شبه

ساخت وبلاگ

Quasimodo یک مقاله برجسته است ، به این معنی که آن را به عنوان یکی از بهترین مقالات تولید شده توسط جامعه ویکی دیزنی شناخته شده است. اگر راهی را مشاهده می کنید که می توان این صفحه را بدون به خطر انداختن کار قبلی به روز یا بهبود بخشید ، لطفاً مشارکت کنید.

شبه

اطلاعات پس زمینه

فیلم های بلند

نشان می دهد

خانه

بازی های ویدیویی

جاذبه های پارک

انیماتور

George Sukara Marc Tosolini Xavier Villez Nicole de Bellefroid Dan Bowman Ron Cohee Regina Conroy Brigitte Franzka-Fritz Michael Lester Hugo Soriano Ron Westlund Michael Wiesmeier Ludovic Letrun Sou Diethio Toshio Ichishita Chris Sauve Sauve

صدا

تام هالس (فیلم ها) بورس اوراق بهادار صدای صدای گریه (به عنوان یک کودک ؛ فیلم اصلی) آری روبین (Kingdom Hearts 3D)

به تصویر کشیده شده توسط

درو ساریچ (موزیکال آلمانی 1999)

الهام

quasimodo ویکتور هوگو

افتخارات و جوایز

نامزدی جایزه آنی برای دستاوردهای برجسته فردی برای بازیگری صدا(تام هالس)

اطلاعات شخصیت

نامهای دیگر

پادشاه احمقان شبه هانچک زنگ زنگوله پسر پسر عاشق پسر پسر ناز یک پسر عزیز

اشتغال

بل-رینگر نوتردام

خانه

برج بل از کلیسای جامع نوتردام در پاریس

دوست دارد

زنگ های نوتردام ، چوب چوب ، زنگ زدن ، جشنواره احمق ها ، لو جو دماور ، عاشقانه ، آواز

دوست نداشتن

با توجه به ظاهر او ، که در نوتردام همکاری می کند ، تهدیدات برای نوتردام ، کلود فرولو

قدرت و توانایی ها

آکروباتیک قدرت بسیار زیاد

وضعیت

فعال

اطلاعات خانوادگی

والدین

مادر بی نام مادر ناشناس † کلود فرولو † (پدر فرزندخوانده)

شریک زندگی

Esmeralda (علاقه عشق سابق) مادلین (دوست دختر)

"از آنجا ، بلند ، بلند در برج بل بل ، زنگ مرموز را زندگی می کند. این موجود کیست؟او چیست؟چگونه او به آنجا رسید؟" - کلوپین ، در طول" زنگ های نوتردام "

Quasimodo شخصیت اصلی فیلم انیمیشن دیزنی در سال 1996 با نام Hunchback of Notre Dame است. Quasimodo با چندین ناهنجاری متولد شد و در میان ناهنجاری های جسمی دیگر به عقب برگشته است. به دلیل ظاهر وی ، زنگ خطرناک نوتردام توسط سرپرست ظالمانه خود ، قاضی کلود فرولو ، به بالاترین برج کلیسای جامع محکوم شد. از خانه منزوی خود ، کوازیمودو آرزو کرد که دنیای خارج را تجربه کند و زندگی عادی در بین مردم پاریس داشته باشد.

فهرست

  • 1. پس زمینه
    • 1. 1 شخصیت
    • 1. 2 ظاهر فیزیکی
    • 1. 3 توانایی
    • 2. 1 Hunchback of Notre Dame
    • 2. 2 Hunchback of Notre Dame II
    • 2. 3 ظاهر دیگر
    • 3. 1 Kingdom Hearts 3D: Dream Drop فاصله
    • 5. 1 تفرجگاه دیزنی لند
    • 5. 2 Walt Disney World
    • 5. 3 دیزنی لند پاریس
    • 5. 4 خط سفر دریایی دیزنی

    زمینه

    Quasimodo برای اولین بار در زمان پیش نویس فیلم به عنوان یک کودک ظاهر شد (چهره او هرگز دیده نمی شد ، زیرا او توسط یک پتو پیچیده شده بود. تنها ویژگی نشان داده شده یکی از بازوهای او است) که توسط یک زن تصور می شود که مادر او است. او و سه نفر رومی دیگر ، از جمله همسرش ، در تلاش بودند تا از طریق آبراه های خود در نزدیکی کلیسای جامع ، مخفیانه وارد پاریس شوند. با این حال ، قاضی فرولو ، که با تحقیر همه مردم رومی را به عنوان سارق می دید ، به سرعت آنها را با نگهبانان خود محاصره کرد و آنها را دستگیر کرد. با فکر کردن که کالاهای دزدیده شده را در دست داشت ، فرولور مادر کوازیمودو را دنبال کرد ، زیرا او قبل از گوشه و کنار او در درهای نوتردام ، در خیابان ها می دوید. او Quasimodo را از او گرفت و او را به پله ها لگد زد ، جمجمه او را خرد کرد و فوراً او را به قتل رساند. وقتی فهمید که او در واقع کودک را در دست دارد ، پتو را عقب کشید و فریاد زد که کودک تغییر شکل یافته "یک هیولا" است. او قصد داشت کودک را به چاه بیندازد اما توسط کلیسای جامع کلیسای جامع که فرولو را به دلیل مرتکب گناه از ریختن خون قبل از نوتردام ، تحت مراقبت از کودک قرار داد ، متوقف شد. فرولو با این شرط که کودک در برج بل کلیسای جامع پنهان شده بود ، موافقت کرد و اظهار داشت که "موجودات ناپاک هنوز ممکن است برای من استفاده کند".

    شخصیت

    اگرچه برخی از آنها به دلیل ظاهر او ، او را با ترس در نظر می گرفتند ، اما Quasimodo با طبیعت کنجکاو و قابل اعتماد مهربان و ملایم است. از آنجا که او توسط استاد خود ، Frollo ، در انزوا بزرگ شد ، او به واقعیت های جهان و اهداف فرولو ساده لوح بود تا اینکه رشد کرد. با این حال ، علیرغم هشدارهای فرولو در مورد ظلم های جهان خارج ، به ویژه کولی هایی مانند Esmeralda ، کوازیمودو هرگز آنها را شخصاً با خشونت یا تحقیر نمی دانست. در عوض ، او منتظر روزی بود که بتواند در بین افراد دیگر زندگی کند ، حتی اگر فقط برای یک روز باشد ، و به ساده ترین زندگی روزانه پاریسی های عادی حسادت می کرد. از آنجایی که نوتردام خانه او بود ، او کلیسای جامع و برج بل را با دلبستگی عالی در نظر گرفت و تا آنجا پیش می رفت که تمام زنگ هایی را که زنگ زده بود نام برد. حتی پس از پذیرش در جامعه ، او تصمیم گرفت که در کلیسای محبوب خود بماند.

    Quasimodo یک روح خجالتی است و در ابتدا از ترس اجازه دادن به کسی چهره خود را ترسیده بود. تنها همراهان او به جدا از فرولو ، دوستان غرغره او ، ویکتور ، هوگو و لاورن بودند. به همین ترتیب ، Quasimodo فاقد مهارت های اجتماعی بود. هنگامی که اسمرالدا دلسوزی نسبت به او نشان داد ، او به این نتیجه رسید که می تواند عاشقانه او را به خود جلب کند. پس از آن ، او هنگامی که فاش کرد قلب او متعلق به فوبوس است ، دلگیر شد. با این حال ، Quasimodo با ماندن دوستان نزدیک با آنها ، توانایی رشد و بالغ شدن خود را ثابت کرد. توانایی وی در جذب اطلاعات جدید و واکنش در برابر موقعیت های جدید به او در بسیاری از موقعیت ها کمک کرد: اگرچه او فوبوس را به عنوان یک تهدید اولیه می دید ، اما با او دوست شد. و در حالی که او با قاطعیت به Frollo در تمام زندگی خود وفادار بود ، او توانست از استاد خود سرپیچی کند تا دوستان خود را نجات دهد ، اگرچه اجازه نداد که بدخواهی Frollo وقتی این فرصت را به دست آورد ، او را به قاتل تبدیل کند ، در عوض با بیان این موضوع در مقابل Frollo ایستاد. تنها تاریکی و ظلم در جهان افرادی مانند فرولو است.

    ظاهر فیزیکی

    Quasimodo یک جوان عضلانی با پاهای باریک است. کمر او با اسکولیوز پیچ خورده است و در نتیجه باعث می شود که یک شکاف بزرگ بالای شانه راست او باشد. صورت او تا حدودی خرد شده است ، با یک بینی بزرگ شده و یک توده بزرگ بالای چشم چپ او ، یک چانه در حال فرونشست و یک ماده بزرگ مرکزی. او پوست عادلانه ، موهای قرمز و چشم های اشک آور دارد. لباس او شامل یک تونیک سبز آستین کوتاه ، لباس تنگ قهوه ای و کفش های تیره است. در فیلم دوم ، او لباس های جدیدتر متشکل از یک تونیک و کلاه راه راه بورگوندی و بنفش و یک کیپ بنفش دریافت می کند. کلاه او در ابتدا با دو پر بود که توسط Djali خورده شده بود.

    توانایی ها

    زندگی در برج بل نوتردام در کل زندگی او قدرت و چابکی زیادی را به Quasimodo داد. او قادر است با سهولت از طریق کلیسای جامع ، در داخل و خارج حرکت کند و این مهارت ها را هنگامی که به Esmeralda کمک کرد تا از کلیسای جامع به دنبال حبس خود در آنجا فرار کند ، آزمایش کند. هنگامی که فرولو او را به سمت برج بل زنجیر کرد ، کوازیمودو با شکستن ستون های سنگی که او را قبل از چرخش به نجات Esmeralda نگه داشت ، قدرت فوق بشری را به نمایش گذاشت.

    Quasimodo با هیچ چیز دیگری در انزوا خود به غیر از زنگ زدن به زنگ ها ، مهارت های تصفیه شده ای را در دست ساخت و به یک هنرمند کاملاً با استعداد تبدیل کرد. او مدل های شهر پاریس را حک کرد و ساکنان آن از چوب خارج شدند و محل زندگی داخلی وی در داخل برج بل با تکه هایی از شیشه های رنگ آمیزی آویزان شده برای گرفتن نور خورشید تزئین شده است. زنگ زدن به زنگ های کلیسای جامع روزانه و پیمایش در خانه رسوب او ، به او یک بدن عضلانی و چابکی یک آکروبات داد.

    ظاهر

    Hunchback of Notre Dame

    Quasimodo توسط Frollo بزرگ شد و در Notre Dame محدود شد و در برج زنگ خود به عنوان زنگ رینگر زندگی می کرد. عاقلانه از حقیقت در مورد منشأ خود ، کوازیمودو به Frollo اعتقاد داشت وقتی به او گفته شد مادرش به دلیل ظاهر خود او را به عنوان شیرخوار رها کرده و با این درک که او زشت است و به عنوان یک هیولا تعبیر می شود ، اگر او تا به حال نوتردام را ترک کند ، تفسیر می شود. با وجود این ، او همیشه آرزو داشت که آزاد باشد و در بین افراد عادی زندگی کند و مشتاقانه منتظر جشن سالانه احمقان بود ، جایی که همه پاریس در تفریح احمقانه جشن گرفتند و از آن لذت می بردند.

    تنها دوستان وی در جهان هوگو ، ویکتور و لاورن ، سه غرغره ساکن بودند که به عنوان نزدیکترین محرمان خود خدمت می کردند و اغلب تمام تلاش خود را برای ارائه راهنمایی و طنز انجام می دادند. آنها یک روز او را متقاعد کردند که در جشنواره احمقان در مبدل علیه آرزوهای فرولو شرکت کند. در آنجا ، او با یک کولی زیبا به نام Esmeralda ملاقات می کند و فوراً عاشق او می شود. غافل از اینکه او کیست ، او به او کمک می کند تا در مرحله ای برای مسابقه پادشاه احمق ها قرار بگیرد که در آن شرکت کنندگان زشت ترین عبارات خود را برای برنده شدن در تاج به نمایش می گذارند. هنگامی که او و جمعیت متوجه شدند که چهره او ماسک نیست ، Quasimodo با شرمندگی عقب می رود تا اینکه سفیر جشنواره ، کلوپین ، خاطرنشان کرد که زنگ زنگ نوتردام واقعاً زشت ترین چهره در پاریس است. فرولو از نافرمانی بخش خود و درخشش به کوازیمودو پس از تاجگذاری شوکه شده است ، اما کوازیمودو بیش از حد از پذیرش مراقبت خود برخوردار است. با این حال ، Glee او کوتاه مدت است. بعد از اینکه یک نگهبان غذا را در Quasimodo پرتاب کرد و او را مسخره کرد ، جمعیت تشویق های خود را به جیب های خود تبدیل می کنند زیرا Quasimodo با یک محصول پر از محصول گره خورده و ممنوع است.

    فریادهای Quasimodo برای کمک نادیده گرفته می شود تا اینکه Esmeralda مداخله کند و او را آزاد کند. او به دلیل ظلم و بی عدالتی خود ، فلورو را برانگیخت و قاضی را به دستگیری وی تحریک کرد. او فرار می کند و Frollo's Gury را یک Quasimodo تحقیرآمیز برای بازگشت به نوتردام. بعد از اینکه Esmeralda "در کلیسای جامع" ادعا می کند ، در حالی که او می خواند "خدا به او کمک می کند" ، قبل از اینکه او را به چشم بیاندازد ، Quasimodo را تماشا می کند. او او را به همراه بز خود ، Djali ، به داخل برج بل دنبال می کند ، جایی که آنها در نهایت قادر به آشنایی با یکدیگر هستند. Esmeralda که از دیدگاه کوازیمودو نسبت به خود ناراضی است ، به او اطمینان می دهد که هیچ مشکلی در ظاهر وی ندارد. از آنجا که او اولین شرکت او است ، Quasimodo Esmerelda را به خانه خود ، Gargoyles ، Bells و View نشان می دهد. او به او می گوید که او به هیچ وجه چیزی نیست مانند آنچه که Frollo کولی ها را نقاشی کرده است ، او سؤال می کند که چرا یک مرد بی رحمانه کوازیمودو را بزرگ کرد و او توضیح می دهد که فرولو او را بزرگ کرده است زیرا او هرگز به دلیل ظاهر هیولا از او مراقبت نمی کرد ، اما با برخی از نخل ها خواندن این موضوعاو هیولا نیست ، فقط یک روح سوء تفاهم است. Quasimodo نیز به همین ترتیب می بیند که اسمرالدا ، با وجود کولی بودن ، اما شر شرورانه ای از شر شرورانه نیست. او داوطلب می شود تا به اسمرالدا کمک کند تا از نوتردام فرار کند و با او در کنار کلیسا قرار می گیرد و به او اجازه می دهد تا از چشم نگهبانان فرولو فاصله بگیرد. به لطف ، Esmeralda به Quasimodo Amulet می دهد و به او می گوید که در صورت نیاز به چیزی ، او را در دربار معجزه ، پناهگاه امن برای کولی ها پیدا کند.

    با بازگشت به پشت بام ، Quasimodo توسط Phoebus ، کاپیتان گارد نزدیک می شود و به دنبال Esmeralda است. اگرچه کوازیمودو با عصبانیت با او روبرو می شود ، فوبوس به او اطمینان می دهد که او اسمارالدا را در نوتردام قفل کرده است تا او را ایمن نگه دارد و درخواست می کند که این پیام منتقل شود. قبل از ترک او ، او اظهار می دارد که چگونه اسمرالدا خوش شانس است که دوستی مانند او داشته باشد. Gargoyles در پشت برج بل ، کوازیمودو را بخاطر شجاعت و خودگذشتگی خود ستایش می کند و موزیک می کند که چگونه اسمرالدا می تواند عاشق او باشد. Quasimodo در این مورد شک دارد اما "نور بهشت" را می خواند تا عشق خود را به او ابراز کند و تعجب می کند که آیا او نیز می تواند او را دوست داشته باشد زیرا او اولین کسی بود که در زندگی خود بود که با او بسیار مهربان بود.

    در همین حال ، فرولو ، خود را با احساس تقوی و عدالت خود مغایرت می کند ، همانطور که با "افکار غیرحجمی" درباره اسمرالدا رقابت می کند. وسواس او برای سوخت های بی امان از طریق شهر ، جایی که او هر کولی را که در آن قرار دارد دستگیر می کند و خانه هر مخالف را می سوزاند. هنگامی که فرولو سعی می کند خانه میلر و خانواده اش را با آنها در داخل سوزاند ، فوبوس تماشا می کند که جنون به سر می آید. Phoebus خانواده را نجات می دهد و در تلاش برای فرار از اسب Frollo با پیکان تیراندازی می شود. او از پلی به رودخانه زیر سقوط می کند ، اما Esmeralda او را نجات می دهد. در حالی که پاریس می سوزد ، Quasimodo و Gargoyles برای هر نشانه ای از Esmeralda عصبی تماشا می کنند ، اگرچه هوگو مطمئن است که به دلیل عشق به کوازیمودو ("یک پسر مثل شما") باز خواهد گشت. با این حال ، اسمرالدا برمی گردد ، اما او یک فوبوس زخمی را با خود به همراه می آورد. اگرچه وقتی او عاشقان را می بیند ، دل شکسته است ، اما کوازیمودو موافقت می کند که فوبوس را ایمن نگه دارد در حالی که اسمرالدا فرار می کند. فرولو به برج بل باز می گردد و کوازیمودو قبل از رسیدن فوبوس را پنهان می کند. کوازیمودو ادعا می کند که فکر نمی کند فرولو در آن روز بازدید کند ، اما فرولو می گوید همیشه وقت خود را برای دیدن او دارد. Quasimodo عصبی عمل می کند و سعی می کند آنچه را که اتفاق می افتد پنهان کند اما فرولو می داند که او به چیزی بستگی دارد. تا زمانی که فرولو چهره چوبی Esmeralda را می بیند که او با ظن خود با Quasimodo روبرو می شود که به Esmeralda کمک کرده است ، و زنگ رینگر را به خاطر سرنوشت پاریس سرزنش می کند. با این حال ، Frollo لحظه ای طول می کشد تا خودش را دوباره به دست آورد ، زیرا متوجه می شود که نمی خواهد به جایی برسد که خلق و خوی خود را از دست بدهد. او به Quasimodo می گوید که وقتی او در دادگاه معجزه در سپیده دم با هزار مرد و برگها طوفان می کند ، دوباره درست خواهد شد.

    Phoebus از خواب بیدار می شود و کوازیمودو را متقاعد می کند که با او به دربار معجزات برود تا هشدار دهد اسمارالدا و سایرین از برنامه Frollo. در حالی که در ابتدا تمایلی به نارضایتی خود نسبت به فوبوس و ترس او از فرولو و همچنین این واقعیت که اسمرلدا عاشق Phoebus quasimodo است ، احساس می کند. آنها می فهمند که آملت اسمارالدا به او داده است در واقع نقشه شهر است و آن را به یک قبرستان دنبال می کند که در آنجا ورودی مخفی برای رمزهای زیر پیدا می کنند. در داخل ، آنها توسط گروهی از کولی ها به رهبری کلوپین که این دو جاسوسی را به دستور Frollo متهم می کنند ، کمین می شوند. او می داند که آنها باید برای خیانت خود به دار آویخته شوند اما توسط اسمرالدا متوقف شده است. هنگامی که فوبوس برنامه Frollo را فاش می کند ، کولی ها آماده ترک می شوند ، Esmerelda از Phoebus بخاطر هشدار دادن به آنها تشکر می کند ، اما او اعتبار خود را به Quasimodo می دهد زیرا به آنها کمک کرد تا به آنجا برسند. آنها از دیدن فرولو و ارتش وی در ثانیه ها وحشت دارند و همه را به تصرف خود در می آورند. فرولو فاش می کند که او Quasimodo را طعمه زد و مستقیماً به دادگاه معجزات که از کوازیمودو از شنیدن شوکه شده است ، پیروی کرد. ناامید کننده ، Quasimodo به نوتردام باز می گردد و به برج بل زنجیر می کند و در آنجا فقط می تواند تماشا کند زیرا Esmeralda محکوم به سوزاندن در معرض جادوگری است. Gargoyles یک شیاطین سولن را متقاعد می کند که عمل کند و او از زنجیر خود جدا می شود ، قبل از اینکه بتواند در برابر شعله های آتش تسلیم شود ، اسمارالدا را می چرخاند و نجات می دهد. او به نوتردام عقب نشینی می کند و گریه می کند ، "پناهگاه!"برای Esmeralda قبل از قرار دادن او در مکانی امن ، و یک سد سنگ و فلز مذاب را برای پراکندگی نیروهای فرولو می فرستد. در همین حال ، فوبوس موفق به فرار از محدوده های خود می شود و شهروندان پاریس را برای مبارزه با عقب می اندازد.

    Frollo موفق به دزدیدن در کلیسای جامع می شود و قبل از صعود به برج بل ، Archdeacon را کنار می گذارد. او تلاش می کند تا Quasimodo را بکشد ، اما Hunchback به او می جنگد. کوازیمودو سپس به او می گوید که چگونه به او گفته شد که جهان تاریک و بی رحمانه است ، اما اکنون می بیند که تنها دلیل این امر به دلیل افرادی است که مانند فرولو هستند. دقایقی که اسمرالدا زنده است ، زنده است ، فرولو شمشیر خود را می کشد و او را تعقیب می کند و اسمرالدا را در پشت بام های نوتردام قرار می دهد. پس از تکان دادن کوازیمودو با آشکار کردن مادرش درگذشت که در تلاش برای نجات او بود ، فرولو سعی می کند او را از پشت بام جدا کند. با این حال ، همانطور که Esmeralda روی Quasimodo نگه می دارد ، فرولو جای خود را بر روی غرغره ناپایدار از دست می دهد و به مرگ او می افتد. گرفتن Esmeralda در Quasimodo شکست می خورد ، اما او در آخرین لحظه توسط Phoebus گرفتار می شود. این سه دوست با نعمت Quasimodo Phoebus و Romance Esmeralda به هم پیوستند و از کلیسای جامع به یک صبح روشن پاریس ظهور می کنند. Quasimodo به نور خورشید هدایت می شود و توسط یک دختر کوچک که به آرامی صورت خود را لمس می کند قبل از اینکه او را به جمعیت بیاندازد ، به او نزدیک می شود. آنها او را بالای شانه های خود نگه می دارند و از او و آزادی پاریس از استبداد فرولو تشویق می کنند.

    Hunchback of Notre Dame II

    با حضور در چندین سال پس از فیلم اصلی ، Quasimodo اکنون بخشی پذیرفته شده از جامعه پاریس است که برای تعامل با مردم آزاد است ، حتی تبدیل به چیزی از طلسم شهری می شود. با این حال ، او به زندگی در نوتردام با ویکتور ، هوگو و لاورن ادامه می دهد و به عنوان بلورینجر کلیسای جامع خدمت می کند. با آماده شدن این شهر برای Le Jour d'Amour ، که یک جشنواره است که از عاشقانه ها تجلیل می کند ، Quasimodo ، اگرچه هیجان زده است ، اما احساس کمی ناهموار می کند. بر خلاف همه افراد دیگر ، کوازیمودو هیچ علاقه ای به جشن گرفتن جشنواره در کنار هم ندارد. اسمرالدا ، که اکنون به عنوان محرمانه کوازیمودو عمل می کند ، به او اطمینان می دهد که شخصی در آنجا وقتی واقعاً آماده است با او مسیرهایی خواهد داشت. با کنار گذاشتن غم و اندوه ، Quasimodo شروع به تهیه یکی از زنگ های نوتردام ، لا فیدل می کند.

    در همین حال ، سیرک با یک زنگ زن مخفیانه مخفیانه ، ساروش و گروه او مادلین وارد شهر می شود. ساروش قصد دارد لا فیدل را سرقت کند و به مادلین دستور می دهد تا نوتردام بل رینگر را متقاعد کند تا آن را برای او آشکار کند. هنگامی که او این کار را کرد ، او باید مکان را به او بگوید تا او آن را سرقت کند. در داخل ، مادلین هیچ بخشی از طرح ساروش را نمی خواهد اما باید به تنهایی از دنیای سخت پیروی کند یا رنج ببرد. در داخل نوتردام ، او با Quasimodo صحبت می کند ، که در زیر یک زنگ پنهان شده است تا از دیدن چهره اش جلوگیری کند. این دو با یکدیگر نسبتاً راحت می شوند. با این حال ، هنگامی که مادلین سرانجام چهره خود را می بیند ، با وحشت فرار می کند و کوازیمودو را افسرده می کند. حتی اگر زمان آنها مختصر بود ، شبه شروع به ایجاد احساسات برای او می کند. هوگو ، ویکتور و لاورن به کوازیمودو توصیه می کنند که به سیرک بروید ، که تصمیم می گیرد انجام دهد. در همین حال ، سیرک با یک زنگ مخفیانه مخفیانه ، ساروش و گروه او مادلین وارد شهر می شود. ساروش قصد دارد لا فیدل را سرقت کند و به مادلین دستور می دهد تا نوتردام بل رینگر را متقاعد کند تا آن را برای او آشکار کند. هنگامی که او این کار را کرد ، او باید مکان را به او بگوید تا او آن را سرقت کند. در داخل ، مادلین هیچ بخشی از طرح ساروش را نمی خواهد اما باید به تنهایی از دنیای سخت پیروی کند یا رنج ببرد. در داخل نوتردام ، او با Quasimodo صحبت می کند ، که در زیر یک زنگ پنهان شده است تا از دیدن چهره اش جلوگیری کند. این دو با یکدیگر نسبتاً راحت می شوند. با این حال ، هنگامی که مادلین سرانجام چهره خود را می بیند ، با وحشت فرار می کند و کوازیمودو را افسرده می کند. حتی اگر زمان آنها مختصر بود ، شبه شروع به ایجاد احساسات برای او می کند. هوگو ، ویکتور و لورن به کوازیمودو توصیه می کنند که به سیرک بروید ، که او تصمیم می گیرد انجام دهد. در عین حال ، سیرک با یک زنگ مخفی مخفیانه ، ساروش و گروه او مادلین وارد شهر می شود. ساروش قصد دارد لا فیدل را سرقت کند و به مادلین دستور می دهد تا نوتردام بل رینگر را متقاعد کند تا آن را برای او آشکار کند. هنگامی که او این کار را کرد ، او باید مکان را به او بگوید تا او آن را سرقت کند. در داخل ، مادلین هیچ بخشی از طرح ساروش را نمی خواهد اما باید به تنهایی از دنیای سخت پیروی کند یا رنج ببرد. در داخل نوتردام ، او با Quasimodo صحبت می کند ، که در زیر یک زنگ پنهان شده است تا از دیدن چهره اش جلوگیری کند. این دو با یکدیگر نسبتاً راحت می شوند. با این حال ، هنگامی که مادلین سرانجام چهره خود را می بیند ، با وحشت فرار می کند و کوازیمودو را افسرده می کند. حتی اگر زمان آنها مختصر بود ، شبه شروع به ایجاد احساسات برای او می کند. هوگو ، ویکتور و لاورن به کوازیمودو توصیه می کنند که به سیرک بروید ، که تصمیم می گیرد انجام دهد.

    او با اسمرالدا ، فوبوس و پسرش زفیر ملاقات می کند و همه آنها با هم به سمت سیرک می روند. پس از اجرا ، به مادلین دوباره دستور داده می شود که محل زندگی La Fidèle را بدست آورد. با این حال ، او متوجه روابط نزدیک کوازیمودو و زفیر می شود و می فهمد که او یک فرد فوق العاده در داخل است. Quasimodo و Madellaine با یک تور در شهر حرکت می کنند و در طی این روند عاشق می شوند. ویکتور ، هوگو ، و لورن و همچنین همه پاریس در مورد عاشق شدن کوازیمودو آواز می خوانند ، در طی این ، او و مادلین در باران می رقصند. بعد از مدتی آنها به سمت برج بل می روند. او به مادلین اجازه می دهد تا در پشت پرده خشک شود ، گارگویلها سپس از کوازیمودو می پرسند که چگونه قصد دارد او را جذاب کند و او هیچ برنامه ای ندارد. آنها برخی از موسیقی ، شمع یا جنجال را در اثر آتش پیشنهاد می کنند. بعد از اینکه مادلین خشک شد ، او La Fidèle خود را که از آن شگفت زده شده است نشان می دهد ، آنها به زودی در کنار آتش نشسته اند و او از کوازیمودو می پرسد که آیا او واقعاً منظورش این را می کند وقتی گفت که او چیزهای زیادی برای دادن دارد. او می گوید این کار را کرد و همچنین اعتراف می کند که خوب به نظر نمی رسد اما مادلین او را راحت می کند و می گوید که او یک فرد فوق العاده است زیرا جهان را متفاوت از هر کس دیگری می بیند. او چهره چوبی را که از او ساخته بود به مادلین می دهد و می گوید اکنون می تواند خودش را از طریق چشمان خود ببیند که او را لمس می کند و قبل از ترک بوسه ای بر پیشانی می دهد. Gargoyles از دیدن او خوشحال است اما چند ثانیه بعد او در حالی که لبخند می زند جلو می رود. روز بعد ، شبه احساس عجیب و غریب می کند و برای کمک به Esmeralda می رود. او به راحتی متوجه می شود که عاشق است و به او توصیه می کند که حقیقت را به او بگوید. درست در آن زمان ، فوبوس به آشکارا مقصر این سیرک برای سرقت های ناگهانی در سراسر شهر می شود. Quasimodo به مادلین می رود ، که احساس می کند متفاوت است ، اما فوبوس قانع نیست. کوازیمودو طوفان می کند.

    در بازگشت به سیرک، ساروش مادلین را مجبور می کند تا کوازیمودو را از نوتردام بیرون بیاورد تا بتواند حرکت خود را در La Fidèle انجام دهد. مادلین سعی می کند این درخواست را رد کند، اما ساروش کوازیمودو را تهدید به قتل می کند مگر اینکه همکاری کند. کوازیمودو احساس می کند که وقت آن رسیده است که از مادلین حقیقت رابطه آنها را بپرسد و او را برای پیاده روی ترک می کند. در زمان غیبت آنها، ساروش فیبوس را فریب می دهد تا باور کند مادلین مغز متفکر دزدی ها است و دو نفر از افراد شرور او زنگ را با موفقیت می دزدند. وقتی کوازیمودو و مادلین برمی گردند، فیبوس دستور می دهد مادلین را به خاطر دزدی هایی که باعث می شود کوازیمودو احساس خیانت و دل شکستگی کند دستگیر کنند. در داخل نوتردام، هوگو، ویکتور و لاورن به کوازیمودو در مورد سرقت اطلاع دادند و زفیر به دنبال ساروسش رفت. کوازیمودو، اسمرالدا، فیبوس و مادلین اسیر راهی ساروش می شوند.

    کوازیمودو و دیگران وارد دخمه های تاریک می شوند. آنها با Djali روبرو می شوند که آنها را به Sarusch و Zephyr می برد. ساروش فیبوس و نگهبانان را مجبور می کند تا با استفاده از زفیر به عنوان گروگان، دروازه را باز کنند تا به قایق او اجازه عبور دهد. مادلین کوازیمودو را متقاعد می کند که دوباره به او اعتماد کند و آن دو از پلکانی بالا می روند. Quasimodo کمند یک صخره برای ایجاد یک طناب محکم و مادلین از آن عبور می کند. وقتی قایق ساروش از زیر او می گذرد، مادلین زفیر را از چنگ ساروش می گیرد. با ربوده شدن اهرم ساروسش، مردان فوبوس به سرعت ساروسش را دستگیر کرده و زنگ را پس می گیرند. در جشنواره، کوازیمودو و مادلین در نهایت عشق خود را به یکدیگر اعلام می کنند و در حالی که زفیر زنگ La Fidèle را می زند، می بوسند.

    سایر ظواهر

    Quasimodo به عنوان مهمان در House of Mouse چندین فیلم کوتاه می سازد. در اپیزود "جیمینی کریکت" از کوازیمودو به عنوان مرجع نقل قول جیمینی استفاده شد، "شاید با شخص خاصی ملاقات کنی، شاید نخواهی". فیلم 1996. در اپیزود «از فون دریک بپرس» کوازیمودو در حالی که به تماشای رقص اسمرالدا روی میز می نشیند، دستانش را کف می زند. در اپیزود «خانه اسکروج» چهره کوازیمودو با دیدن او در بین تماشاگران تغییر شکل نمی دهد.

    Quasimodo همچنین در پایان شیر شاه 1½ در میان انبوه شخصیت های فیلم ساز دیزنی ظاهر می شود.

    در Descendants، Quasimodo به عنوان یکی از قهرمانانی که تصاویری در کلیسای جامع دارد ظاهر می شود.

    در Ralph Breaks the Inteet، تصویری از Quasimodo به همراه کلاه جادوگر در غرفه انیمیشن دیزنی Oh My Disney دیده می شود.

    کودکی که لباس Quasimodo را پوشیده است را می توان در هنگام Flashback Launchpad McQuack در قسمت Ducktales "The Trenceing!" مشاهده کرد.

    بازی های ویدیویی

    Kingdom Hearts 3D: Dream Drop فاصله

    Quasimodo as he appears in Kingdom Hearts 3D: Dream Drop Distance.

    Quasimodo در بازی به عنوان شخصیتی که در دنیای خواب خود به دام افتاده است ، "La Cité des Cloches" ظاهر می شود.

    دقیقاً مانند این فیلم ، Quasimodo مجبور است به دستور استاد خود Claude Frollo در برج بل نوتردام بماند. در طول جشنواره احمقان ، کوازیمودو دزدکی حرکت کرد و در پایان شرکت در جشنواره و تاجگذاری پادشاه احمق ها به پایان رسید. Dream Eaters بخشی از رژه او بود و وقتی سورا وارد شد ، کابوس شد و خشونت کرد که پس از آن با آنها جنگید.

    Quasimodo هنگام ورود به نوتردام برای پاسخ در مورد Frollo با Riku ملاقات کرد. شبه پس از اینکه توسط خود فرولو به خود اطلاع داده شد که وی در حومه شهر تجارت کرده است ، شبه به Riku اطلاع داد که استادش کجاست و Archdeacon دور است. ریکو از او سؤال کرد که چرا به بیرون نمی رود و کوازیمودو توضیح داد که به دلیل ظاهر ناخوشایند او است. با این حال ، ریکو او را ترغیب کرد تا دوستان واقعی را پیدا کند که او را به خاطر آنچه در قلب او است ، می بینند.

    کوازیمودو بعداً با اسمرالدا آشنا شد و او را در اطراف برج بل نشان داد. کوازیمودو پس از فهمیدن اینکه فرولو به دلیل قومیت خود قصد کشتن او را داشت ، پناهگاه و محافظت خود را در نوتردام ارائه داد. او رد کرد اما با مکان پنهان دربار معجزات ، یک گروه بافته شده به او داد ، پناهگاه امن برای کولی های شکار شده مانند او.

    هنگامی که او از سورا و فوبوس شنید که فرولو در دادگاه معجزات کشف کرد و قصد حمله به این گروه را داشت ، وی از گروه برای هدایت سورا و فوبوس به دادگاه در تلاش برای هشدار دادن به کولی ها استفاده کرد. با این حال ، معلوم شد که فرولو آنها را فریب داد و فقط وانمود کرد که موقعیت دادگاه را می داند تا بتواند در آنجا Quasimodo را دنبال کند. فرولو با ارتش کابوس به دادگاه رسید.

    Quasimodo Esmeralda را از اعدام خود نجات داد و او را به پناهگاه در نوتردام برد. در اینجا ، او فهمید که مادرش به جای اینکه او را رها کند همانطور که فرولو گفت ، در حین محافظت از او درگذشت. وی پیشنهاد داد تا به ریکو کمک کند تا با Wargoyle مبارزه کند ، اما ریکو به Quasimodo گفت که به جای آن از Esmeralda مراقبت کند. در پی ، وی توسط سورا تشویق شد تا بیرون برود و دوستان بیشتری پیدا کند. Quasimodo موافق است ، دیگر از ترس از رد جامعه. Quasimodo همچنین از Riku برای توصیه های او قبلاً تشکر کرد.

    موسیقی

    در موزیکال آلمان ، Quasimodo در رفتار بیشتر روحیه دارد و او در برقراری ارتباط کلامی مشکل دارد ، هرچند که ناشنوا نیست. او قادر است هنگام آواز خواندن آزادانه خود را ابراز کند ، و این باعث می شود فرد باور کند که شماره های او واقعاً در ذهن او اتفاق می افتد. سرنوشت او در پایان موزیکال بسیار متفاوت از فیلم است: او پس از مرگ Esmeralda ، فرولو را از عصبانیت می کشد و جسد خود را از نوتردام (دقیقاً مانند کتاب هوگو) حمل می کند. این موزیکال همچنین دوستان Gargoyle Quasimodo را به عنوان چهره ای از تخیل او ایجاد می کند ، که به دلیل تنهایی او ایجاد شده است.

    در موسیقی آمریکای شمالی ، نقش و شخصیت کوازیمودو بسیار مشابه در موسیقی اصلی است. با این حال ، در این نسخه ، پدر Quasimodo ، به نام jehan ، نشان داده شده است که برادر Frollo است و Quasimodo را در مراقبت از دایی بی رحمانه خود قرار می دهد. همانطور که در این رمان ، Quasimodo از زنگ زدن به زنگ ها ناشنوا می شود و فقط هنگام صحبت با غرغرها (در این حالت ، دوستان وی به عنوان مقدسین سنگی به تصویر کشیده می شوند) یا هنگام آواز خواندن. برخی از تولیدات با بازیگر دیگری که صدای آواز خود را ارائه می دهد ، یک بازیگر ناشنوا را به عنوان Quasimodo بازی می کند. علاوه بر این ، سرنوشت Quasimodo نسبت به موسیقی آلمانی مبهم تر است و به این رمان صادق است: او بدن Esmeralda را به رمزهای زیر پاریس می برد و گرسنگی می کند. بقایای او بعداً در حال چسباندن Esmeralda است. هنگامی که سعی در جدا کردن آنها وجود دارد ، باقی مانده Quasimodo به گرد و غبار فرو می رود.

    پارک های دیزنی

    تفرجگاه دیزنی لند

    Quasimodo در نمایشگاه World of Color: Winter Dreams ، در طول دنباله "باور" نمایش ، در نمایشگاه World of Color: Winter Dreams ایجاد می کند.

    دنیای والت دیزنی

    Quasimodo کارت طلسم خود را دارد که به عنوان "زنگ Quasimodo" در جادوگران جاذبه Magic Kingdom از پادشاهی جادویی شناخته می شود. در همان پارک ، او در هنگام خوشبختی همیشه ظاهر قابل توجهی می کند ، جایی که "در آنجا" را اجرا می کند. در گذشته ، شبه روزانه در Hunchback of Notre Dame: یک ماجراجویی موسیقی در استودیوهای هالیوود دیزنی ظاهر می شد.

    دیزنی لند پاریس

    در رویاهای دیزنی ، کوازیمودو صحنه ای دارد که در آن می خواند "در آنجا" می خواند و در اطراف برج های Le Château de la Belle Au Bois خفته است. او همچنین در The Hunchback of Notre Dame: Festival of Fools Parade ، که در تبلیغ این فیلم اجرا شد ، به نمایش درآمد.

    خط سفر دریایی دیزنی

    در کنار رویای دیزنی و دیزنی شگفت انگیز ، شبه به عنوان یک شخصیت چهره در بخش طلایی میکی "قهرمانانه" ظاهر می شود و "آنجا" را انجام می دهد.

    تفاوت از ماده منبع

    • Quasimodo اصلی، ساخته شده توسط ویکتور هوگو، شخصیت تراژیک تر بود. او گذشته از زشت بودن و بدشکل بودن، به دلیل صدای بلند زنگ ها نیمه کور و ناشنوا بود و نمی توانست قابل فهم صحبت کند. او خیلی کم ارتباط برقرار می کرد اما زبان اشاره توسط فرولو به او آموزش داده شد. با این حال، او همچنان مهربان و دلسوز بود.
    • رشد کوازیمودو روی چشم چپ او در ابتدا به عنوان پوشاندن سمت راست او نشان داده شد که باعث نابینایی او در آن چشم شد. نابینایی او از فیلم حذف شد.
    • در رمان اصلی، فرولو جان کوازیمودو را نجات داد، اما فرولو و آرکدیکون هرگز به طور انحصاری موافقت نکردند که او را در برج ناقوس نوتردام محبوس کنند. کوازیمودو صرفاً به دلیل نفرت انگیز بودن ویژگی هایش پنهان ماند.
    • کوازیمودوی ویکتور هوگو نسبت به کسانی که دوستشان داشت مراقبت می کرد اما نسبت به کسانی که به آنها آسیب می رساندند بسیار خشن تر بود و تا آنجا پیش می رفت که برای محافظت از اسمرالدا دیگران را می کشت. او فرولو را با پرتاب او از برج های کلیسای جامع به جای تماشای سقوط او در حال مرگش می کشد.
    • در پایان رمان، کوازیمودو نمی تواند اسمرالدا را که با دار زدن می میرد، نجات دهد. او جسد او را به دخمه های زیر پاریس می برد و با جسد او دراز می کشد و از گرسنگی می میرد. هنگامی که سه سال بعد سربازان بقایای آنها را کشف می کنند، سعی می کنند کوازیمودو را از اسکلت اسمرالدا خارج کنند، اما بدن او با کوچکترین تماسی به خاک تبدیل می شود.

    روابط

    ویکی دیزنی مقاله ای دارد که بر روابط Quasimodo تمرکز دارد.

    آلبوم عکس

    ویکی دیزنی مجموعه ای از تصاویر و رسانه های مربوط به Quasimodo دارد.

    چیزهای بی اهمیت

    • Quasimodo آخرین نقش اصلی تام هالس در اجرای تئاتر قبل از بازنشستگی موقت او از بازیگری است.
    • از دیگر بازیگران در نظر گرفته شده برای نقش Quasimodo می توان به نوازنده Meat Loaf و Mandy Patinkin از The Princess Bride اشاره کرد. استماع پتینکین به دلیل طغیان شدیدی که از تغییراتی که می خواست نه تنها در شخصیت، بلکه در آهنگ ها نیز اعمال کند، محروم شد، بدنام شد.
    • علیرغم این واقعیت که چشمان او در فیلم اصلی سبز است، اما در The Chungback of Notre Dame II و Kingdom Hearts 3D: Dream Drop Distance در "La Cite Des Cloches" چشمان کوازیمودو آبی است.
      • Quasimodo همچنین اولین شخصیت جدید دیزنی بود که در تصاویر و فیلم های تبلیغاتی Kingdom Hearts 3D: Dream Drop Distance به نمایش درآمد.
      • همانطور که گفته شد، والدین او در افتتاحیه، به ویژه مادرش، شباهتی به اسمرالدا نشان می دهند، که احتمالاً اشاره ای به رمان اصلی است که در آن مشخص شد این جفت در بدو تولد با هم عوض شده اند.
      • لازم به ذکر است که این فیلم 8 سال قبل از اکران اقتباس دیزنی از گوژپشت نوتردام ساخته شد.
پلتفرم های تجاری...
ما را در سایت پلتفرم های تجاری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مریم کاویانی بازدید : 36 تاريخ : سه شنبه 24 مرداد 1402 ساعت: 14:08