
پول نقد پادشاه است. شما قبلاً آن را شنیده اید ، اما آیا می دانید واقعاً به چه معنی است؟
من یاد گرفتم که چگونه می توانم جریان نقدی را ابتدا در مدرسه تجارت ، در یک کلاس درس مدیریت کنم ، اما تا سالها بعد واقعاً برای من معنی نداشت ، زیرا من در حال ساختن مشاغل خودم بودم. با افزایش فروش و سود من ، جریان نقدی من کاهش یافت. آنچه که زمانی یک تمرین کلاس درس بوده است ، اکنون در زندگی واقعی بازی می کرد ، زیرا خودم را در معرض خطر قرار دادن و از دست دادن حقوق و دستمزد قرار دادم ، در حالی که به نظر می رسید تجارت در حال رونق است.
من در دهه ها از آن زمان دیده ام که بسیاری از ما در همان تله ای قرار می گیرند که مرا به خود جلب کرده است: ما با سود فکر می کنیم ، اما ما پول نقد می کنیم. فرهنگ ما ما را ترغیب می کند تا اینگونه فکر کنیم. داخلی استبرنامه تجاری کلاسیک در مورد دستمال در مورد فروش چیزی برای خیلی بیشتر از آن است که برای ساخت آن برای شما هزینه کند. در دراز مدت ، این باید کافی باشد ، اما همیشه اینگونه نیست.
بنابراین ، اخلاق این داستان همانطور که می گویم انجام می شود ، نه همانطور که من انجام دادم. به جریان نقدی خود توجه کنید. سود را با پول نقد اشتباه نگیرید. من موفق شدم از مشکل موقت جریان پول نقد خزیدم ، اما وام های اضافی و بدهی کارت اعتباری سنگین طول کشید.
مشکل پول نقد در تجارت این است که ما تمایل داریم آن را به طور کامل تصدیق کنیم. ما در سود فکر می کنیم ، اما پول نقد می کنیم. مسئله این است که سود و پول نقد متفاوت است.
سود با کم کردن هزینه های فروش محاسبه می شود. فرقی نمی کند مشتری شما واقعاً به شما پرداخت کرده باشد یا اینکه واقعاً صورتحساب خود را پرداخت کرده اید. هنگام ارسال فاکتور خود ، فروش به حساب می آید. هزینه ها به همان روش کار می کنند - حتی اگر هنوز صورتحساب را پرداخت نکرده اید ، می توانید هزینه ای برای کتاب های خود داشته باشید.
درآمد این است که پول وارد تجارت می شود. برای اکثر اهداف حسابداری و تحلیل مالی ، همان فروش است. اما از نظر فنی ، درآمد همچنین می تواند شامل فروش دارایی و پول به عنوان وام و سرمایه گذاری باشد.
از طرف دیگر ، پول نقد همان چیزی است که برای پرداخت قبض های خود لازم است - پول واقعی که در دست دارید ، در حساب بانکی خود.
مسئله اساسی با درک تفاوت بین پول و سود ، استانداردهای اساسی مالی و حسابداری است. در سراسر جهان غرب ، ما با یک عمل تجاری که ریشه در بیانیه سود و زیان دارد ، زندگی می کنیم ، همچنین بیانیه درآمد نامیده می شود. این عملکرد تجارت را در یک دوره خاص ، معمولاً یک ماه ، یک چهارم (سه ماه) یا یک سال نشان می دهد.
این کار با فروش در بالا شروع می شود ، سپس هزینه های مستقیم (که به آن هزینه های واحد و هزینه های کالاهای فروخته شده یا COGS نیز گفته می شود) را نشان می دهد. این هزینه های مستقیم را از فروش برای نشان دادن حاشیه ناخالص کم می کند.
سپس هزینه ها ، از جمله هزینه های ثابت مانند اجاره و حقوق و دستمزد و هزینه های اختیاری مانند بازاریابی و هزینه های تبلیغاتی را لیست می کند. از نظر فنی ، بهره و مالیات هر دو هزینه است ، اما آنها اغلب به طور جداگانه از هزینه های عملیاتی نشان می دهند. و سود ، در پایین ، نتیجه کم کردن هزینه ها (از جمله بهره و مالیات) از حاشیه ناخالص است.
این پدربزرگ از کلیه صورتهای حسابداری لحن بسیاری از مباحث تجاری را تعیین می کند. این واژگان ما را نیز تعیین می کند - ما به عنوان سود به "خط بالا" به عنوان "فروش" و "خط پایین" اشاره می کنیم.
اما این مشکل وجود دارد: سود و زیان احساس می کند که کل سلامت تجارت است ، اما در واقع ، اینگونه نیست.

یک تجارت کالاها یا خدمات را به همراه فاکتور به مشتری یا مشتری تجاری ارائه می دهد. چک بعداً می آید. این در فروش تجارت به تجارت بسیار متداول است ، و این بدان معنی است که مقدار آن فاکتور در فروش ماه گنجانده شده است ، و به عنوان فروش رزرو می شود-اما در واقع در بانک پول نقد نیست.
در عوض ، این مبلغ در یک دسته حسابداری به نام حساب های دریافتنی تا زمان ورود چک قرار دارد و به بانک واریز می شود. میانگین زمان بین تحویل فاکتور و دریافت پول ، روزهای جمع آوری یا دوره جمع آوری نامیده می شود. مشکلی که مشاغل با آن روبرو هستند این است که تمام پول موجود در حساب های دریافتنی در سود به عنوان فروش نشان می دهد ، اما در حساب بانکی شما نیست. شما نمی توانید آن را خرج کنید.
مشاغل سودآور می توانند به این دلیل که در حساب های دریافتنی بیش از حد پول زیادی دارند و در بانک کافی نیستند ، می توانند به این نتیجه برسند. این پول در فروش نشان داده شد اما هرگز آن را به بانک تبدیل نکرد. در نهایت ، سودآور بودن مانع از شکست تجارت نمی شود.
بیشتر مشاغل محصول مانند فروشگاه ها قبل از فروش آنها باید چیزهایی را که می فروشند قبل از زمان خریداری کنند. تولید کنندگان و مونتاژ ها قبل از ایجاد و فروش کالاهای نهایی مجبورند اجزای و مواد را خریداری کنند و این مسئله مشکلات احتمالی جریان پول را ایجاد می کند.
این موجودی نامیده می شود: محصولاتی برای فروش مجدد ، مواد تولیدی ، اجزای مونتاژ. پول خرج شده برای موجودی تا زمانی که آنها در نهایت بفروشند ، سود خود را نشان نمی دهد ، اما وقتی هزینه می شود ، خارج از بانک است.
برای مشاغلی که به موجودی وابسته هستند ، مدیریت موجودی می تواند برای جریان نقدی بسیار مهم باشد. خیلی راحت است که پول در موجودی که در قفسه ها قرار دارد خیلی طولانی باشد ، یا هرگز فروخته نمی شود. این پول از حساب بانکی از بین رفته است اما در صورت سود و ضرر نشان نمی دهد.
برعکس حساب های دریافتنی حساب های قابل پرداخت نامیده می شود ، یعنی پولی است که یک تجارت به فروشندگان آن بدهکار است.
30 روز یا بیشتر برای پرداخت فاکتورها برای جریان نقدی خود مناسب است. هر دلار که در حساب های پرداخت شده در حساب های قابل پرداخت نشسته اید ، یک دلار است که به عنوان هزینه ها حساب می شود و سود را کاهش می دهد ، اما در واقع هنوز یک دلار در بانک خود شماست. شما آن دلار را دارید تا زمانی که آن را پرداخت نکنید. شما وقتی آنها را متحمل می شوید ، هزینه های خود را از سود کم می کنید ، نه وقتی به آنها پرداخت می کنید.
بنابراین قابل پرداخت بر خلاف مطالبات قابل دریافت است: با مطالبات قابل دریافت ، مشتریان شما پول شما را دارند. با پرداخت هزینه ، شما پول فروشندگان خود را دارید.
برای کمک به نشان دادن تفاوت بین پول و سود ، در اینجا مثال وجود دارد: فروشگاه دوچرخه گرت ، یک فروشگاه دوچرخه در یک بازار محلی متوسط ، با فروش حدود 400000 دلار در سال.
نمودار اول در زیر شماره های کلیدی برای آن فروشگاه را در طی چند ماه نشان می دهد. فروش ، هزینه های مستقیم ، هزینه ها و سود را می بینید.

اکنون ما آن را با یک طرح ساده جریان نقدی بر اساس این فرض که فروشگاه 90 درصد از فروش خود را با اعتبار ("NET-60") مقایسه می کند ، مقایسه می کنیم و مشتریان آن دو ماه صبر می کنند تا این فاکتورها را بپردازند (این برای یک دوچرخه غیر معمول خواهد بودفروشگاه ، بله ، اما این مورد مشترک برای اکثر شرکت های موجود در تجارت به تجارت است).
همچنین ، فرض کنیم گرت حدود یک ماه فروش را به عنوان محصولاتی که در فروشگاه به نام موجودی به نام موجودی نامیده می شود ، نگه می دارد و مشتریان می توانند آن را خریداری کنند ، و او مجبور است قبل از فروش آنها این محصولات را خریداری کند. نتیجه این است که جریان نقدی بسیار متفاوت از سود است ، همانطور که در تصویر زیر مشاهده می کنید:

تفاوت بین سود و پول نقد ، در این حالت ، بیش از 90،000 دلار برای تجارت در حدود 30،000 دلار ماهانه است. این تجارت به دلیل کمبود پول نقد سودآور اما ورشکسته خواهد بود.
تغییر در این دو سناریو فقط جریان نقدی است، نه یک پنی از فروش، هزینه فروش یا مخارج. هیچ قیمتی تغییر نمی کند، هیچ کارمند جدیدی اضافه نمی شود و هیچ تغییری در حقوق ایجاد نمی شود.
در اینجا این تفاوت از نظر گرافیکی به نظر می رسد:

عبارت "خط پایین" اشاره ای به سود است که خط پایانی صورت سود و زیان است. اما در واقع به معنای چیزی شبیه نتیجه گیری یا مهم ترین نتیجه است. به همین دلیل است که سود واقعی برای صاحبان مشاغل جریان نقدی است نه سود.
شرکت های سودآور به دلیل کمبود جریان نقدی ممکن است با کمبود پول مواجه شوند و هیچ راهی برای دور زدن آن وجود ندارد. برای اداره یک کسب و کار، باید به جریان نقدینگی فکر کنید، نه فقط سود.
یادداشت سردبیر: این مقاله در سال 2020 به روز شد.
تیم بری موسس و رئیس Palo Alto Software و Bplans. com است. او را در توییتر @Timberry دنبال کنید.
پلتفرم های تجاری...
برچسب :
نویسنده : مریم کاویانی
بازدید : 26