این مقاله در مورد انواع مختلف سازمان ها به بررسی دسته های مختلفی می پردازد که ساختارهای سازمانی می توانند در آن قرار بگیرند. ساختارهای سازمانی می توانند بلند باشند ، به این معنی که بین کارگران سطح ورودی و مدیران ارشد شرکت چندین ردیف وجود دارد. آنها همچنین می توانند نسبتاً مسطح باشند ، به این معنی که سطح بسیار کمی بین کارمندان و مدیریت وجود دارد.

به همان روشی که هیچ دو نفر هرگز نمی توانند یکسان باشند ، هیچ دو شرکت یکسان نیستند. اگرچه ممکن است آنها به عنوان ساختارهای سازمانی مشابه در یک صنعت روبرو شوند ، اما همیشه بین بنگاه ها تفاوت هایی وجود خواهد داشت.
دلیل اصلی اتخاذ یک ساختار ، ترسیم سلسله مراتب واضح از مواضع مختلف شرکت است. به این ترتیب ، هر زیردستان می داند چه کسی را گزارش دهد. با توجه به اینکه یک ساختار سازمانی برای جنبه های مختلف تجارت چقدر حیاتی است ، مدیران باید وقت خود را برای تعیین نوع ساختار برای استفاده خود بگذرانند. در این مقاله انواع اصلی سازمانهایی که در حال حاضر وجود دارند برجسته می شود.
یک سازمان مسطح دقیقاً همانطور که نام آن پیداست است. در حالی که افراد ممکن است تخصص داشته باشند ، سلسله مراتب و عناوین شغلی در بین کارمندان عمومی ، مدیران ارشد و مدیران تأکید نمی شوند. در یک سازمان کاملاً مسطح ، همه برابر هستند.
سازمان های مسطح نیز به عنوان خود مدیریت توصیف می شوند. ایده این ساختار سازمانی کاهش بوروکراسی و توانمندسازی کارمندان برای تصمیم گیری ، تبدیل شدن به حل مسئله خلاق و مسئولیت اقدامات آنها است. از آنجا که حداقل سطح مدیریت میانه یا بدون سطح وجود ندارد ، شرکتی که این ساختار را اتخاذ می کند می تواند با سرعت بخشیدن به فرایندهای تصمیم گیری ، تولیدی بیشتری داشته باشد.
جدا از افزایش بهره وری ، بنگاههای دارای سازمان های مسطح بودجه لاغر دارند ، زیرا آنها هیچگونه حقوق مدیریت متوسط را در بر نمی گیرند. تنها چیزی که باید در نظر داشته باشید این است که این ساختار به طور معمول برای شرکت های کوچک و متوسط بهترین کار را می کند. به این ترتیب ، یک شرکت می تواند در حالی که هنوز هم یکپارچگی شرکت خود را حفظ می کند ، تصمیم گیری را تغییر دهد.
همچنین از آن به عنوان یک ساختار بوروکراتیک یاد می شود ، یک سازمان کاربردی یکی از مواردی است که فعالیت های یک شرکت را بر اساس تخصص ها تقسیم می کند. در حالت ایده آل ، یک فرد مسئول یک عملکرد خاص است. این مانند هر تجارت معمولی است که شامل یک بخش فروش ، روابط انسانی و یک بخش بازاریابی است. این بدان معناست که هر کارمند وظایف خود را دریافت می کند و در برابر یک شخص برتر پاسخگو است.
یک سازمان کاربردی چندین مزیت دارد. برای یک ، یک تخصص کامل در کار وجود دارد. ثانیا ، کار با کارآمدتر انجام می شود زیرا هر مدیر مسئول یک عملکرد واحد است. تنها اشکال در اتخاذ یک سازمان کاربردی این واقعیت است که تأخیر در تصمیم گیری وجود دارد. در هنگام تصمیم گیری های مهم ، باید از همه مدیران عملکردی مشاوره شود که می تواند زمان لازم باشد.
یک سازمان تقسیم فعالیت خود را در اطراف یک بازار ، محصول یا گروه خاصی از مصرف کنندگان انجام می دهد. به عنوان مثال ، یک شرکت می تواند در ایالات متحده یا اروپا فعالیت کند ، یا محصولات متمرکز بر گروه خاصی از مشتریان را بفروشد. شرکت GAP یک مورد مناسب در مورد است. این سه خرده فروش مختلف را اداره می کند - جمهوری موز ، GAP و Old Navy. اگرچه هرکدام به عنوان یک نهاد جداگانه فعالیت می کنند که به بخش های مختلف مصرف کننده توجه می کند ، اما همه آنها تحت نام تجاری شرکت Gap Inc. قرار دارند.
جنرال الکتریک نمونه ایده آل دیگری است. این شرکت صاحب شرکت ها ، مارک ها و دارایی های بی شماری در صنایع مختلف است. اگرچه GE شرکت چتر است ، اما هر بخش به عنوان یک شرکت فردی کار می کند. نمودار زیر به شما ایده ای می دهد که یک سازمان تقسیم بندی چگونه به نظر می رسد.

یک ساختار سازمانی ماتریس کمی پیچیده تر است ، به این ترتیب که بیش از یک خط مدیران گزارشگری وجود دارد. این بدان معنی است که کارمندان نسبت به بیش از یک رئیس پاسخگو هستند. بیشتر بنگاه هایی که این ساختار سازمانی را به خود اختصاص می دهند ، اغلب دارای دو زنجیره فرمان هستند - مدیران کاربردی و پروژه. این نوع سازمان برای شرکت هایی با پروژه های در مقیاس بزرگ بهترین کار را می کند.
یک سازمان ماتریس مزایای مختلفی را ارائه می دهد. آنها شامل بیان روشنی از مأموریت و اهداف شرکت ، استفاده مؤثر از منابع محدود و حفظ حفظ متخصصان در طول زندگی یک شرکت است. علاوه بر این ، یک ساختار ماتریس یک روش عملی برای ادغام اهداف شرکت با عملیات ارائه می دهد.
یک نوع سازمان به عنوان چارچوبی که یک شرکت می تواند از آن برای ایجاد ساختارهای ارتباطی و اقتدار در بین کارمندان استفاده کند ، خدمت می کند. با این حال ، بسیار مهم است که یک شرکت نوعی را انتخاب کند که متناسب با نیازهای خود باشد.
اندازه یک عامل مهم تعیین کننده هنگام تصمیم گیری در مورد نوع سازمان است. یک تجارت کوچک و متوسط نیازی به ساختار سازمانی گسترده و بسیار دقیق ندارد. از طرف دیگر ، شرکت های بزرگتر به چارچوب های شدید تری نیاز دارند تا اطمینان حاصل شود که عملیات به راحتی انجام می شود. چنین بنگاه هایی از کارمندان بیشتری استفاده می کنند و بنابراین به مدیران بیشتری احتیاج دارند. برای چنین شرکتهایی ، یک سازمان ماتریس مناسب ترین است.
چرخه زندگی یک شرکت یکی دیگر از عوامل اساسی است که باید هنگام راه اندازی سازمان یک شرکت در نظر بگیرید. صاحبان مشاغل که سعی در رشد و گسترش عملیات خود دارند ، باید ساختاری را انتخاب کنند که امکان انعطاف پذیری و گسترش صاف را فراهم کند.
یکی دیگر از عواملی که هنگام تعیین نوع سازمان بازی می شود ، محیط تجاری خارجی است. یک محیط تجاری پویا که در آن نیازهای مصرف کنندگان به طور مداوم تغییر می کند ، به یک ساختار سازمانی پایدار و سالم نیاز دارد که می تواند طوفان یک بازار در حال تغییر را در حال تغییر کند.
نگه داشتن کانال های ارتباطی باز برای موفقیت هر سازمان بسیار مهم است. به همین ترتیب ، یک سازمان باید به گونه ای طراحی شود که افراد و ادارات بتوانند تلاش خود را هماهنگ کنند.
ساختار سازمانی سالم برای تعیین اولویت ها ضروری است. در یک ساختار سلسله مراتبی بلند ، مدیران و مدیران مهمترین اهدافی را که ابتدا باید برآورده شوند تعیین می کنند. سران ادارات سپس می توانند نحوه تخصیص منابع مختلف و وظایف خاص را برای تعیین اول تعیین کنند.
اگر یک شرکت به خوبی سازماندهی نشده باشد ، کارمندان نمی دانند کدام وظایف را انجام می دهند یا چه کسی را باید گزارش دهند. تعریف ساختار سازمانی باعث می شود اهداف شرکت برای همه ذینفعان روشن شود. به گونه ای ، هر کارمند می داند چه کاری باید انجام دهد.
بسته به نوع سازمان ، مدیران و مدیران ارشد نیز قادر به ایجاد نقش های خود هستند. آنها می توانند تعیین کنند که آیا آنها باید به طور فعال از کارمندان خود پشتیبانی کنند یا به سادگی وظایف خود را اختصاص دهند و در انتظار نتایج باشند.
انتخاب یک نوع ساختار سازمانی برای مدیریت یک شرکت مهم است. بنابراین بسیار مهم است که صاحبان کسب و کار نوع سازمانی مناسب را برای کمک به اجرای روان تر عملیات انتخاب کنند. انواع مختلفی از سازمان ها وجود دارد که یک شرکت می تواند اتخاذ کند، مانند سازمان های عملکردی، مسطح، ماتریسی و تقسیمی.
هنگام تعیین نوع سازمانی که باید به عهده بگیرید، چندین فاکتور وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. آنها شامل اندازه شرکت، محیط کسب و کار و چرخه حیاتی است که شرکت یا محصولات آن در آن قرار دارند.
اگرچه کار سختی به نظر می رسد، اما ایجاد یک ساختار سازمانی ارزشمند است و فواید زیادی به همراه دارد. اولاً، ارتباط بین سهامداران یک شرکت را بهبود می بخشد. همچنین به مدیران کمک می کند تا اولویت ها را درست تعیین کنند. به این ترتیب، مدیران می دانند که چه منابعی را به بخش های مختلف اختصاص دهند. در نهایت، به اطمینان از عملکرد بهتر کارکنان کمک می کند.
برچسب : نویسنده : مریم کاویانی بازدید : 24