیار پایین مدت بسیار پایین را ایجاد می کند ، که به نوبه خود ، جستجوی بازده و اهرم بیش از حد را تغذیه می کند. در حالی که نگرانی های مربوط به عدم تعادل جهانی غالباً در جریان بحران بیان می شد ، سیستم پولی بین المللی بار دیگر نتوانست اقدامات لازم برای رفع مشکل را ترویج کند. آسیب پذیری ها به سادگی تا نقطه شکست رشد کردند.

برخی از فشارها باقی مانده است. بحران مالی می تواند اثرات طولانی مدت بر ترکیب و میزان رشد اقتصادی جهانی داشته باشد. 8 از آنجا که چشم انداز رشد و تورم واگرا به ترکیب سیاست های مختلفی نیاز دارد ، بعید است که سیاست های پولی مناسب برای ایالات متحده برای اکثر کشورهای دیگر مناسب باشد. با این حال ، آن دسته از کشورهایی که نرخ ارز نسبتاً ثابت و حساب های سرمایه نسبتاً باز دارند ، مانند این عمل می کنند. اگر این واگرایی در موضع بهینه سیاست پولی افزایش یابد ، سویه های موجود در سیستم رشد می کند.

تعدیل به تعویق افتاده فقط به افزایش آسیب پذیری ها کمک می کند. در گذشته ، ناامیدی از تعدیل کشورهای مازاد فشارهای تورم را بر سایر نقاط جهان ایجاد می کرد. به همین ترتیب ، امروز ، بار تنظیم به دیگران منتقل می شود. کشورهای پیشرفته - از جمله کانادا ، ژاپن و منطقه یورو - اخیراً شاهد قدردانی قابل توجهی از ارزهای آنها بوده اند.

نتیجه خالص می تواند یک بازیابی جهانی زیر حد باشد ، که در آن بار تعدیل در کشورهایی که عدم تعادل زیادی دارند ، بیشتر از قیمت های داخلی و دستمزدها به جای نرخ ارز اسمی است. تاریخ نشان می دهد که این فرایند می تواند سالها طول بکشد ، و سرکوب تولید جهانی و رفاه به طور موقت.

راه پیش رو

برای جلوگیری از این نتایج ، گزینه های مختلفی وجود دارد.

اولین مورد کاهش تقاضای کلی برای ذخایر است. گزینه های دیگر شامل مکانیسم های جمع آوری ذخیره منطقه ای و افزایش وام و تسهیلات بیمه در صندوق بین المللی پول است. در حالی که در کاوش در اصلاحات صندوق بین المللی پول شایستگی وجود دارد ، تأثیر آنها بر آن کشورهای سیستمی که قبلاً به طور قابل ملاحظه ای بیمه شده اند ، احتمالاً حاشیه ای خواهد بود. همانطور که در یک لحظه لمس خواهم کرد ، فرآیند G-20 ممکن است تأثیر بیشتری داشته باشد.

از طرف عرضه ، چندین دارایی ذخیره جایگزین پیشنهاد شده است. انگیزه این پیشنهادات در درجه اول برای توزیع مجدد به اصطلاح "امتیاز گزاف" است که به عنوان تأمین کننده اصلی ارز ذخیره به ایالات متحده تعلق می گیرد. به همین ترتیب ، ایالات متحده در قالب هزینه های تأمین مالی پایین تر به ارز خود مزیتی را دریافت می کند. در صورت وجود ارزهای ذخیره رقیب ، این مزیت به اشتراک گذاشته می شود (و احتمالاً در کل کاهش می یابد). به نوبه خود ، این می تواند به طور حاشیه ای عدم تعادل جمعی کشورهای ارز ذخیره را کاهش دهد. 9 10

در طولانی مدت ، می توان علاوه بر دلار آمریکا ، سیستمی را با سایر ارزهای ذخیره نیز پیش بینی کرد. با این حال ، با وجود تعداد کمی از گزینه های آماده برای ایفای نقش ذخیره ، می توان انتظار داشت که دلار آمریکا به عنوان اصلی اصلی ذخیره برای آینده قابل پیش بینی باقی بماند. علیرغم بدبینی پرشور که در قیمت طلا منعکس شده است ، کل سهام طلا فقط 1 تریلیون دلار یا حدود 10 درصد از ذخایر جهانی و بخش بسیار کمتری از عرضه پول جهانی را نشان می دهد. 11 چشم انداز Renminbi قابل تبدیل و بازارهای سرمایه باز است ، که خودشان احتمالاً کارهای زیادی را برای کاهش هرگونه فشار برای تغییر انجام می دهند.

افزایش استفاده از حقوق ویژه نقاشی

در نگاه اول ، حقوق نقاشی ویژه (SDR) یک دارایی ذخیره جایگزین جذاب خواهد بود. 12) استفاده از درخواست های SDRS به احساس انصاف ، زیرا هیچ کشوری از امتیاز گزاف از وضعیت ارز ذخیره برخوردار نیست. مانند یک سیستم ارز ذخیره چندگانه ، ممکن است انگیزه های کل کشورهایی را که ارزهای تشکیل دهنده SDR را برای اجرای کسری تأمین می کنند ، کاهش دهد. علاوه بر این ، به نظر می رسد هیچ دلیل فنی وجود ندارد که بتواند استفاده از SDR ها را گسترش دهد.

با این حال ، باید این سؤال مطرح شود: به چه پایان؟صرفاً تقویت نقش SDR برای افزایش انعطاف پذیری سیستم یا تغییر انگیزه های کشورهای مازاد ، کار کمی انجام می دهد. با تهیه مبادله ای آماده از ارزهای موجود در یک سبد وسیع تر ، ذخایر SDR همچنین می تواند تعدیل را بر روی سایر ارزهای آزادانه تجارت جابجا کند ، بنابراین عدم تعادل در سیستم فعلی را تشدید می کند. در واقع ، با ارائه تنوع فوری ، ذخایر SDR می تواند برخی از استراتژی های موجود در کشورهای مازاد را تحریک کند.

این امر اگر این پیشنهاد به افراط منطقی آن منتقل شود: SDR به عنوان ارز واحد جهانی تغییر می کند. کنار گذاشتن این واقعیت که جهان یک منطقه ارز بهینه نیست (به ویژه به دلیل عدم تحرک آزاد کار ، کالاها و سرمایه) ، این آرمانشهر به نظر می رسد. در حالی که مطمئناً سطح همکاری بین المللی از زمان بحران افزایش یافته است ، این امر می تواند ادعا کند که اشتیاق برای ایجاد بانک مرکزی جهانی مستقل وجود دارد که مورد نیاز است. 13 در نتیجه ، هرگونه صدور SDR آینده احتمالاً موقت خواهد بود. 14

یک حساب تعویض

استفاده بیشتر از SDR ها ممکن است برای ترغیب انتقال به یک سیستم پولی بین المللی با ثبات تر با تسهیل هرگونه تنوع ذخیره مطلوب مناسب باشد. ایجاد ، به طور موقت ، یک حساب تعویض پیشرفته در صندوق بین المللی پول به دارندگان بزرگ رزرو اجازه می دهد تا ذخایر ایالات متحده آمریکا را برای اوراق بهادار SDR-denominated مبادله کنند و از این طریق اوراق بهادار خود را متنوع کنند. با توجه به صندوق بین المللی پول ، خطر تغییر در نرخ ارز دلار آمریکا ، یک ترتیب مناسب برای تقسیم بار در بین اعضای آن باید مورد توافق قرار گیرد.

یک حساب جایگزینی خطر اخلاقی قابل توجهی را ایجاد می کند ، زیرا دارندگان ذخیره وسوسه می شوند که در انباشت بیشتر شرکت کنند. علاوه بر این ، یک حساب جایگزینی به عدم تقارن اساسی فرآیند تعدیل نمی پردازد. بنابراین ، به نظر می رسد که یک حساب جایگزینی انتقال از سیستم ترکیبی فعلی به یک سیستم بین المللی را نشان می دهد که با نرخ ارز انعطاف پذیر تر برای همه کشورهای سیستمی مشخص می شود.

به طور کلی ، گزینه های دیگر برای دلار به عنوان ارز ذخیره از نظر مادی عملکرد سیستم را بهبود نمی بخشد. در حالی که گزینه های ذخیره شده برای تنظیم فشار بر ایالات متحده افزایش می یابد ، زیرا تقاضای "مصنوعی" برای دارایی های آنها با دیگران به اشتراک گذاشته می شود ، مشوق هایی برای کشورهای مازاد که تنظیمات را خنثی کرده اند تغییر نمی کند. درس مشترک استاندارد طلا ، سیستم برتون وودز و سیستم ترکیبی فعلی این است که مکانیسم تنظیم است نه انتخاب دارایی ذخیره ، که در نهایت اهمیت دارد.

با تعدیل هایی که به طور خودکار از نرخ ارز شناور یا مداخله غیرقانونی خاموش می شود ، این بار به طور جدی بر گفتگوی سیاست و همکاری است.

یک راه حل عملی: G-20 و مسئولیت مشترک

چارچوب G-20 در جهت درست حرکت می کند. این بر مسئولیت مشترک کشورها تأکید می کند تا اطمینان حاصل شود که سیاست های آنها از "رشد قوی ، پایدار و متعادل" پشتیبانی می کند. طبق این چارچوب ، اعضا با کمک صندوق بین المللی پول و سایر موسسات مالی بین المللی ، با ارزیابی متقابل از سیاست های پولی ، نرخ ارز ، مالی ، مالی و مالی خود موافقت کرده اند. پیامدهای این سیاستها برای سطح و الگوی رشد جهانی و خطرات برای ثبات مالی توسط وزیران دارایی و فرمانداران در آماده سازی برای توافق در مورد هرگونه اقدامات مشترک توسط رهبران G-20 در کانادا و کره جنوبی بررسی می شود.

دلایل مختلفی وجود دارد که چرا این فرایند ارزیابی متقابل پتانسیل ایجاد درک مشترک و تشویق اقدامات در طیف وسیعی از کشورها را دارد. یک جدول زمانی روشن وجود دارد. مجموعه ای جامع از سیاست ها در نظر گرفته خواهد شد. سیاست گذاران در بالاترین سطح به طور مستقیم درگیر هستند و مؤسسات مالی بین المللی در نقش حمایتی و نه پیشرو نقش دارند. سرانجام ، بحث و گفتگو در G-20 صورت می گیرد ، جایی که همه اقتصادهای مهم در آن حضور دارند و جایی که چین نقش رهبری بسیار سازنده ای را بر عهده گرفته است.

مباحث چارچوب با اجرای موفقیت آمیز دستور کار اصلاحات مالی G-20 تکمیل می شود. این اصلاحات ، هنگامی که با فرایند بررسی همسالان هیئت پایداری مالی (FSB) و بررسی های خارجی توسط صندوق بین المللی پول ترکیب شود ، می تواند ثبات سیستمیک واقعی و درک شده را افزایش داده و از این طریق تجمع ذخیره را کاهش دهد.

استراتژی کلان اقتصادی کانادا و چارچوب G-20

کانادا یکی از صحیح ترین سیستم های مالی در جهان و یک استراتژی کلان اقتصادی را به این بحث ها می رساند که به رشد جهانی پایدار و متعادل کمک می کند. اقتصاد ما یکی از بازترین پاسخ سیاست ما به بحران است که یکی از پرخاشگرترین آنها بوده است. با شروع از قوی ترین موقعیت مالی در G-7 ، محرک مالی کانادا در سال جاری و بعدی 4 درصد از تولید ناخالص داخلی خواهد بود. محرک پولی هم بی سابقه و هم به موقع بوده است.

در نتیجه این اقدامات سیاسی ، پروژه های صندوق بین المللی پول که تقاضای داخلی کانادا در سال آینده در G-7 قوی ترین خواهد بود. با یک حساب جاری که از مازاد 2 درصد از تولید ناخالص داخلی در سه ماهه اول سال 2006 به کسری 3 درصد کاهش یافته است ، امروزه کانادا نقش خود را برای تعادل رشد جهانی انجام می دهد.

مطابق با اهداف چارچوب G-20 ، سیاست کانادا توسط چارچوب های شفاف و منسجم هدایت می شود. دولت کانادا یک برنامه مالی برای بازگشت بودجه خود را به تعادل گسترده تا سال 2015 اعلام کرده است. سنگ بنای چارچوب سیاست پولی این بانک هدف تورم آن است که هدف آن حفظ نرخ سالانه تورم CPI نزدیک به 2 درصد است. در این زمینه است که ما نرخ ارز را مشاهده می کنیم.

نرخ ارز شناور یک عنصر اصلی چارچوب سیاست پولی ما است. این کشور به کانادا اجازه می دهد تا یک سیاست پولی مستقل متناسب با شرایط اقتصادی خودمان را دنبال کند. اگرچه هیچ هدفی برای دلار کانادا وجود ندارد ، این بانک اهمیت می دهد که چرا نرخ ارز حرکت می کند و تأثیر بالقوه بر تولید و تورم چه خواهد بود. چالش برای بانک درک دلایل حرکات ارزی ، گنجاندن آن در ارزیابی های ما از داده های دیگر ، و ایجاد یک دوره برای سیاست های پولی است که برای حفظ تقاضای و عرضه کامل در تعادل و تورم در هدف کار می کند.

در محیط فعلی ، چنین تعیین هایی از حد معمول مهمتر است.

شاخص های اخیر به شروع بهبودی در فعالیت های اقتصادی کانادا پس از سه چهارم متوالی انقباض شدید اشاره دارد. این از سرگیری رشد توسط محرک های پولی و مالی ، افزایش ثروت خانوار ، بهبود شرایط مالی ، قیمت کالاهای بالاتر و اعتماد به نفس قوی تر تجارت و مصرف کننده پشتیبانی می شود.

با این حال ، افزایش نوسانات و قدرت مداوم در دلار کانادا در تلاشند تا رشد را کند و فشارهای تورم را کاهش دهند. انتظار می رود قدرت فعلی دلار ما ، با گذشت زمان ، بیش از آنکه به طور کامل تحولات مطلوب را از ماه ژوئیه جبران کند.

در 20 اکتبر ، این بانک مجدداً تعهد مشروط خود را برای حفظ هدف خود برای نرخ شبانه در حد پایین پایین 1/4 درصد تا پایان ژوئن 2010 به منظور دستیابی به هدف تورم تأیید کرد.

به عبارت ساده ، بانک از طریق منشور دستیابی به هدف تورم ما به همه چیز ، از جمله نرخ ارز نگاه می کند. به عنوان مثال ، ما این خطر را می بینیم که یک دلار قوی تر از آنچه که از آن استفاده می شود ، که توسط حرکات جهانی نمونه کارها از دارایی های ایالات متحده خارج می شود ، می تواند به عنوان یک حرکت بیشتر قابل توجه بر رشد و فشار نزولی اضافی بر تورم عمل کند. همانطور که قبلاً نیز اشاره کردم ، حرکات در ارزها می تواند چالش های فعلی را در عملکرد سیستم پولی بین المللی منعکس کند ، که ممکن است منجر به جابجایی فشارهای تعدیل بر روی تعداد انگشت شماری از ارزها شود.

هر اتفاقی بیفتد ، بانک انعطاف پذیری قابل توجهی در انجام سیاست های پولی با نرخ بهره پایین ، مطابق با چارچوبی که در گزارش سیاست پولی در آوریل بیان کردیم ، حفظ می کند.

در صورت تحقق خطرات نزولی ، بانک از این انعطاف پذیری به میزان لازم برای دستیابی به دستورالعمل ثبات قیمت ما استفاده می کند. اگر خطرات صعودی تحقق یابد ، بانک نیز برای دستیابی به وظیفه ثبات قیمت ما عمل خواهد کرد. در حالی که خطرات اساسی در مورد پیش بینی اقتصادی اکتبر تقریباً متعادل است ، بانک داوران می کند که در نتیجه کار در حد پایین مؤثر ، خطرات کلی برای پیش بینی تورم ما کمی در روند نزولی قرار می گیرد.

نتیجه

برای نتیجه گیری ، این بحران تا حدودی به دلیل عدم موفقیت در برآورده کردن همان چالش هایی که سیستم های پولی بین المللی قبلی را به خود اختصاص داده است ، ایجاد شده است. درس مشترک استاندارد طلا ، سیستم برتون وودز و سیستم ترکیبی فعلی این است که مکانیسم تنظیم است نه انتخاب دارایی ذخیره ، که در نهایت اهمیت دارد. در این راستا ، هرگونه استفاده بیشتر از SDR ها ممکن است به بهترین وجه برای تشویق انتقال از سیستم ترکیبی فعلی به یک سیستم پولی بین المللی که با نرخ ارز انعطاف پذیر تر برای همه کشورهای سیستمی مشخص می شود ، مناسب باشد.

در حالی که کشورهای مازاد می توانند تعدیل را به تأخیر بیندازند ، در پایان ، همه کشورها هنگام تجزیه سیستم رنج می برند. در محیط فعلی ، سویه های در حال رشد می توانند حمایت گرایی ، هم در تجارت و هم در امور مالی را تحریک کنند ، یا در عوض ، تحریم ها را افزایش دهند. 15 پیامدهای منفی برای اقتصاد جهانی قابل توجه خواهد بود.

همه کشورها باید مسئولیت های خود را در زمینه ارتقاء یک سیستم پولی بین المللی باز ، انعطاف پذیر و انعطاف پذیر بپذیرند. مسئولیت به معنای شناخت اثرات سرریز بین اقتصاد و سیستم های مالی و تلاش برای کاهش مواردی است که می توانند پویایی جانبی را تقویت کنند. این به معنای ارسال سیاست های مالی آنها به بررسی همسالان در FSB و بررسی خارجی توسط صندوق بین المللی پول است. اساساً ، این به معنای اتخاذ سیاست های کلان منسجم و اجازه دادن به نرخ ارز واقعی برای دستیابی به تعادل خارجی در طول زمان است. در واقع ، در دنیای سرمایه جهانی ، همه کشورهای مهم سیستماتیک و مناطق اقتصادی مشترک باید به سمت نرخ ارز مبتنی بر بازار حرکت کنند.

منابع

Bergsten ، F. 2009. "دلار و کسری: چگونه واشنگتن می تواند از بحران بعدی جلوگیری کند."امور خارجه 88 (6) نوامبر/دسامبر 2009.

Bordo ، M. 1992. "سیستم بین المللی پولی برتون وودز: یک مرور کلی تاریخی" ، در گذشته نگر از سیستم برتون وودز. M. Bordo و B. Eichengreen ، eds. 1993. شیکاگو: دانشگاه شیکاگو پرس.

Eichengreen ، B. 1992. Golden Fetters: استاندارد طلا و رکود بزرگ ، 1919-1939. نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

صندوق بین المللی پول. 2009. اساسنامه. واشنگتن ، D. C: صندوق بین المللی پول.

Lipsey ، R. 1994. "تجارت خارجی ایالات متحده و تراز پرداخت ، 1800-1913."مقاله کار NBER شماره 4710.

راینهارت ، سی و کی. روگوف. 2009. این زمان متفاوت است: هشت قرن حماقت مالی. پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون.

Rostow ، W. W. 1978. اقتصاد جهانی: تاریخ و چشم انداز. آستین ، تگزاس: انتشارات دانشگاه تگزاس.

Triffin ، R. 1960. طلا و بحران دلار. New Haven: انتشارات دانشگاه ییل.

سازمان ملل. 2009. گزارش کمیسیون کارشناسان رئیس جمهور مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورد اصلاحات سیستم پولی و مالی بین المللی. 21 سپتامبر 2009. موجود در.

ویلیامسون ، جی. 2009. "چرا SDR ها می توانند با دلار رقیب شوند."موسسه اقتصاد بین المللی پیترسون: خلاصه سیاست 09-20.

ژو ، X. 2009. "اصلاح سیستم پولی بین المللی."بانک مردم چین ، پکن ، 24 مه. موجود در .< Pan> Triffin ، R. 1960. طلا و بحران دلار. New Haven: انتشارات دانشگاه ییل.

پلتفرم های تجاری...
ما را در سایت پلتفرم های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مریم کاویانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 9 تير 1402 ساعت: 13:31