
تجارت از چند طریق می تواند سرگرم کننده ، تحریک کننده ذهنی و سودمند باشد. اما نباید آن را با یک دستگاه کازینو اشتباه بگیرید. افرادی معتاد به تجارت هستند و بسیاری از آنها به طرز شگفت آور نوعی برنامه ساختاری دارند. مشکل این است که هنگام مدیریت سرمایه خود ، این معامله گران تمایل دارند خطرات عملیات خود را بر اساس نحوه احساس آنها در آن زمان برطرف کنند. این نوع قرار دادن معاملات با اندازه های تصادفی باعث می شود تا معامله گر هیچ کنترلی نداشته باشد و معمولاً در مواقع قرار گرفتن در معرض شدید سرمایه خود قرار می گیرد که خطرناک و استرس زا است.
معامله گران باید مدیریت پول را در برنامه تجارت معرفی کنند. این مهم نیست که شما یک معامله گر intraday باشید یا یک مقیاس دهنده ، کسی که از شاخص های زیادی استفاده می کند یا فقط عمل قیمت را دنبال می کند. نکته این است که تمام سیستم های معاملاتی ، هر چقدر هم که عجیب و غریب باشند ، به مدیریت پول خوب نیاز دارند. این مدیریت به روش های مختلف به معامله گر کمک می کند:
برنامه های مدیریت پول به شما امکان می دهد ریسک را بسیار دقیق محاسبه کنید. این کار هرگونه "حدس زدن" را به اندازه یک موقعیت از بین می برد. اگر خود را در حال قرار دادن دستوراتی با اندازه موقعیت تصادفی که از ذهن شما عبور می کند ، قرار دهید ، مطمئناً منحنی عدالت نسبتاً جالبی خواهید داشت. هنگام اعمال کنترل مدیریت ریسک خوب ، عملیات شما ریسک مداوم خواهد داشت. با هر عملیات ، می دانید که اگر از دست دادن توقف شما ضربه بزنید ، چقدر سخت ضربه خواهید خورد. در اجرای توقف از دست دادن شرم وجود ندارد. هیچ کس 100 ٪ از فعالیت های خود را بدست نمی آورد و برنامه مدیریت ریسک شما باید اطمینان حاصل کند که عملیات برنده شما از بازنده های شما گسترده تر است.
مشکل کار بدون برنامه مدیریت پول این است که شما واقعاً نمی دانید که در هر عملیات چقدر ریسک کرده اید. شما می توانید بیش از حد در یک عمل ریسک کنید و ضرر عمده ای را به خود اختصاص دهید ، سپس در مورد ریسک بعدی یک مقدار کافی ناکافی و به هدف خود برسید ، اما سود کمتر از آنچه باید باشد. این به قوام در معرض خطر پاسخ می دهد. ما نمی خواهیم 500 دلار در یک عملیات A و سپس فقط 50 دلار در یک عملیات B خطر کنیم. اگر برنامه ای در مورد میزان خطر خطر داشته باشیم ، منحنی سهام ما تثبیت می شود ، که به ما امکان می دهد شب ها با آرامش بیشتری بخوابیم.
مدیریت پول به شما امکان می دهد احساسات را در حاشیه نگه دارید. کار کردن بدون برنامه مدیریت پول کاملاً استرس زا است. هر عنصر تجارت به یک ساختار نیاز دارد و بدون آن ، مطمئناً اگر یک عملیات پیش نرود ، می توانید با حمله اضطرابی روبرو شوید. با اندازه موقعیت یا قرار دادن توقف تصادفی ، شما واقعاً نمی دانید که خودتان را به کجا رسیده اید. مطمئناً با قرار دادن عملیاتی که پیش بینی کرده اید که این کار را انجام می دهد ، اما اگر این اتفاق نیفتد و شما شروع به از دست دادن بیشتر از آنچه می خواهید؟
این شروع به ایجاد احساسات خطرناک می کند که هرگز نباید با تجارت مخلوط شوند. شما می توانید ضرر توقف خود را حتی بیشتر حرکت دهید تا فضای لازم برای چرخش را به شما بدهد ، یا شاید بتوانید تمام توقف های خود را حذف کنید و 100 ٪ از سرمایه خود را در بازارها قرار دهید. یا می توانستید به طور زودرس عملیاتی را ببندید که واقعاً به هدف شما برسد. شما حتی می توانید یک عمل جدید برای بازیابی ضررهای انباشته شده باز کنید. اینها همه روشهای خطرناکی هستند که به سلامت روانی شما آسیب می رساند و باعث می شود استرس وارد شوید.
ایده استفاده از یک برنامه مدیریت پول این است که از مداخله عاطفی در عملیات خود جلوگیری کنید. به این ترتیب شما قوام خواهید داشت: در صورت دستیابی به توقف توقف ، چقدر از دست خواهید داد ، می دانید که با آن احساس راحتی می کنید و همچنین می دانید که اگر عملیات شما به هدف برسد ، بازده خوبی را به دست می آوریدسرمایه گذاری.
مدیریت پول می تواند تفاوت بین موفقیت و عدم موفقیت باشد. یک استراتژی مناسب برای مدیریت پول می تواند یک سیستم معاملاتی را که پایین تر از حد متوسط به زندگی است ، بیاورد. شما حتی می توانید از استراتژی محبوب "گذرگاه در حال حرکت در حال حرکت" استفاده کنید ، مدیریت پول هوشمند را اعمال کنید و به پیشرفت های اساسی در عملکرد این سیستم دست یابید. یکی از مهمترین ویژگی های یک برنامه قدرتمند این است که باید بازده سرمایه گذاری مثبت را انجام دهد. این اغلب با نسبت های مرجع مثبت ریسک حاصل می شود.
همه به دنبال "گریل مقدس" سیستم های تجاری هستند. اگر تا به حال موفق به پیدا کردن آن شوید ، می توانیم تضمین کنیم که این مدل دارای یک مدل قدرتمند و قوی ریسک است. مشخصات ریسک-پاداش یک برنامه مدیریت پول می تواند تفاوت بین موفقیت و عدم موفقیت باشد ، بنابراین بسیار مهم است که شما به درک مفهوم و استفاده صحیح از آن در تجارت خود بپردازید.
سود ریسک چیست؟
نسبت پاداش ریسک نشان می دهد که شما در مقایسه با سود شما چه سود را به خطر می اندازید. در اینجا یک مثال آورده شده است:
-اگر عملیاتی با ریسک 50 دلار باز کنیم و هدف سود 250 دلار را هدف قرار دهیم، آنگاه پاداش ریسک ما 50/250 دلار یا 1:5 خواهد بود. ما برای دریافت بازگشت ۲۵۰ دلاری ۵۰ دلار ریسک می کنیم.
-اگر 10 دلار ریسک کرده بودیم و سود 30 دلاری را هدف قرار داده بودیم، نسبت ریسک به پاداش ما 1:3 بود.
-این درصد برای موفقیت تجاری شما در بلند مدت بسیار مهم است.
بسیاری از معامله گران از روش های مدیریت سرمایه استفاده می کنند که می تواند تأثیرات بسیار منفی بر منحنی ارزش سهام آنها بگذارد. به عنوان مثال، اسکالپرها معامله گرانی هستند که بسیاری از معاملات کوچک را به سرعت وارد و خارج از بازار می کنند. آنها معتقدند حضور کوتاه مدت در بازار نوعی مزیت دارد، هرچند ما مخالفیم.
بیایید به نمایه مدیریت پول یک معامله گر که از استراتژی های معاملاتی با فرکانس بالا استفاده می کند نگاه کنیم. از آنجایی که اسکالپرها فقط اهداف کوچک را هدف قرار می دهند، دریافت بازده مثبت سرمایه برای آنها دشوار است. دلیلش این است: بازار پر از بازیگرانی است که به دلایل مختلف فعالیت می کنند. این باعث ایجاد ارتعاشات در قیمت می شود که "صدای" تولید شده توسط تمام معاملات انجام شده در بازار را تشکیل می دهد. اگر یک اسکالپر یک هدف 3 پیپ را هدف قرار دهد، برای او بسیار دشوار است که یک استاپ ضرر ایجاد کند که به او یک پروفایل ریسک-پاداش مثبت بدهد.
فرض کنید که اسکالپر می خواهد نسبت ریسک به پاداش 1:3 را بدست آورد. این بدان معناست که برای رسیدن به این هدف به استاپ لاس 1 پیپ نیاز دارید. به طور مشابه، اگر نسبت 1:1 را می خواستم، به استاپ لاس 3 پیپ نیاز داشتم. همانطور که می بینید، اندازه استاپ ضرر غیرواقعی است، با چنین توقف های کوچک، معامله گر به دلیل سر و صدایی که در مورد آن صحبت کردیم، تقریباً بلافاصله از بازار خارج می شود. در هر لحظه بازار می تواند 5 پیپ بالا و پایین ارتعاش کند. به همین دلیل، اسکالپرها اغلب با استفاده از نسبت ریسک به پاداش منفی، این مشکل را حل می کنند، به این معنی که آنها بیش از آنچه انتظار دارند از هر عملیات به دست آورند، ریسک می کنند. یک اسکالپر معمولی می تواند یک هدف 5 پیپ را هدف قرار دهد در حالی که یک استاپ ضرر 20 پیپ را برای "پوشاندن" از هر نویز بازار قرار می دهد.
در این مثال، نسبت ریسک به پاداش 4:1 خواهد بود. این موقعیتی است که ما به شما توصیه نمی کنیم در آن باشید. برای هر تراکنش از دست رفته، معامله گر به 4 معامله نیاز دارد که به هدف خود می رسد، و اگر در حین بدست آوردن آن 4 برنده ضرر اضافی رخ ندهد. به همین دلیل ضروری است که نسبت ریسک به پاداش شما مثبت باقی بماند، در غیر این صورت دنبال دنبال خود خواهید بود و با معاملات خود به جایی نخواهید رسید.
اکنون که ما مفهوم نسبت های ریسک-پاداش را درک می کنیم ، بگذارید نگاهی بیندازیم که چگونه یک نسبت مثبت می تواند شما را به عنوان یک معامله گر بدرخشد. به یاد داشته باشید ، نسبت های مثبت ریسک مثبت به این معنی است که شما قصد دارید هر بار که یک عملیات را انجام می دهید ، بیشتر از آن را ریسک کنید. یک نسبت مثبت پاداش ریسک به معنای بازده بیشتر سرمایه گذاری شما است ، مزیت اینجا این است که می توانید بیشتر از آنچه فکر می کنید ، اعدام های ضرر متوقف را تحمل کنید. در حقیقت ، می توان بیش از نیمی از عملیات خود را از دست داد و هنوز هم سود کسب کرد. این امر به این دلیل است که عملیات برنده شما تمام عملیات باختی را که جمع کرده اید به علاوه پاداش بازیابی می کنید. به این ترتیب شما می توانید منحنی سهام خود را رشد دهید.
از دست دادن معاملات به سختی در حساب یک معامله گر که از نسبت مرجع ریسک مثبت استفاده می کند ، به سختی ایجاد می کند. معامله گر می تواند بدون دریافت خسارت به حساب خود ، از دست دادن معاملات بیشتر تحمل کند. ما باید تأکید کنیم که هرچه هدف سود بالاتر باشد ، دشوارتر یا وقت گیر تر خواهد بود. عملیات ریسک-پاداش 1: 6 به راحتی 1: 2 دستیابی آسان نیست. ما فقط برای حفظ Breakeven باید 25 ٪ از کل عملیات خود را بدست آوریم و با حداقل 26 ٪ می توانیم به سود بلند مدت فکر کنیم. ما اطمینان داریم که شما اکنون مزایای استفاده از یک سیستم مدیریت پول قوی در تجارت خود را درک می کنید و حتی می توانید با معرفی پروفایل های مرجع مثبت ریسک ، عملکرد را بهبود بخشید.
پلتفرم های تجاری...برچسب : نویسنده : مریم کاویانی بازدید : 28